وبلاگ شخصی فرهاد داودوندی
 
فروشگاه لوازم یدكی اتومبیل ، نجوم ، ورزش ، شطرنج، هنر و علم در بروجرد
tabligh
tabligh




گوشه هائی از تاریخ معاصر بروجرد



اولین قدم بعد از انقلاب

برای اطلاع رسانی رسمی در بروجرد



( قسمت چهارم)


اما اولین شماره پیغام تیتر جالبی داشت و با سلام به بروجرد آغاز می شد :


( سلامی به شهرم بروجرد زیبا- که چون او نباشد به ایران سرایی )

 

 نوشته آقای احمد ترک زبان 


صاحب امتیاز و مدیر مسئول هفته نامه پیغام بروجرد


و عضو شورای فرهنگ عمومی بروجرد

 

در شماره های گذشته مشکلاتی را که برای ایجاد دفتر خبری صداو سیما در بروجرد متحمل شدم بازگو کردم . نهایت کار به آنجا رسید که به خاطر رسیدن به حقی سزاوار برای شهرم ناچار تبعات آن را پذیرفتم و به تنزل رتبه شغلی و انتقال و بازنشستگی زود هنگام در سال 68 تن دادم . پس از بازنشستگی و اقامت در شهر خودم ، متوجه شدم که این شهر فاقد یک روزنامه محلی است .

 

در حالیکه در همان زمان ملایر شهر مجاور ما که شهری کوچکتر و با قِدمت کمتر از بروجرد بود دارای هفته نامه ای به نام عندلیب بود . این بود که تصمیم گرفتم دنبال گرفتن مجوزی برای یک نشریه در بروجرد باشم . اقدامات لازم را انجام دادم و یک سالی هم گذشت و خبری از موافقت با انتشار نشریه نشد .

 

 می دیدم که مردم برای پیامهایشان هیچ وسیله یا رسانۀ مستقلی جز نشریات سراسری در اختیار ندارند لذا در سال های 76 یا 77 تقاضای ویترین های دیواری از شهرداری کردم و مجوز گرفتم و چهار پنج ویترین در شهر نصب کردم که اگر مردم اطلاعیه ای داشتند روی دیوار نچسبانند بلکه در ویترین های زیبا و شکیلی که تهیه کرده بودم و جنس آن از شیشه های پلاستیکی بود بگذارند .

 

با این کار می خواستم یک فرهنگ  سازی و سامان بخشی به امور تبلیغات و پیام های مردم شهر بوجود آورم . اما این ویترین ها توسط افراد مشخصی شکسته شد وانگیزۀ ادامۀ کار را ازمن سلب کرد.  به هر حال از آنجا که شهر بروجرد فعالیت اطلاع رسانی مستقلی  چندانی نداشت ، تصمیم گرفتم در تهران اقامت نمایم و لذا در سال 77 به تهران کوچ کردم .

 

 ابتدا در روزنامه اطلاعات منطقه شمیرانات مشغول فعالیت شدم و سپس به خبر گزاری جمهوری اسلامی به مدیریت همشهری و همکلاسی ام دکتر فریدون وردی نژاد رفتم و ایشان مسئولیتی را در دفتر خبرگزاری شمیرانات به من دادند و بنده هم در تدارک آماده سازی بخش مربوط بودم که پاسخ موافقت با تأسیس هفته نامه پیغام در فروردین سال 79 به من ابلاغ شد .

 

بر این اساس یکبار دیگر این فرصت برایم فراهم شد تا به عنوان مدیر اولین هفته نامه بروجرد در بعد از انقلاب وارد صحنه روزنامه نگاری شوم و به یکی از آرزوهای مردم بروجرد  مبنی بر داشتن نشریه ای مستقل جامه عمل بپوشانم . چند ماهی درتدارک جاومکان وابزار کار وآماده سازی دفتر کار بودم وسرانجام موفق شدم در22شهریور اولین شمارۀ نشریه را که شماره (صفر) وآزمایشی بود منتشر وروی پیشخوان روزنامه فروشی های شهر بگذارم .

 

البته قبل ازانتشار اولین شماره ، اعلامیه ای درشهر پخش کردم که متن آن چنین بود :  «  با کمال مسرت به اطلاع میرساند ، پیغام بروجرد تنها روزنامه هفتگی بروجرد در آستانه انتشار است . بر اساس رسالت مطبوعاتی ، این نشریه وظیفه دارد تا در سنگر مقدس قلم ، سفیر اندیشه ها و خواست ها ی به حق مردم ، پاسدار خوبی ها و ارزش ها وشمشیری علیه زشتی ها و منکرات  باشد » .

 

 اولین مشکلی که آن زمان در کار انتشار روزنامه وجود داشت نبودِ یک چاپخانۀ اٌفسِت دو ورقی در بروجرد بود که مرا ناچار می کرد روزنامه را در شهر دیگری چاپ کنم ، به همین دلیل اولین شماره پیغام بروجرد را در چاپخانه دانش مربوط به همشهری عزیزمان آقای کریمی پور در خرم اباد چاپ کردیم ، اما از آنجا که سرِ آقای کریمی پور شلوغ بود و می بایست روزنامه را دو سه روز قبل در چاپخانه نوبت می گرفتیم نتوانستیم کار را در آنجا ادامه دهیم و لذا کار را با چاپخانه های کرمانشاه شروع کردیم .

 

و اما اولین شماره پیغام تیتر جالبی داشت و با سلام به بروجرد آغاز می شد : ( سلامی به شهرم بروجرد زیبا- که چون او نباشد به ایران سرایی ) . شعری که حدود 30بیت  داشت و خودم آنرا سروده بودم  و این نشانی از عشق و دلبستگی به شهرم و شروع راهی پراز گردنه های سخت  بود که اکنون 14 سال است ادامه دارد.  

            
ادامه دارد ..........

 

 

 






طبقه بندی: آقای احمد ترک زبان( مدیر مسئول پبغام بروجرد)، 
برچسب ها: ( سلامی به شهرم بروجرد زیبا- که چون او نباشد به ایران سرایی )، احمد ترک زبان، احمد ترک زبان صاحب امتیاز و مدیر مسئول هفته نامه پیغام بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 9 خرداد 1392 توسط فرهاد داودوندی



گوشه هائی از تاریخ معاصر بروجرد



اولین قدم بعد از انقلاب

برای اطلاع رسانی رسمی در بروجرد





مسئولین نشسته در مرکز خرم آباد

 راضی به موجودیت دفتر خبری دربروجرد نبودند




نوشته آقای احمد ترک زبان

صاحب امتیاز و مدیر مسئول هفته نامه پیغام بروجرد

« اولین قدم بعد از انقلاب برای اطلاع رسانی رسمی در بروجرد « عنوان مطلبی است که  اینجانب به عنوان گوشه ای از تاریخ اطلاع رسانی در بروجرد آن را به همشهریان عزیز تقدیم می نمایم .


البته قبل از این ، محقق ارجمند استاد محمد گودرزی دبیر تاریخ دبیرستان های بروجرد در سال 79 طی سلسله مقالاتی تحت عنوان » از بیضاء تا پیغام «تاریخ یکصد سالۀ مطبوعات بروجرد را تا شروع فعالیت پیغام در 22 شهریور 79 به رشته تحریر کشیدند که طی آن خط مشی مطبوعات بروجرد مورد نقدو بررسی قرارگرفته بود .


اما مقاله حاضر مرتبط با تلاشهایی است که انجام گرفت تا اولین گام  برای اطلاع رسانی به صورت رسمی در شهرستان بروجرد برداشته شود.


اینجانب در سال 1352 به استخدام صداو سیمای مرکز کرمانشاه در آمدم و پس از انقلاب مسئولیت واحد اطلاعات و اخبار را به عهده گرفتم ، سپس با همین سِمت به مرکز همدان و پس از آن به مرکز خرم آباد منتقل شده به پیشنهاد این جانب و موافقت مدیروقتِ مرکز (آقای پیکری) دفتر خبری بروجرد را راه اندازی کردم  .


این زمان مقارن با شروع جنگ تحمیلی و هجوم هموطنان پناه جوی خوزستانی به بروجرد بود.


برای استقرار این دفتر سعی شد از امکانات موجود در شهرستان بی آنکه هزینه ای برای سازمان صدا و سیما داشته باشد استفاده شود لذا با مکاتبات و رایزنی هایی که انجام شد مسئولین آن زمان نهایت همکاری را برای استقرار این دفتر به عمل آوردند.


از جمله اطاق آن توسط هلال احمر تأمین گردید. ملزومات دفتری مثل میز و صندلی از پادگان بروجرد،ماشین تحریر از آموزش وپرورش ویک نیروی خدماتی از شهرداری بروجرد و سپس کار شروع شد ، بدون هیچ سرو صدا یا برنامه افتتاحیه و تبلیغاتی با دستی تنها و بدون هیچگونه  امکانات از طرف سازمان ،و این در شرایطی بود که بروجرد چهره یک شهر پشت جبهه را بخود گرفته بود .


برخی از مراکز آموزش و مدارس در اختیار جنگ زدگان قرار داشت و چند هزار جنگ زده با مشکل اسکان و تأمین معیشت مواجه بودند. ستاد کمک رسانی به جبهه ها در مسجد امام به صورت یک ستاد فعال در خدمت جنگ زدگان قرار داشت و اخبار مربوط به شهر توسط دفتر خبری به مرکز استان مخابره می شد.


در آن شرایط که مسئولان شهرستان تجربه چندانی در ساماندهی مسائل جنگ زدگان نداشتند گاه پیش می آمد که مهاجرین جنگی در جلوی فرمانداری تجمع کرده نسبت به عدم تأمین نیازهای خود و عملکرد مسئولان مربوطه  اعتراض می کردند. از طرفی اتفاق می افتاد که مسئولین نیز خواهان انعکاس فعالیت ها واقدامات خود  از طریق رادیوی استان و تلویزیون کشور بوده از دفتر خبری تازه تاسیس انتظار داشتند اقدامات آنها فیلمبرداری واز سیمای کشور پخش گردد ، از جمله جهاد سازندگی آن زمان به مدیریت آقای پناهی چند بار بر این خواسته تأکید کردند که اقدامات آنها در روستاها فیلمبرداری و از تلویزیون پخش شود اما دریغ از یک دوربین فیلمبرداری چرا که مرکز خرم آباد در آن زمان حتی مخالف وجود دفتر خبری در بروجرد بود .


فرماندار وقت هم بنام آقای کفافی که گفته می شد از پاسداران محافظ شهید بهشتی است روزی مرا به فرمانداری دعوت و اظهار کرد فرمانداری کارهای زیادی در مدت جنگ انجام داده و عملکرد قابل توجهی دارد.


ایشان بعد از گلایه که چرا خبرهای این شهرستان  آنچنانکه باید از رسانه استان پخش نمی شود به من گفت: آقای ترک زبان ! شما امروز فقط ضبط صوتت را بیاور نوار را هم من می دهم ، گزارشی دارم آن را ضبط کن  نوار را به راننده خودم بده ، با ماشین فرمانداری به خرم آباد بفرست و تأکید کن این گزارش را در یک یا دو برنامه پخش کنند  .


به ایشان قول دادم تلاش خود را انجام دهم که نوار مصاحبه پخش شود. پس از آن با مرکز رادیو خرم آباد و با مسئول واحد اطلاعات و اخبار تماس گرفتم و حساسیت موضوع را به ایشان خاطر نشان ساختم . اما نشان به آن نشان که حتی حاضر نشدند بخشهای کوتاهی از این گزارش را از رادیو خرم آباد پخش نمایند ، لذا بعد از دو سه روز که خبری از پخش نوار نشد فرمانداربه من زنگ زد و پرسید این مصاحبه چه اشکال داشت که پخش نکردید ؟ گفتم پخش آن ارتباطی با بنده ندارد ، آنجا مدیر مرکز و مسئول اطلاعات و اخبار باید دستور پخش می دادند و من در این موضوع دخالتی ندارم اما تلاش خود راهم کرده ام .


ایشان  گفتند حالا که این طور است به روابط عمومی می گویم ، بعدازاین هیچ خبری در اختیارشما قرار ندهند و شما می توانید از خبرنگار روزنامه اطلاعات ، خبرهای فرمانداری را بگیرید و این اولین چراغ قرمزی بودکه بخاطر کارشکنی مسئولین نشسته در مرکز خرم آباد که راضی به موجودیت دفتر خبری دربروجرد نبودند در واکنش به عدم رضایت از وجود دفتر خبری بروجرد دریافت می کردم  .


مسئولین مرکز خرم آباد هر از گاه نامه ای اخطار آمیز روانه می کردند که بروجرد نیازی به دفتر خبری ندارد و باید تعطیل شود.


لذا در پی این مخالفت ها بود که اینجانب شخصاً مسئله را به دفتر مرکزی خبر در تهران کشاندم و از مدیریت واحدمرکزی اخبار درخواست کردم یک کارشناس به دفتر خبری بروجرد اعزام تا عملکرد این دفتر را مورد ارزیابی قرار دهند.


اگر وجود این دفتر ضروری تشخیص داده شد ، این دفتر به فغالیت خود ادامه دهدو اگر غیر ضروری بود آن را تعطیل کنیم. در پی این درخواست مدیر واحد مرکزی اخبار آقای احمد عزیزی که بعداً سفیر ایران در آلمان شدند شخصی به نام آقای آرین خواه را به بروجرد اعزام کردند و ایشان با بررسی دفتر و عملکرد آن به این نتیجه رسیدند که دفتر بروجرد به تنهایی به اندازه کل استان لرستان فعالیت خبری دارد لذا بر ضرورت وجودی این دفتر صحه گذاشت و دفتر ، همچنان به  کار خود ادامه داد وموقعیت آن تثبیت شد  ........ ادامه دارد

 

 

 



طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی،  آقای احمد ترک زبان( مدیر مسئول پبغام بروجرد)، 
برچسب ها: اولین قدم بعد از انقلاب برای اطلاع رسانی رسمی در بروجرد، احمد ترک زبان، احمد ترک زبان صاحب امتیاز و مدیر مسئول هفته نامه پیغام بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 19 اردیبهشت 1392 توسط فرهاد داودوندی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظ
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو