وبلاگ شخصی فرهاد داودوندی
 
فروشگاه لوازم یدكی اتومبیل ، نجوم ، ورزش ، شطرنج، هنر و علم در بروجرد
tabligh
tabligh


خاطره ای جالب و قدیمی

از مهندس منوچهر احتشامی

از مفاخر معاصر بروجرد


برادر بسیار ارجمند .جناب اقای داوودوندی عزیز

مبارک بادت این سال و همه سال     همایون بادت این روز و همه روز


خداوند به شما برکت عنایت فرماید . با آن گل ریزانی که بر پا فرمودید .

در سال 1328 که زنده یاد پور پرویز رئیس دبرستان پهلوی بودند پنج نفر را از کلاسهای پنجم و ششم دبیرستان انتخاب کرد که  عبارت بودند از،من و علی اشرف معظمی گودرزی و تقی ثقت الاسلامی حسین ستایشی و حسن استوار و قرار شد بهر طریق که ممکن است هدایایی تهیه کنیم و برای شاگردانی که دستشان نمیرسد کفش و کت و شلوار تهیه کنیم .

در آن سال دبیری از اهالی کردستان به نام اقای ناصر محسنی دبیر تاریخ و جغرافی ما بود .یادش بخیر روزی بسراغ ما امد و گفت پدرش که در آن زمان رئیس پست و تلگراف بروجرد بود گفته من میخواستم دویست تومان به خیریه کمک کنم چه خیریه ای بهتر از این

و ایشان دویست تومان که در آن زمان خیلی پول بود بما دادند .پنجاه تومان هم خود ما جمع کرده بودیم .توانستیم برای دانش اموزان ذیصلاح لباس تهیه کنیم .

خداوند انها را که دستشان از این دنیا کوتاه است بیامرزد و انها که هنوز زنده اند عمری بیشتر عنایت فرماید .

ارادتمند

منوچهر احتشامی




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: خاطره ای قدیمی از مهندس منوچهر احتشامی، خاطره، منوچهر احتشامی، تاریخ بروجرد، مهندس منوچهر احتشامی،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 25 اردیبهشت 1398 توسط فرهاد داودوندی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظ