وبلاگ شخصی فرهاد داودوندی
 
فروشگاه لوازم یدكی اتومبیل ، نجوم ، ورزش ، شطرنج، هنر و علم در بروجرد
tabligh
tabligh



اقدام قابل تحسین روزنامه پیغام بروجرد:

از شهرداری بروجرد برای آگهی و رپرتاژ

 هزینه‌ای دریافت نمی کنیم/

پول آگهی را به کارگران بدهید





اتفاق بی سابقه در عرصه مطبوعات


روزنامه پیغام بروجرد

 برای کمک به شهرداری بروجرد

خبرهای و آگهی های شهرداری را

 رایگان چاپ می کند.



در اتفاقی بی سابقه آقای احمد ترک زبان مدیر مسوول روزنامه پیغام بروجرد خطاب به شهرداری و شورای شهر بروجرد اعلام نمود که تمامی آگهی های شهرداری بروجرد را بطور رایگان چاپ خواهد کرد.

مدیر مسوول روزنامه پیغام که از پیشکسوتان عرصه روزنامه نگاری بروجرد و لرستان به حساب می آید در این اطلاعیه چنین نوشته است:

دست یاری روزنامه پیغام به شهرداری بروجرد

شهردار محترم و اعضای محترم شورای شهر بروجرد

همانطور که اطلاع دارید یکی از هزینه های عمده شهرداری بحث هزینه های تبلیغاتی و اطلاع رسانی در نشریات شهر است که بار سنگینی را بر دوش این سازمان تحمیل می کند.

از سوی دیگر برخی روزنامه ها که نمی توانند هزینه های خود را از طریق بخش های خصوصی و مردمی تامین نمایند سعی می کنند بار خود را بر دوش بیت المال گذاشته، خبرهای شهرداری را تبدیل به گزارش آگهی کرده و در مناسبت ها هم با تبریک و تهنیت های خود ساخته، فشار مضاعفی را بر گرده ضعیف شهرداری وارد نموده، این سازمان را از ارئه خدمات ذاتی خود در نظافت و پاکیزگی و زیبایی شهر باز دارد.

بر این اساس مدیریت روزنامه پیغام بروجرد مصمم استبرای افزایش توان شهرداری در ارائه خدمات شهری به همشهریان عزیز با چاپ رایگان کلیه آگهی ها، اطلاعیه ها و خبرهای شهرداری، این سازمان را در جهت انجام رسالتش که همانا خدمت به شهروندان عزیز و پردذاخت حقوق و دستمزد به موقع کارگران شریف شهرداری است یاری نماید.

لذا از شهردار محترم و کلیه اعضای شورای شهر انتظار دارد از فرصت به دست آمده توسط روزنامه پیغام بروجرد استفاده کرده، امور اطلاع رسانی شهرداری را به نشریاتی واگذار نمایند که حاضر به همکاری با این نهاد بصورت افتخاری باشند.

باشد که این خدمت ناچیز الگویی قرار گیرد برای همه کسانی که می توانند به نحوی در حل مشکلات مالی شهرداری بروجرد درصدی هر چند ناچیز تاثیر گذار باشند.

لازم به ذکر است روزنامه پیغام بروجرد با پایبندی به این شیوه اعلام می دارد این روزنامه از اول مرداد ماه 1394 تا پایان سال جاری کلیه امور تبلیغاتی و اطلاع رسانی شهرداری بروجرد را بصورت افتخاری و رایگان تقبل نموده، روزنامه آن را نیز به صورت رایگان تقدیم می نماید.

با احترام

احمد ترک زبان - مدیر مسوول روزنامه پیغام بروجرد 





طبقه بندی: آقای احمد ترک زبان( مدیر مسئول پبغام بروجرد)،  نشریات، 
برچسب ها: اتفاق بی سابقه در عرصه مطبوعات روزنامه پیغام بروجرد برای کمک به شهرداری بروجرد خبرهای و آگهی های شهرداری را رایگان چاپ می کند.، احمد ترک زبان، پیغام بروجرد، اتفاق بی سابقه در عرصه مطبوعات، اقدام قابل تحسین روزنامه پیغام بروجرد: از شهرداری بروجرد برای آگهی و رپرتاژ هزینه‌ای دریافت نمی کنیم/ پول آگهی را به کارگران بدهید،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 5 مرداد 1394 توسط فرهاد داودوندی













برای سلامتی آقای احمد ترک زبان

مدیر مسوول پیغام بروجرد دعا کنیم



متاسفانه صبح امروز ( سوم تیر 94 ) آقای احمد ترک زبان مدیر مسوول روزنامه پیغام بروجرد بر اثر بیماری دچار عارضه شدید شده و به بیمارستان منتقل گردید.


صبح روز چهارشنبه سوم تیرماه "احمد ترک‌زبان" مدیر مسوول روزنامه "پیغام بروجرد" كه قدیمی‌ترین نشریه در حال انتشار این شهر به شمار می‌رود، بر اثر بیماری در بیمارستان بستری شد.

به گزارش یافته، پس از انتقال ترك‌زبان به بیمارستان امام بروجرد، پزشكان عارضه مغزی وی را خطرناك تشخیص داده و دستور انتقال و بستری وی به بخش مراقبت‌های ویژه بیمارستان چمران صادر شد.

هفته‌نامه پیغام بروجرد 25 فروردین 1379 از هیأت نظارت بر مطبوعات كشور مجوز نشر گرفت و دی‌ماه 1392 ترتیب انتشار آن از هفته‌نامه به روزنامه تغییر یافت.

بدون شك فشار ناشی از كار فرسایشگر مطبوعاتی و اطلاع‌رسانی در وخیم شدن حال آقای ترك‌زبان بی‌تاثیر نبوده است.

امیدواریم این همكار رسانه‌ای هر چه زودتر سلامتی خود را باز یابد.

برای سلامتی آقای احمد ترک زبان پیشکسوت عرصه روزنامه نگاری بروجرد و لرستان دعا کنیم.............




طبقه بندی: آقای احمد ترک زبان( مدیر مسئول پبغام بروجرد)، 
برچسب ها: برای سلامتی آقای احمد ترک زبان مدیر مسوول پیغام بروجرد دعا کنیم، احمد ترک زبان،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 4 تیر 1394 توسط فرهاد داودوندی









به بهانه پانزدهمین سال تاسیس

 

 روزنامه پیغام بروجرد و چاپ شماره 600

 

تعدادی از مسئو لین ما فرق

 

 روزنامه و هفته نامه و ماهنامه را نمی دانند

 

 و به همۀ آنها روزنامه می گویند

 

 

نوشته آقای احمد ترك زبان: مدیر مسوول روزنامه پیغام بروجرد

 

22 شهریور سالروز تأسیس نشریه پیغام بروجرد است.

 

15 سال پیش در چنین روزی اولین شماره آزمایشی این نشریه در قالب هفته نامه در چاپخانه دانش خرم آباد چاپ و در شهرستان بروجرد توزیع شد و مورد استقبال همشهریان عزیز قرار گرفت . امروز در آغاز شانزدهمین سال انتشار از جهتی خوشحالیم که مجوز روزنامه داریم و می توانیم هر روز منتشر شویم ! و از طرفی نگرانیم شرایط انتشار به صورت روزنامه در شهر ما فراهم نیست . نه نیروهای ورزیده داریم و نه خبرنگاران دوره دیده و کار آشنا و نه چاپخانه ای که جوابگوی نیاز هر روزۀ یک روزنامه باشد .

 

 از طرفی دستگاههای اداری هم همکاری لازم را در این شهرستان با رسانه ها ندارند و اعلامیه های ضروری انها از طریق مدیریت بدون پول و دیواری و بنری است که با طبع مطبوعات سازگاری ندارد . به هر حال تولید روزنامه مستلزم یک سری سازوکارهایی است که شرایط آن در این شهرستان به راحتی فراهم نیست ، از طرفی امروز نشریاتی متولد شده اند که امتیاز خود را به دلالان می فروشند و دلال هم کاری با اخلاق و منش روزنامه نگاری ندارد ، برای آنها مهم جذب آگهی است به هر قیمتی که باشد و لذا در چنین آشفته بازار فرهنگی مسئولان این شهرستان هم معمولاً بهتر جذب آنها می شوند همان طور که همیشه کارهای غیر قانونی و سدمعبری در مدیریت های ضعیف بهتر جواب داده است !

 

 شکستن نرخها توسط دلالان ، عدم توزیع عادلانه اگهی ها بر اساس ضوابط و سلیقه ای عمل کردن مدیران در امر اطلاع رسانی عمومی و امتیاز بخشی بعضی از مسئولان به برخی از نشریات که در پشت صحنه ی آنها افراد خاص قرار دارند و عوامل دیگری که فعلاً قصد بر ملا کردن آن را نداریم از موانع راه مطبوعات سالم و غیر وابسته به جریانهای زدوبندی و رشوه پرداز است .

 

امروز تعدادی از مسئو لین ما فرق روزنامه و هفته نامه و ماهنامه را نمی دانند وبه همۀ آنها روزنامه می گویند، برای همین ، انتشار روزنامه در بروجرد عملاً غیر ممکن شده است .

 

 بخشنامه اداره محترم ارشاد بروجرد هم دراین مورد کارساز نبوده و نتوانسته است مشکل ما را که روزنامه هستیم و قانوناً امتیازاتی از نظر سهمیۀ آگهی به ما تعلق می گیرد حل نماید . لذا فعلاً در حد مقدور و براساس نیاز و همکاری که دستگاه ها خواهند داشت روزنامه را منتشر می کنیم . وقتی ما نمی توانیم از این پتانسیل و ظرفیت استفاده کنیم آیا می توان امیدوار بود شهر ما پروژه های بزرگتر و زیربنایی رابا روندی عادی ومنصفانه تجربه کند و به کلان شهر تبدیل شود ؟

 

 ظاهراً شهر بروجرد فعلاً در طلسم غفلت و تساهل و تسامح به عقب گرد هم رسیده تا جایی که دیگر در مراکز علمی مان شاهد نمرۀ تک رقمی حتی یک دانش آموز بروجردی در کنکورهای سراسری هم نیستیم . امروز نشریات هر شهر و استان آینه فرهنگ ، توسعه و پیشرفت هر منطقه است و وقتی ما به این آینه می نگریم می بینیم که نشریات چقدر از مردم و فرهنگ اصیلشان فاصله گرفته و به جریانهای زر و زورو سرمایه نزدیک شده است .

 

دغدغه ای که رهبر عزیزمان را وادار کرد سال 93 را سال اقتصاد و فرهنگ بنامند و از ما بخواهند که با عزم ملی و مدیریت جهادی فرهنگمان را و اقتصادمان را اصلاح و مدیریت کنیم . امیدواریم مسئولین دلی بسوزانند و نگذارند حق قانونی یک نشریه ضایع گرددباشد که بتوانیم فاصلۀ انتشار خود را حداقل به دو یا سه بار در هفته ارتقاء دهیم .

 

 مستدام باشید مدیر مسئول





طبقه بندی: آقای احمد ترک زبان( مدیر مسئول پبغام بروجرد)، 
برچسب ها: فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران، فعالترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین سایت شخصی ایران، پر بیننده ترین وبلاگ ایران، بروجرد، به بهانه پانزدهمین سال تاسیس روزنامه پیغام بروجرد و چاپ شماره 600،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 22 شهریور 1393 توسط فرهاد داودوندی















تجلیل از پیغام بروجردی ها


امروز غروب ( دوم شهریور 93)  در محل دفتر پیغام بروجرد به مناسبت  گرامیداشت روز خبرنگار  با حضور آقای احمد ترک زبان مدیر مسوول و اعضا تحریریه این روزنامه  مراسم ساده اما بسیار صمیمانه ای برگزار گردید.

در این نشست در ابتدا آقای احمد ترک زبان طی سخنانی با اشاره به فعالیت های پانزده ساله نشریه پیغام بروجرد از زحماتی که در طی این مدت افراد مختلف در راه انتشار این روزنامه کشیده اند به نیکی یاد نمود و از افراد حاضر که با جدیت با این نشریه همکاری می کنند نیز تشکر نمود.

در ادامه نیز اعضا تحریریه طی سخنانی ابراز امیدواری نمودند که بتوانند در راه هر چه پر بارتر شدن این روزنامه قدم های مثمر ثمری بردارند.

در خاتمه نیز توسط آقای احمد ترک زبان مدیر مسوول روزنامه پیغام بروجرد لوح یادگار به اعضا تحریره اهدا شد.

لازم به ذکر است در این نشست خانمها گودرزی، مرجان قاسمی،مرضیه بیاتی و آقایان احمد ترک زبان، امیری، سعید رخشنده، مهدی بیرانوند و فرهاد داودوندی حضور داشتند.




طبقه بندی: آقای احمد ترک زبان( مدیر مسئول پبغام بروجرد)،  نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: تجلیل از پیغام بروجردی ها، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران، فعالترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین سایت شخصی ایران، پر بیننده ترین وبلاگ ایران، بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 2 شهریور 1393 توسط فرهاد داودوندی





اهدا چند جلد كتاب از طرف آقای احمد ترك زبان


چند جلد كتاب از طرف اقای احمد ترك زبان مدیر مسوول روزنامه پیغام بروجرد به كتابخانه فروشگاه ما( ایستگاه مطالعاتی شماره 1 بروجرد) اهدا شد.

روزنامه پیغام بروجرد اولین روزنامه تاریخ مطبوعات بروجرد است. این نشریه كه بیش از 14 سال انتشار مداوم را در كارنامه خود دارد یكی از نشریات مستقل بروجرد به شمار می رود كه از اسفند ماه 1392 از هفته نامه به روزنامه تغییر یافت.

از سال 1389 تاكنون من ( فرهاد داودوندی) نیز در این روزنامه دو ستون ثابت " آقای روزبخیر" و " خبرهای ورزشی" را می نویسم.

به هر حال ضمن عرض سپاس بخاطر اهدای چند جلد كتاب، برای آقای احمد ترك زبان آرزوی موفقیت داریم.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی،  آقای احمد ترک زبان( مدیر مسئول پبغام بروجرد)، 
برچسب ها: اهدا چند جلد كتاب از طرف آقای احمد ترك زبان، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران، فرهاد داودوندی وبلاگ نویس فعال ایران، فعالترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین سایت شخصی ایران، بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 24 فروردین 1393 توسط فرهاد داودوندی


آقای احمد ترک زبان مدیر مسئول روزنامه پیغام بروجرد


هفته نامه پیغام بروجرد، روزنامه شد

مسوول امور مطبوعات اداره ارشاد اسلامی بروجرد گفت: هفته نامه پیغام بروجرد به روزنامه تبدیل می شود.

به گزارش روزهای بروجرد ˈ فرزاد درخشانˈدر گفت وگو با ایرنا افزود: این هفته نامه با مدیر مسوولی ˈ احمد ترک زبانˈ مجوز گسترش فعالیت خود از هفته نامه به روزنامه و از شهرستان به استانی را از هیات نظارت بر مطبوعات کشور دریافت کرده است.

وی اضافه کرد: این هفته نامه در زمینه اقتصادی، اجتماعی و ورزشی فعالیت می کند و تا کنون 558 شماره از آن منتشر شده است.

به گفته مدیر مسوول این هفته نامه، مقدمات لازم برای فعالیت روزنامه پیغام بروجرد از بهمن ماه امسال مهیا شده که تا پایان سال چهار صفحه ای و از سال آینده نیز به تعداد صفحات افزوده و تغییراتی در آن ایجاد می شود.

هفته نامه پیغام بروجرد در 22 شهریور سال 1379 اولین شماره خود را (به شماره صفر) منتشر کرد.




طبقه بندی: آقای احمد ترک زبان( مدیر مسئول پبغام بروجرد)، 
برچسب ها: هفته نامه پیغام بروجرد روزنامه شد، احمد ترک زبان، فرزاد درخشان،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 27 آذر 1392 توسط فرهاد داودوندی


گوشه هائی از تاریخ معاصر بروجرد



اولین قدم بعد از انقلاب

برای اطلاع رسانی رسمی در بروجرد



( قسمت پنجم)


تولد پیغام بروجرد در 22 شهریور 79

 

( سلامی به شهرم بروجرد زیبا- که چون او نباشد به ایران سرایی )

 

 نوشته آقای احمد ترک زبان 


صاحب امتیاز و مدیر مسئول هفته نامه پیغام بروجرد

 

در شماره گذشته به تولد پیغام در 22 شهریور 79 و تیتر جالب آن اشاره کردم که شعری بود در توصیف بروجرد . شعری که نه  به خاطر صنعت ادبی اش بل به خاطر ارزش نامهای محلی و قدیمی اش مورد توجه دوستداران بروجرد قرار گرفته بود . بخاطر دارم پس از چاپ شماره صفر یا همان پیش شماره که این شعر در آن چاپ شده بود مورخ محترم و تاریخ شناس شهربروجرد جناب محمد گودرزی دبیر تاریخ دبیرستان های بروجرد که خود مقاله ی »از بیضاء تا پیغام « را از همان شماره صفر شروع کرده بود به من زنگ زد و پرسید این شعر از چه کسی است و چرا نام شاعرش را ننوشته ای ؟

 

 راستش در آن لحظه فکر کردم ایشان قصد خرده گیری فنی به شعر را دارند لذا به ایشان گفتم این شعر مربوط  به یکی از آشنایان است ، آقای گودرزی شماره تلفن ایشان را خواستند که عرض کردم شماره ایشان را ندارم اما گفتم اگر وی را ببینم پیامی داشته باشید به ایشان می رسانم . خوشبختانه آقای گودرزی روی تخصص خودشان به این شعر نگاه کرده و اظهار داشتند کسی که این شعر را گفته لابد نامهای قدیمی کوچه محل های بروجرد را هم می داند و می شود از او اطلاعات بیشتری در مورد بروجرد گرفت .

 

با این وجود دیگر نتوانستم اصل واقعیت را خدمت ایشان عرض کنم و بگویم این  شعر چیزی نیست جز حاصل عشق و علاقه مندی من به شهرم بروجرد که هنوز نام بسیاری از کوچه  محلهای آن را در ذهن داشته و از همه آنها خاطره های تلخ و شیرین بسیار دارم . بنده در طول چند سال که در عرصه نگارش روزنامه برای شهرم هستم    برخی سعی کرده اند مرا غیر بروجردی قلمداد کنند در حالیکه علاوه بر اینکه زادگاهم بروجرد و محله ناسکدین که قدیمی ترین محله این شهر است می باشد بلکه به مدت شاید حدود 20 سال خانه ما در ضلع جنوبی بیت حضرت آیت اله العظمی بروجردی بود و من دوران نوجوانی و بخشی از جوانی ام را در آن محله گذراندم .

 

 در آن سالها در دهه 20 شمسی که بروجرد هنوز آب لوله کشی نداشت ما شب ها ی جمعه به خیابان صفا که هنوز آسفالت نشده بود می رفتیم و تخته مخصوصی داشتیم که به قول بروجردی ها با آن »آب بالا«می کردیم . به این ترتیب که ما در اواخر شب که   آبِ جوی کاملاً زلال بود  سر کوچه حاج آقا حسین می رفتیم و تخته را جلوی آب گذاشته و از جوی جاری در خیابان صفا آب را به خانه آیت اله می بردیم ،ابتدا آب انبار و سپس حوض خانه ایشان را پر از آب می کردیم و بعد ، آب به خانه مرحوم استاد جواد عبدالهی که شغل ریخته گری داشت و همسایه شرقی آیت اله بود می رفت

 

 و بعد از آن هم به خانه ما در ضلع جنوبی خانه آیت اله جاری می شدو هر هفته این کار در شب های جمعه ادامه و خانواده ما افتخار استفاده از این آب تبرک شده را داشت .  این را عرض کردم که شائبه بروجردی نبودن خود را که متأسفانه توسط برخی  افراد بی اطلاع عنوان شده بود تکذیب کرده باشم 0    از موضوع روزنامه دور نشویم بنده با بضاعت قلیلی که داشتم و آن هم چیزی جز عشق ودلبستگی به شهر وزادگاهم نبود انتشار روزنامه را در بروجرد ، باب کردم هر چند شهر ما آن امکانات را نداشت که پاسخگوی چاپ روزنامه باشد.

 

 و اما از اوایل کار پیغام بگویم در شماره های اولی که در سال 79  منتشر کردیم یک روز پسر بزرگم فرهاد که آن زمان تازه دبیرستانش را تمام کرده بود وقتی روزنامه را توزیع می کرد به یکی از دکه های روزنامه فروشی گفته بود چرا روزنامه پیغام بروجرد را جلوی دید مردم نمی گذاری ؟ آن روزنامه فروش به ایشان گفته بود فکر نمی کنم شما بتوانید دو ماه دیگردوام بیاورید و یه این کار ادامه بدهید .

 

این حرف باعث شده بود پسرم از ادامه کار منصرف شده و کنار بکشد و به دنبال کارهای هنری برود . اما من راه را ادامه دادم و کم کم به خط قرمزهایی برخوردم که به نظر می رسید باید از آنها عبور کرد وگرنه در مسیر این راه دور و دراز اگر قرار باشد رئیس هراداره یا مسئول هر سازمان یک خط قرمز برای روزنامه بشود که دیگر نمی توان چیزی نوشت و از کسی انتقادکرد و یا حرف مردم را گفت . این است که از همان اوایلِ شروع کار،  هدفم را عبور از خط قرمز های ساختگی و سنتی قرار دادم تا تکلیف خود را با رسالتی که به عهده گرفته بودم روشن سازم

 

. هفته سوم انتشار پیغام بود که خاطره ای تلخ در پیغام رقم خورد که شرح ماجرا را در شماره دوم پیغام به تاریخ 79/7/12 نوشته ام و آن تهیه گزارشی از جشن هفدهمین سال فعالیت دانشگاه آزاد در بروجرد بود که رئیس وقت آن دانشگاه که اکنون در قید حیات نیستند و دستش از دنیا کوتاه شده و خدایش بیامرزاد در مراسم جشن دانشجویی مانع کار اطلاع رسانی من شد و اجازه نداد عکسی از آن مراسم بگیرم و من با استفاده از اهرم قانونی از حقوق خود و حق خبرنگار در شماره بعدی پیغام دفاع کردم

 

 و نوشتم :مشکل مسئولان ما ، حضور روزنامه نگار در برابر مدیران کم ظرفیتی است که از سایه خود هم می ترسند و گرنه ما چه هیزم تری به کسی فروخته ایم که بخواهند سد راه اطلاع رسانی ما شوند ؟ و ادامه دادم : آقای.... ! شما در هفته دفاع مقدس ، در همان تالار که به روزنامه نگار شهر اجازه ندادید پیام مراسم را به جامعه برساند ، بر صندلی خود تکیه زدید و نمایشی از حماسه شهیدان دفاع مقدس را که روی صحنه اجرا می شد تماشا کردید و اشک تمساح ریختید ؛ آیا پیام آن شهیدان و پیام خبرنگار شهید شهر- محمود صارمی- این بود که شما سد راه نگارش پیام آنان شوید ؟ آیا شما می دانید روزنامه نگار کیست و چه مسئولیتی بر دوش می کشد ؟

 

 او ، چشم و گوش و نماینده مردم در همه ی صحنه ها ،وجدان بیدار جامعه و پیامبر افکار عمومی است و به موجب ماده 5 قانون مطبوعات حق دارد اخباری که به مصلحت جامعه بداند بدست آورد ، همانطور که به موجب ماده 4 همان قانون شما حق نداشتید مانع و مزاحم او در تهیه عکس و خبر شوید ! و در پاراگراف آخر اینطور نوشتم : به هر حال در اولین قدمی که پیغام بروجرد در راه اطلاع رسانی سالم برداشت تا بگوید و بنویسد که دانشگاه مرکز چه ارزش هایی است ، شما خود ماهیت پنهان شده در ظاهر اسلامی آن را بر ملا کردید و با رفتار خود اعلام داشتید که دانشگاه شما کوچه بن بستی است که برای روزنامه نگار تابلو ورود ممنوع دارد .

 

 آیا مگر چه عیبی داشت که با کمی تعقل و درایت ، اجازه می دادید این صفحات ، بیانگر برنامه های شما در آن روز می بود ؟ شما به چه دلیل عقلی و منطقی و امنیتی اجازه عکس گرفتن از مراسم جشن را به ما ندادید ؟ در پایان عرض می کنم شما هم تقصیری ندارید . این جفاهایی که به شهر ما و جوانان ما می شود همه برای این است که بروجرد از دیدگاه بعضی مسئولان ، قحط الرجال است و تا آن زمان که چنین دیدی  هست، باید حضرت عالی و امثال حضرت عالی را تحمل کرد !   






طبقه بندی: آقای احمد ترک زبان( مدیر مسئول پبغام بروجرد)، 
برچسب ها: اولین قدم بعد از انقلاب برای اطلاع رسانی رسمی در بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 20 خرداد 1392 توسط فرهاد داودوندی


گوشه هائی از تاریخ معاصر بروجرد



اولین قدم بعد از انقلاب

برای اطلاع رسانی رسمی در بروجرد



( قسمت چهارم)


اما اولین شماره پیغام تیتر جالبی داشت و با سلام به بروجرد آغاز می شد :


( سلامی به شهرم بروجرد زیبا- که چون او نباشد به ایران سرایی )

 

 نوشته آقای احمد ترک زبان 


صاحب امتیاز و مدیر مسئول هفته نامه پیغام بروجرد


و عضو شورای فرهنگ عمومی بروجرد

 

در شماره های گذشته مشکلاتی را که برای ایجاد دفتر خبری صداو سیما در بروجرد متحمل شدم بازگو کردم . نهایت کار به آنجا رسید که به خاطر رسیدن به حقی سزاوار برای شهرم ناچار تبعات آن را پذیرفتم و به تنزل رتبه شغلی و انتقال و بازنشستگی زود هنگام در سال 68 تن دادم . پس از بازنشستگی و اقامت در شهر خودم ، متوجه شدم که این شهر فاقد یک روزنامه محلی است .

 

در حالیکه در همان زمان ملایر شهر مجاور ما که شهری کوچکتر و با قِدمت کمتر از بروجرد بود دارای هفته نامه ای به نام عندلیب بود . این بود که تصمیم گرفتم دنبال گرفتن مجوزی برای یک نشریه در بروجرد باشم . اقدامات لازم را انجام دادم و یک سالی هم گذشت و خبری از موافقت با انتشار نشریه نشد .

 

 می دیدم که مردم برای پیامهایشان هیچ وسیله یا رسانۀ مستقلی جز نشریات سراسری در اختیار ندارند لذا در سال های 76 یا 77 تقاضای ویترین های دیواری از شهرداری کردم و مجوز گرفتم و چهار پنج ویترین در شهر نصب کردم که اگر مردم اطلاعیه ای داشتند روی دیوار نچسبانند بلکه در ویترین های زیبا و شکیلی که تهیه کرده بودم و جنس آن از شیشه های پلاستیکی بود بگذارند .

 

با این کار می خواستم یک فرهنگ  سازی و سامان بخشی به امور تبلیغات و پیام های مردم شهر بوجود آورم . اما این ویترین ها توسط افراد مشخصی شکسته شد وانگیزۀ ادامۀ کار را ازمن سلب کرد.  به هر حال از آنجا که شهر بروجرد فعالیت اطلاع رسانی مستقلی  چندانی نداشت ، تصمیم گرفتم در تهران اقامت نمایم و لذا در سال 77 به تهران کوچ کردم .

 

 ابتدا در روزنامه اطلاعات منطقه شمیرانات مشغول فعالیت شدم و سپس به خبر گزاری جمهوری اسلامی به مدیریت همشهری و همکلاسی ام دکتر فریدون وردی نژاد رفتم و ایشان مسئولیتی را در دفتر خبرگزاری شمیرانات به من دادند و بنده هم در تدارک آماده سازی بخش مربوط بودم که پاسخ موافقت با تأسیس هفته نامه پیغام در فروردین سال 79 به من ابلاغ شد .

 

بر این اساس یکبار دیگر این فرصت برایم فراهم شد تا به عنوان مدیر اولین هفته نامه بروجرد در بعد از انقلاب وارد صحنه روزنامه نگاری شوم و به یکی از آرزوهای مردم بروجرد  مبنی بر داشتن نشریه ای مستقل جامه عمل بپوشانم . چند ماهی درتدارک جاومکان وابزار کار وآماده سازی دفتر کار بودم وسرانجام موفق شدم در22شهریور اولین شمارۀ نشریه را که شماره (صفر) وآزمایشی بود منتشر وروی پیشخوان روزنامه فروشی های شهر بگذارم .

 

البته قبل ازانتشار اولین شماره ، اعلامیه ای درشهر پخش کردم که متن آن چنین بود :  «  با کمال مسرت به اطلاع میرساند ، پیغام بروجرد تنها روزنامه هفتگی بروجرد در آستانه انتشار است . بر اساس رسالت مطبوعاتی ، این نشریه وظیفه دارد تا در سنگر مقدس قلم ، سفیر اندیشه ها و خواست ها ی به حق مردم ، پاسدار خوبی ها و ارزش ها وشمشیری علیه زشتی ها و منکرات  باشد » .

 

 اولین مشکلی که آن زمان در کار انتشار روزنامه وجود داشت نبودِ یک چاپخانۀ اٌفسِت دو ورقی در بروجرد بود که مرا ناچار می کرد روزنامه را در شهر دیگری چاپ کنم ، به همین دلیل اولین شماره پیغام بروجرد را در چاپخانه دانش مربوط به همشهری عزیزمان آقای کریمی پور در خرم اباد چاپ کردیم ، اما از آنجا که سرِ آقای کریمی پور شلوغ بود و می بایست روزنامه را دو سه روز قبل در چاپخانه نوبت می گرفتیم نتوانستیم کار را در آنجا ادامه دهیم و لذا کار را با چاپخانه های کرمانشاه شروع کردیم .

 

و اما اولین شماره پیغام تیتر جالبی داشت و با سلام به بروجرد آغاز می شد : ( سلامی به شهرم بروجرد زیبا- که چون او نباشد به ایران سرایی ) . شعری که حدود 30بیت  داشت و خودم آنرا سروده بودم  و این نشانی از عشق و دلبستگی به شهرم و شروع راهی پراز گردنه های سخت  بود که اکنون 14 سال است ادامه دارد.  

            
ادامه دارد ..........

 

 

 






طبقه بندی: آقای احمد ترک زبان( مدیر مسئول پبغام بروجرد)، 
برچسب ها: ( سلامی به شهرم بروجرد زیبا- که چون او نباشد به ایران سرایی )، احمد ترک زبان، احمد ترک زبان صاحب امتیاز و مدیر مسئول هفته نامه پیغام بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 9 خرداد 1392 توسط فرهاد داودوندی


گوشه هائی از تاریخ معاصر بروجرد



اولین قدم بعد از انقلاب

برای اطلاع رسانی رسمی در بروجرد



( قسمت سوم)


کژاندیشان و مخالفین توسعه بروجرد  نمی خواستند

 

 دفتر خبری بروجرد شکل بگیرد

 

به جای شرق ایران مرا به غرب ایران منتقل کردند

 

 نوشته آقای احمد ترک زبان

صاحب امتیاز و مدیر مسئول هفته نامه پیغام بروجرد

 

در دو شماره گذشته جریان تأسیس اولین دفتر خبری صداو سیما در بروجرد و اقداماتی که برای تثبیت این دفتر انجام شد از نظر عزیزان همشهری گذشت .

 هدف از این نوشتار بیان واقعیت هایی است در زمینه ی اولین گام های اطلاع رسانی رسمی در بروجردکه تا کنون مغفول مانده بود زیرا در پشت این کار نه مقامی بود نه نماینده ای و تنها یک دست خالی که علاقه مند بود شهرش دارای سرویس اطلاع رسانی رسمی در پهنه ی خبرهای استان باشد .

همان گونه که بیان شد به علت گزارشات کذب کژاندیشانی که نمی خواستند دفتر خبری بروجرد شکل بگیرد یا اگر شکل می گیرد حتماً در دست عوامل خودشان باشد لذا سروکار مرا به دادگاه تخلفات اداری انداختند. یک سال و نیم پرونده به حالت تعلیق و بلا تکلیفی در هیئت بدوی رسیدگی به تخلفات اداری تحت رسیدگی بود و دو سه بار از من بازجویی شد .

در این پرونده اصلاً مشخص نبود تخلف اداری من چه مورد بوده و چه مصداقی داشته است . مدیر اطلاعات و اخبار لرستان که حالا در سال60 یا 61 مدیر کل مرکز شده و پست های سازمانی را بین فامیل و بستگان خود تقسیم کرده بود دست به هر کاری می زد تا امکان بازگشت مرا به دفتر خبری بروجرد غیر ممکن سازد به همین دلیل خبر نگار الیگودرز را که زیر نظر من در دفتر بروجرد فعالیت می کرد وادار کرد تا در بازجویی های که هیئت بدوی به عمل می آورد مطالب کذبی را علیه من عنوان نماید.

مثلاً در جریان بازجویی ، بازجویان هیئت بدوی عنوان می کردند که شما در مورد جنگ گفته اید « زِ هر طرف که شود کشته سود امریکاست ! » این افتراء مشخص می کرد افتراء زنندگان حالا که نتوانسته اند جرمی را علیه من اثبات کنند دنبال بهانه های واهی هستند تا پرونده مرا مشمول اطاله دادرسی نمایند.

 البته روشن است که جنگ بین کشورهای مسلمان به سود استکبار جهانی است و بیان چنین مطلبی هم فی نفسه نمی تواند مصداق یک تفکر عناد آمیز با نظام باشد هر چند که اصل این املاء خود از پا یه غلط بود اما مخالفان توسعه بروجرد نتوانستند اتهامی بهتر از این پیدا کنند لذا بر این اساس هیئت بدوی رسیدگی به تخلفات در حکمی که صادر کرد مرا متهم به قصور در انجام وظیفه نموده و حکم انتقال به کردستان صادر کرد.

 بنده آن روزها نسخه ای از قانون تخلفات اداری را تهیه کرده و متوجه شدم که جریمه قصور مشمول انتقال نشده و مشمول تذکر یا کسر حقوق می شود. لذا طی نامه ای اعتراض خود را به هیئت بدوی اعلام و تقاضای اصلاح حکم کردم .

چند هفته بعد به تهران رفتم تا حکم اصلاح شده را بگیرم ، هنگام ورود به اتاق هیئت بدوی یکی از اعضاء این هیئت که یک روحانی بود  از اتاق خارج شد تا به وضوخانه برود و وضو بگیرد، موضوع را به ایشان گفتم حاج آقا در حال وضو گرفتن به حرف های من گوش می داد.

گفتم حاج آقا من زن و بچه دارم جرمم را قصور نوشته اند و مشمول انتقال نمی باشد، حاج آقا فرمودند حکم شما هنوز آماده نیست ولی اصلاحش می کنیم . البته حکم انتقال را تغییر نمیدهیم اما جرم شما را عوض می کنیم !

از حرف حاج آقا تعجب کردم ، حاج آقا راجع به مزایای انتقال برای من صحبت کرد و گفت هر کجا دوست داشته باشی تو را به آنجا منتقل می کنیم  گفتم حالا که چاره ای نیست دوست دارم به مشهد بروم ، حاج آقا فرمودند هفته آینده حکمت آماده است.

 هفته بعد که به تهران رفتم و حکمم را گرفتم از تعجب دهانم باز شد دیدم در حکم عنوان تخلف مرا که قصور بود تبدیل به جرم سنگین تری کرده تا با انتقال همخوانی داشته باشد و ضمناً پست سازمانیم را به جای مشهد ،آذربایجان غربی تعیین کرده بودند یعنی من تقاضا کرده بودم مرا به شرق ایران منتقل کنند و آنها مرا به غرب ایران منتقل کرده بودند! ادامه دارد 0000

احمد ترک زبان

مدیر مسئول پیغـــام بروجرد

@@@@@@@@@@@@@@@@

توضیح فرهاد داودوندی: بینندگان این سایت برای خواندن مطالب قبلی مدیر مسئول محترم هفته نامه پیغام بروجرد می توانند در  ستون موضوعات به پوشه آقای احمد ترک زبان مراجعه نمایند.





طبقه بندی: آقای احمد ترک زبان( مدیر مسئول پبغام بروجرد)، 
برچسب ها: به جای شرق ایران مرا به غرب ایران منتقل کردند، احمد ترک زبان، هفته نامه پیغام بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 2 خرداد 1392 توسط فرهاد داودوندی

گوشه هائی از تاریخ معاصر بروجرد



اولین قدم بعد از انقلاب

برای اطلاع رسانی رسمی در بروجرد



( قسمت دوم)




مرکز استان هیچگونه امکاناتی به دفتر بروجرد نمی داد.


 نوشته آقای احمد ترک زبان

صاحب امتیاز و مدیر مسئول هفته نامه پیغام بروجرد


.......با تثبیت موقعیت و جایگاه دفتر خبری بروجرد یک سری کارشکنی های دیگر از سوی افرادی که مایل نبودند بروجرد از رشد خبری و اطلاع رسانی مناسبی برخوردار باشد شروع شد .

 

دفتری که با روحیه بسیجی ایجاد شده بود از هرگونه همکاری مرکز استان محروم و حتی کار به جایی رسید که حقوق مرا موکول به بستن دفتر بروجرد و رفتن به خرم آباد کردند که البته با تأیید موجودیت دفتر ، تا حدودی این مشکل مرتفع شد .  اما از آن سو و در مرکز استان برنامه هایی برای تعطیلی این دفتر در جریان بود .

 

مسئول وقت اطلاعات و اخبار استان با برخوردی غیر صمیمانه هیچ درخواستی را برای دادن امکانات به دفتر بروجرد ترتیب اثر نمی داد . او بستگانی داشت و مایل بود آنها را در اطراف خود جمع کند و دفتر بروجرد را هم به برادر همسرش که دیپلمه بیکار بود بسپارد لذا با همدستی افرادی که در طیف آنها قرار داشتند در حال پرونده سازی برای حذف من و تشکیل یک باند فامیلی در صدا و سیمای لرستان در بروجرد بودند .

 

در آن زمان اتفاق افتاد ،بنی صدر – رئیس جمهور فراری برای بازدید از بروجرد و سرکشی به جنگ زدگان به این شهر آمد . در آن روز در مسیر او پلاکاردهایی از سوی جنگ زدگان و همین طور کارگران کوره پز خانه ها دیده می شد که خواهان برداشتن فرماندار وقت – کفافی - بودند ،همینطور پلاکاردی مشاهده می شد که خواهان برداشتن مرحوم کلهر رئیس دادگاه انقلاب بودند. بنده در گزارشی که ظهر آن روز به مرکز خرم آباد مخابره کردم ضمن پوشش خبری سفر بنی صدر به بروجرد ، به متن این پلاکاردها جهت اطلاع مدیر مرکز اشاره کردم .

 

متأسفانه از آنجا که توطئه بستن دفتر خبری بروجرد قبلاً کلید خورده بود عوامل اطلاعات و اخبار مرکز استان بی آنکه محرمانه بودن خبر را مد نظر قراردهند در اخبار ساعت 4 بعدازظهر استان عمداً اقدام به پخش خبر محرمانه کردند تا مرا با چالش جدی در شهرستان مواجه سازند . در پی پخش خبر از رادیو خرم آباد ،کفافی فرماندار به من زنگ زد و با عصبانیت گفت  آقای ترک زبان! همین امروز دفترت را می بندی و به مرکز استان می روی !

 

 نیم ساعت بعد فرمانده نیروی انتظامی وقت هم با من تماس گرفت و از من خواست سری به او بزنم !بنده وقتی دیدم کار به جاهای باریک کشیده و مورد تهدید قرار گرفته ام بلافاصله با معاونت واحد مرکزی اخبار در تهران تماس گرفتم و جریان را به آقای احمد عزیزی معاون خبری صدا وسیما گفتم ، ایشان که مردی وارسته و مسلط به مسائل بود مرا دلداری داد و گفت ، هیچ نگران نباش به کارت  ادامه بده و به هیچ وجه دفتر را تعطیل نکن ، ما مشکل را حل می کنیم .

 

بنده پس از اطمینان از پشتیبانی معاونت خبری صداو سیمای جمهوری اسلامی ایران به شهربانی رفتم و سرهنگِ فرماندهی که فکر می کنم اسمشان دولتشاهی بود با برخوردی دوستانه به من تعارف نشستن کرد . او مردی مسن ودر آستانه بازنشستگی بود ، به ایشان گفتم امری با بنده هست ؟ ،گفت کار خاصی نیست ، اما قرار است فرماندار یا نماینده او به اینجا بیاید و گویا با شما کاری دارند ! خوب بنده هم قبلاً در جریان بودم و می دانستم آقای فرماندار می خواهد مرا از شهر تبعید کند .

 

 به هر حال ایشان با تعارف چای شروع به بحث های خصوصی و از جمله از وضعیت نامساعد جسمی خودشان کردند و اینکه منتظر بازنشستگی است .  خلاصه بعد از یک ساعت وقتی خبری نشد گفتم جناب سرهنگ خبری نیست ،اجازه مرخصی می دهید ؟  گفت نیم ساعتی دیگر صبر می کنیم اگر کسی نیامد هر دو با هم می رویم ! و نیم ساعت بعد که کسی نیامد از ایشان خداحافظی کرده و به دفتر بازگشتم . چند روز بعد پیغامی از فرماندار رسید که اتاق هلال احمر را که در اختیار دفتر خبری بود هر چه زودتر تخلیه کنم که این کار نشد و فرماندار هم بعد از چندی منتقل شد و به جایش بخشدار دورود آقای نظری فرماندار بروجرد شد .

 

 آقای کفافی قبل از انتقال ، پرونده ای با کمک برخی از دوستانش در ادارات و سپاه علیه بنده درست کرده بودند مبنی بر اینکه اینجانب مورد تأیید مقامات اداری و شخصیت های روحانی شهر نیستم و تقاضای جابه جایی مرا داده بودند . در پی این اقدام یک روز  نامه ای به دستم رسید و به من اطلاع داده شد که در اولین فرصت دفتر خبری بروجرد را تحویل داده و خود را به کار گزینی صدا و سیما در تهران معرفی نمایم . خب چاره ای نبود باید تمکین می شد .

 

 به فردای آن روز از صدا و سیمای خرم اباد نماینده ای آمد و دفتر بروجرد را تحویل گرفت . من هم به تهران رفتم در تهران گفتند به شهر خودت برو تا زمانی که بازرس به آنجا بیاید .  پس از آن به بروجرد بازگشتم و اولین اقدامی که انجام دادم گرفتن تأییدیه  از کلیه ادارات و ارگان ها بود .

 

شاید بیش از 30 نامه تأییدیه از ادارات و ارگان های مختلف گرفتم که همه حاکی از رضایت آنان از فعالیت خبری و اطللاع رسانی من بود . فقط سه چهار مورد بود که نتوانستم از آنها تأییدیه بگیرم . یکی جهاد سازندگی بود که رئیسش آقای پناهی به من گفت شما در مدتی که اینجا بودید حتی یک بار از کارهای جهاد در روستا ها فیلم برداری نکردید  !

 

 لازم به توضیح است که آن زمان هنوز سیمای استانی راه اندازی نشده و دوربین فیلم برداری هم در اختیار بنده نبود ، اما بخش فرهنگی جهاد برای من تأییدیه نوشت . در سپاه بروجرد هم مسئول روابط عمومی به خاطر عدم همکاری با دفتر خبری بروجرد چندان رغبتی به تأییدیه بنده نشان نداد و امام جمعه آن زمان که فکر می کنم حجت الاسلام نوابی بودند و تازه تشریف آورده و به هیچ وجه مرا نمی شناخت از تأیید من عذر خواهی کرد و گفت من هنوز اسم شما را هم نمی دانم !

 

 فرماندار جدید بروجرد هم آقای نظری که جای کفافی آمده بود ایشان هم به هیچ وجه بنده را نمی شناخت اما به هر حال خدمت ایشان رفتم و با توجه به تأییدیه هایی که از ادارات زیر مجموعه فرمانداری داشتم فکر می کردم ایشان هم مرا تأیید خواهد کرد . آقای نظری گفت تأییدیه هایت را بیاور نگاه کنم . فردا تأییدیه ها را داخل پاکت بزرگی گذاشتم و به فرمانداری برده وتحویل ایشان دادم ایشان گفت دو سه روز صبر کن من روی اینها تحقیق کنم و شما فلان روز و فلان ساعت به فرمانداری بیا اگر صحت داشت من هم شما را تأیید می کنم .

 

 روز موعود به فرمانداری رفتم دیدم فرماندار همه رؤسای ادارات را که به من تأییدیه داده بودند به فرمانداری احضار کرده و جلسه را تشکیل داده اند خوشحال شدم که تأیید فرماندار را هم خواهم گرفت غافل از اینکه فرماندار( نظری) با ارتباطی که با کفافی داشت در صدد بر آمده بود انتقام  کفافی را از من بگیرد به همین دلیل وقتی به فرمانداری رفتم و در جلسه حاضر شدم فرماندار که قبلاً مغز آقایان را زده بود به من گفت آقایانی که به شما تأییدیه داده اند می گویند ما از موضوع ایشان بی اطلاع بوده ایم .

 

 در تأیید فرماندار هم مسئول روابط عمومی وقت سپاه هم گفت ایشان مسئله دارند و اقایان بهتر بود قبلاً باما هماهنگ می کردند ! و لذا فرماندار تأییدیه های مرا جلوی چشم خودم پاره کرد و به سطل آشغال ریخت و من سلاح بی گناهی خود را از دست دادم ! 

 

 

                                              ادامه دارد.......

 

برای مشاهده قسمت اول خاطرات آقای احمد ترک زبان مدیر مسئول محترم هفته نامه پیغام بروجرد می توانید به لینک زیر مراجعه نمائید


http://www.farhad90.ir/post/6365







طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی،  آقای احمد ترک زبان( مدیر مسئول پبغام بروجرد)، 
برچسب ها: مرکز استان هیچگونه امکاناتی به دفتر بروجرد نمی داد.، احمد ترک زبان، هفته نامه پیغام بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 25 اردیبهشت 1392 توسط فرهاد داودوندی



گوشه هائی از تاریخ معاصر بروجرد



اولین قدم بعد از انقلاب

برای اطلاع رسانی رسمی در بروجرد





مسئولین نشسته در مرکز خرم آباد

 راضی به موجودیت دفتر خبری دربروجرد نبودند




نوشته آقای احمد ترک زبان

صاحب امتیاز و مدیر مسئول هفته نامه پیغام بروجرد

« اولین قدم بعد از انقلاب برای اطلاع رسانی رسمی در بروجرد « عنوان مطلبی است که  اینجانب به عنوان گوشه ای از تاریخ اطلاع رسانی در بروجرد آن را به همشهریان عزیز تقدیم می نمایم .


البته قبل از این ، محقق ارجمند استاد محمد گودرزی دبیر تاریخ دبیرستان های بروجرد در سال 79 طی سلسله مقالاتی تحت عنوان » از بیضاء تا پیغام «تاریخ یکصد سالۀ مطبوعات بروجرد را تا شروع فعالیت پیغام در 22 شهریور 79 به رشته تحریر کشیدند که طی آن خط مشی مطبوعات بروجرد مورد نقدو بررسی قرارگرفته بود .


اما مقاله حاضر مرتبط با تلاشهایی است که انجام گرفت تا اولین گام  برای اطلاع رسانی به صورت رسمی در شهرستان بروجرد برداشته شود.


اینجانب در سال 1352 به استخدام صداو سیمای مرکز کرمانشاه در آمدم و پس از انقلاب مسئولیت واحد اطلاعات و اخبار را به عهده گرفتم ، سپس با همین سِمت به مرکز همدان و پس از آن به مرکز خرم آباد منتقل شده به پیشنهاد این جانب و موافقت مدیروقتِ مرکز (آقای پیکری) دفتر خبری بروجرد را راه اندازی کردم  .


این زمان مقارن با شروع جنگ تحمیلی و هجوم هموطنان پناه جوی خوزستانی به بروجرد بود.


برای استقرار این دفتر سعی شد از امکانات موجود در شهرستان بی آنکه هزینه ای برای سازمان صدا و سیما داشته باشد استفاده شود لذا با مکاتبات و رایزنی هایی که انجام شد مسئولین آن زمان نهایت همکاری را برای استقرار این دفتر به عمل آوردند.


از جمله اطاق آن توسط هلال احمر تأمین گردید. ملزومات دفتری مثل میز و صندلی از پادگان بروجرد،ماشین تحریر از آموزش وپرورش ویک نیروی خدماتی از شهرداری بروجرد و سپس کار شروع شد ، بدون هیچ سرو صدا یا برنامه افتتاحیه و تبلیغاتی با دستی تنها و بدون هیچگونه  امکانات از طرف سازمان ،و این در شرایطی بود که بروجرد چهره یک شهر پشت جبهه را بخود گرفته بود .


برخی از مراکز آموزش و مدارس در اختیار جنگ زدگان قرار داشت و چند هزار جنگ زده با مشکل اسکان و تأمین معیشت مواجه بودند. ستاد کمک رسانی به جبهه ها در مسجد امام به صورت یک ستاد فعال در خدمت جنگ زدگان قرار داشت و اخبار مربوط به شهر توسط دفتر خبری به مرکز استان مخابره می شد.


در آن شرایط که مسئولان شهرستان تجربه چندانی در ساماندهی مسائل جنگ زدگان نداشتند گاه پیش می آمد که مهاجرین جنگی در جلوی فرمانداری تجمع کرده نسبت به عدم تأمین نیازهای خود و عملکرد مسئولان مربوطه  اعتراض می کردند. از طرفی اتفاق می افتاد که مسئولین نیز خواهان انعکاس فعالیت ها واقدامات خود  از طریق رادیوی استان و تلویزیون کشور بوده از دفتر خبری تازه تاسیس انتظار داشتند اقدامات آنها فیلمبرداری واز سیمای کشور پخش گردد ، از جمله جهاد سازندگی آن زمان به مدیریت آقای پناهی چند بار بر این خواسته تأکید کردند که اقدامات آنها در روستاها فیلمبرداری و از تلویزیون پخش شود اما دریغ از یک دوربین فیلمبرداری چرا که مرکز خرم آباد در آن زمان حتی مخالف وجود دفتر خبری در بروجرد بود .


فرماندار وقت هم بنام آقای کفافی که گفته می شد از پاسداران محافظ شهید بهشتی است روزی مرا به فرمانداری دعوت و اظهار کرد فرمانداری کارهای زیادی در مدت جنگ انجام داده و عملکرد قابل توجهی دارد.


ایشان بعد از گلایه که چرا خبرهای این شهرستان  آنچنانکه باید از رسانه استان پخش نمی شود به من گفت: آقای ترک زبان ! شما امروز فقط ضبط صوتت را بیاور نوار را هم من می دهم ، گزارشی دارم آن را ضبط کن  نوار را به راننده خودم بده ، با ماشین فرمانداری به خرم آباد بفرست و تأکید کن این گزارش را در یک یا دو برنامه پخش کنند  .


به ایشان قول دادم تلاش خود را انجام دهم که نوار مصاحبه پخش شود. پس از آن با مرکز رادیو خرم آباد و با مسئول واحد اطلاعات و اخبار تماس گرفتم و حساسیت موضوع را به ایشان خاطر نشان ساختم . اما نشان به آن نشان که حتی حاضر نشدند بخشهای کوتاهی از این گزارش را از رادیو خرم آباد پخش نمایند ، لذا بعد از دو سه روز که خبری از پخش نوار نشد فرمانداربه من زنگ زد و پرسید این مصاحبه چه اشکال داشت که پخش نکردید ؟ گفتم پخش آن ارتباطی با بنده ندارد ، آنجا مدیر مرکز و مسئول اطلاعات و اخبار باید دستور پخش می دادند و من در این موضوع دخالتی ندارم اما تلاش خود راهم کرده ام .


ایشان  گفتند حالا که این طور است به روابط عمومی می گویم ، بعدازاین هیچ خبری در اختیارشما قرار ندهند و شما می توانید از خبرنگار روزنامه اطلاعات ، خبرهای فرمانداری را بگیرید و این اولین چراغ قرمزی بودکه بخاطر کارشکنی مسئولین نشسته در مرکز خرم آباد که راضی به موجودیت دفتر خبری دربروجرد نبودند در واکنش به عدم رضایت از وجود دفتر خبری بروجرد دریافت می کردم  .


مسئولین مرکز خرم آباد هر از گاه نامه ای اخطار آمیز روانه می کردند که بروجرد نیازی به دفتر خبری ندارد و باید تعطیل شود.


لذا در پی این مخالفت ها بود که اینجانب شخصاً مسئله را به دفتر مرکزی خبر در تهران کشاندم و از مدیریت واحدمرکزی اخبار درخواست کردم یک کارشناس به دفتر خبری بروجرد اعزام تا عملکرد این دفتر را مورد ارزیابی قرار دهند.


اگر وجود این دفتر ضروری تشخیص داده شد ، این دفتر به فغالیت خود ادامه دهدو اگر غیر ضروری بود آن را تعطیل کنیم. در پی این درخواست مدیر واحد مرکزی اخبار آقای احمد عزیزی که بعداً سفیر ایران در آلمان شدند شخصی به نام آقای آرین خواه را به بروجرد اعزام کردند و ایشان با بررسی دفتر و عملکرد آن به این نتیجه رسیدند که دفتر بروجرد به تنهایی به اندازه کل استان لرستان فعالیت خبری دارد لذا بر ضرورت وجودی این دفتر صحه گذاشت و دفتر ، همچنان به  کار خود ادامه داد وموقعیت آن تثبیت شد  ........ ادامه دارد

 

 

 



طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی،  آقای احمد ترک زبان( مدیر مسئول پبغام بروجرد)، 
برچسب ها: اولین قدم بعد از انقلاب برای اطلاع رسانی رسمی در بروجرد، احمد ترک زبان، احمد ترک زبان صاحب امتیاز و مدیر مسئول هفته نامه پیغام بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 19 اردیبهشت 1392 توسط فرهاد داودوندی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظ