وبلاگ شخصی فرهاد داودوندی
 
فروشگاه لوازم یدكی اتومبیل ، نجوم ، ورزش ، شطرنج، هنر و علم در بروجرد
tabligh
tabligh


مشکلی که رستوران داران


و صاحبان تالار های پذیرائی،


 سنگ بنایش را تا ابد الدهر نهادند!

مشکلی که ران و سینه مرغ به وجود آورده است


فرهاد داودوندی- بروجرد:

 بعید است دیگر این مشکل رفع بشود! ریشه دارتر از آن شده که با کدخدا منشی عده ای از بین برود.

باید از این بترسیم که این مشکل که توسط بعضی رستوران داران و صاحبان تالارهای پذیرائی شکل گرفته به این سادگی ها دست از سر مردم بردارد.

چه بسا در آینده به خاطر بروز همین مشکل شاهد طلاق گرفتن ها، درگیری های فامیلی، بزن بزن های طایفه ای نیز باشیم.

شاید لازم باشد در آینده قانونگذاران برای رفع این مشکل  ساعتها نشست ویژه بگذارند و کتابها بنویسند، هر چند که بعید است حتی این قوانین هم در آینده بتواند گرهی هر چند کوچک از این مشکل را باز کند.

چه زندگی هائی که در آینده از هم خواهد پاشید، چه افرادی که ممکن است یک عمر دوستی شان با این مشکل پیش آمده به پایان برسد، چه فامیل هائی که تا ابد با همدیگر قطع رابطه کنند!

و همه این مشکل ها زیر سر بعضی از رستوران داران و صاحبان تالارهای پذیرائی  است!  

حتما حس کنجکاوی تان گل کرده تا بدانید این چه معضل بزرگی است که به دست رستوران داران و صاحبان تالار پذیرائی  در شهر ما می رود تا ریشه بسیاری از خانواده ها و فامیل های دور و نزدیک و دوستان صمیمی را از هم بپاشد.

بله، مشکل از ران و سینه مرغ است!

همه مردم در میهمانی های شادی یا عزا در تالارهای پذیرائی برای دریافت ران مرغ و نوش جان کردن آن با پلو، سر و دست می شکنند و در مقابل از گوشت سینه مرغ بیزار می باشند!

و آن چیزی که اصلا در این لحظه ها یادشان نیست، حضور در مراسم یادبود یک عزیز از دست رفته و یا عروسی عزیزان شان است!

از آنطرف هم گارسن ها به دستور صاحبان رستورانها و همچنین صاحبان تالار های پذیرائی به تازگی در میهمانی ها، برای هر دو نفر یک دیس برنج و یک دیس که در آن یک عدد ران مرغ و یک عددسینه مرغ گذاشته شده می آورند و به آن دو نفر می گویند که این غذا برای شما دو نفر است.

در حالیکه یکی از این دو نفر با هر ترفندی شده ران مرغ را از آن خود خواهد کرد دیگری در حالیکه زیر لب به بخت خود نفرین می فرستد سینه مرغ را به اجبار بر می دارد و دقیقا................

بله! و دقیقا از همینجا کینه ها شروع می شود، دلخوری ها پیش می آید، دوست از دوست دلخور می شود و برادر از دست برادر دل چرکین می شود! و به همین خاطر است که این مشکلات در آینده به خانواده ها و فامیل کشیده خواهد شد و چه بسا که کار به درگیری طایفه ای و آژان آژان کشی کشیده شود.

و همه اینها تقصیر صاحبان تالارهای پذیرائی و صاحبان رستوران ها می باشد که در این  قرن 21 هنوز یاد نگرفته اند که مردم ران مرغ را بیشتر از سینه مرغ دوست دارند.

 بنابر این لازم است به جای گذاشتن سینه در کنار ران مرغ درون دیس غذا برای دو نفر، دو تا ران برای دو نفر بیاورند! تا همه در شادی و خوشحالی در میهمانی های عروسی و عزا، دلی از عزا در بیاورند و تا آخر عمر همه با هم گل بگویند و گل بشنوند.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: طنز، نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی، کاریکاتور، ران مرغ، سینه مرغ،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 31 فروردین 1398 توسط فرهاد داودوندی




وقوع سیل و موانع انسانی



وقتی با "بند و بست" بر روی رودخانه پاساژ می سازند،

 وقتی دقیقا وسط رودخانه خروشان، اسکلت فلزی برای ساخت و سازهای بعدی برپا می کنند،

وقتی در لبه رودخانه، ویلا و رستوران می سازند ومدیران شهری هم چشم شان را بر روی این بی قانونی ها می بندند


خوب، مثل روز روشن است که آب رودخانه برای خود باید راهی بجز مسیر رودخانه پیدا کند!!!


عکس از فرهاد داودوندی




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: وقوع سیل و ارتباط آن با بی قانونی بعضی ها، سیل، سیلاب، برف، باران، نقد، وقوع سیل و موانع انسانی،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 13 فروردین 1398 توسط فرهاد داودوندی

تشکر، چرا که نه؟

 بقلم:  یاسر مقدسی

 از بروجرد در آخرین روزهای سال97 منتهی به سال نو شروع می کنم :

 هیچ دستفروشی در طول مسیر حرکت مردم بساط نکرده و برای تردد مردم در پیاده روها مشکلی را بوجود نیاورده بودند  

 هیچ مغازه داری بخاطر عرضه محصولات مغازه خود از مغازه دو سه متری خود به داخل خیابان ودر برگرفتن فضایی چندده متری نقل مکان نکرده بودند
 
 هیچ دستفروشی ازسایر شهرهای همجوار جهت فروش محصولات خود در بازار شب عیدبروجرد حضور نیافته و بساط نکرده بود

 مغازه هاو دکه های عرضه میوه جعبه های میوه را هفت هشت متر جلوتر و در خیابان قرار نداده بودند

 ترافیکی در خیابان های شهر وجود نداشت و برای جابجا شدن در مسیرهای گذشته از شما پول اضافه ای طلب نمی شد

 هیچ مغازه و فروشگاهی در جلوی مغازه های خود با گذاشتن صندوق ,تابلو تبلیغی و .. مانعی برای پارک خودروها ایجاد نکرده بودند

 کاسبان ومغازه دارها راضی بودند چون یکسال هزینه های شهرداری و دارایی و .. را پرداخت کرده اند ,ارزشش را داشته تا دربازار شب عید درآمد خوبی کسب نمایند چون دستفروشی در جلوی مغازه هایشان بساط نکرده بود

 دسترسی به سرویسهای بهداشتی برای مردم باتوجه به ساخت تعداد زیادی از آن ها در نقاط مختلف شهر راحت بود

 کاربسیار خوب دیگری که صورت گرفته بود ساخت بازارچه های محلی ثابت مسقف  در چندنقطه شهر و ساماندهی دستفروشان بود و..

ومن چقدر خوشحال بودم به خاطر اینهمه نظم حاکم در شهرم بروجرد !!

حال سوال اینجاست
چرا نباید بخاطر اینهمه نظم و مدیریت قدردان بود و تشکر نکرد ؟؟؟؟





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: تشکر، چرا که نه؟، یاسر مقدسی، فرهاد داودوندی، نقد، نقد اجتماعی،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 5 فروردین 1398 توسط فرهاد داودوندی

 زندگی همیشگی با مادر، در عید


عید یعنی امید به آینده ای روشن،

 

  آرزوی خوشبخت شدن


 در سال جدید برای همه



  ( نوشته شده توسط فرهاد داودوندی- بروجرد)


اینک که زمین و زمان ظاهرا آرام اما با شتاب، گرد پیری و غبار کهنسالی را به وجود ما تزریق می کند، مطمئن شده ام  که عید یعنی در بدر بدنبال  دوران کودکی گشتن!


وحشت خوش آیندی از خاطرات کم و بیشی که تو را به گذشته ای نه چندان دور می برد.


لذت بردن از عیدی گرفتن و دلهره از اینکه نکند خاله و دائی و اقوام دور و نزدیک  در غوغای صحبت های روز مره با اطرافیانت فراموش کنند که عیدی تو را بدهند!


پوشیدن کت و شلوار نو، اما دو سه سایز بزرگتری که آستین کتش را چندین بار روی هم برگردانده بودند تا دستان کوچکت بتوانند دیده شوند و پرخاش های دلپذیرمادر که در مقابل اعتراض ساده تو برای سر پوش گذاشتن بر نداری ها  می گفت  پسر بچه زود قد می کشد پول که علف خرس! نیست هر سال کت و شلوار بخریم! باید دو سه سال با این لباسها سر کنی.


و کتک خوردن روز عید از دستان نحیف مادر، اگر درموقع بازی کردن با هم سن و سالان خود، لباس را خاکی یا پاره پوره می کردی و پوشیدن کفشی که به زور برایت می خریدند که یا یک شماره کوچک بود و در همان روز اول انگشتانت پر از تاول می شدند و یا اینکه یکی دو شماره بزرگ بود و با گذاشتن پنبه و کهنه پارچه در نوک آن همیشه   احساس می کردی کفشهایت دو سه متری جلو تر از خودت در حرکتند!


وشاید هم خاطره خوش عید در  این بود که  بعد از حمام عید، که طبیعتا بخاطر شلوغی بیش از حد حمام سر گذر، یک هفته قبل از عید می رفتی و بدست دلاکی که برای گرفتن عیدی بیشتر از پدر، تو   را با کیسه زبری که بر تن صدها نفر کشیده بود  مانند بره بریان می نمود!


عید یعنی سوار شدن بر بال خاطرات و سفر به دوران کودکی و نظاره کردن مراسم چهارشنبه سوری، آتش بازی و از روی آتش پریدن و دیدن وحشتی که سراپای مادر را در بر می گرفت که گزندی بخاطر پریدن از روی آتش به طفل خرد سالش  نرسد.


و سپس مراسم عید نوروز و آغاز سال نو و دید و بازدید های بی پایانی که اکثرا با میهمانی های دسته جمعی همراه و ممکن بود تا یکی دو ماه بعد از عید  نوروز بخاطر کثرت فامیل ادامه داشته باشد.


اعیاد دوران کودکی ما هر چه بود خاطراتی از خود برای ما به یادگار گذاشت که با فکر نمودن به آنها شور و شعفی وصف ناپذیر سراپای وجودمان را در بر می گیرد بی اختیار احساس شادابی می نمائیم و لبخندی بر لبانمان می نشیند با کمی آب و تاب خاطرات گذشته  را برای دوستان و فرزندان خود تعریف می کنیم زیرا فقط نقاط روشن گذشته را مرور می کنیم !


در کوچه پس کوچه های ذهن پر مشغله خود بدنبال دوستان و همکلاسی های دیگر ندیده خود می گردیم   و اینکه مدتهاست عمو و دائی و خاله و فرزندان آنها را که حتی لحظه ای از هم جدا نمی شدیم ماهها و حتی سالیان سال است ندیده ایم!


عید یعنی کم رنگ شدن  لبخندی که  یاد آوری خاطرات گذشته بر لبانمان  نشانده بود.


عید یعنی امید به آینده ای روشن، آرزوی خوشبخت شدن در سال جدید برای همه، دیدن افراد تازه متولد شده در فامیل!


و آرام آرام  به فکر بستن بارو بندیل زندگی برای سفر همیشگی و شروع دوران کودکی جدید و زندگی مادام العمردر جوار مادر واقعی مان "زمین" !





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: زندگی همیشگی با مادر در عید، فرهاد داودوندی، نقد، زندگی با مادر، زمین، نقد اجتماعی،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 3 فروردین 1398 توسط فرهاد داودوندی

فرهاد داودوندی همچنان می جنگد...!

کسی نیستم، اما عادت ندارم الکی از کسی تعریف کنم،بلکه معتقدم پنهان داشتن زیبایی های دیگران، نوعی حسادت و خساست و زیاده روی در تمجید آنان، چاپلوسی است...

قدرت خیال پردازی ضعیفی دارم اما آنچه را می بینم، به خوبی توصیفش می کنم!

اعتقاد دارم که تقدیر از انسانهای خوب، تقدیر از خوبی ها و ترویج خوبی هاست و علاوه بر آن، وقتی زیبایی ها را نشان بدهیم و ترویج کنیم، نه جایی برای زشتی ها می ماند و نه نیازی به تقبیح زشتی هاست...

هرگاه مردم‌ زیبایی گل را ببینند، گرایشی به دیدن خار ندارند...

خیلی علاقه ای به معرفی زشتی ها ندارم و می دانم که هر جا فرشتگان حضور داشته باشند، جایی برای حضور دیوها باقی نمی ماند و این ماییم که فرشته یا دیو بودن را در جامعه خود انتخاب می کنیم...

اینها مقدمه ای بود تا بگویم اگر به دیگران رحم کنیم، خدا و بندگان خدا و تمام هستی به ما رحم می کنند و پشتیبان ما هستند...

در روزگاری که مشکلات و سختی ها  عرصه را بر اکثر مردم تنگ کرده اند، در روزگاری که زرق و برق دنیا و چشم و هم چشمی ها، ما را وسوسه به اندوختن مال و کسب شهرت و تجمل گرایی و رفاه می کنند، هستند کسانی که فقط به خود و خانواده خود فکر نمی کنند، هستند کسانی که آرامش و آسایش خود را در رفاه دیگران می بینند و تمام تلاش خود را در جهت کاهش درد و رنج دیگران بکار می گیرند...

یکی از مصادیق نوشتار من در این متن، فرهاد داودوندی است...

فرهاد داودوندی، مشق عشق را از خبرنگاری و وبلاگ نویسی آغاز کرد و از مجاز به حقیقت رسید...

او امروز درد اصلی جامعه را فقر و بیماری و بی خانمانی می داند و به همین مناسبت در همه جا حضور دارد، او در همه جای شهر و روستا سرک می کشد، مشکلات مردم را کشف و در جهت رفع آنها، شبانه روز در تلاش است!

او امدادگر است،مددکار است، در لباسهای مختلف کمک رسانی ظاهر می شود!

فرهاد داودوندی عاشق ضعیفان است، اما فقط عاشق نیست، بلکه عاشق عامل است!

بیشتر اوقات، او را در حال حمل ویلچر ، لباس ، کیف و کفش،دارو، مواد غذایی و... می توان دید؛ او علاقه فراوانی برای ایجاد تحول در شهر خود دارد!

آری،فرهاد داودوندی همچنان با فقر و معضلات می جنگد...

احساس می کنم نوشته هایم دارد طولانی می شود و طول کلام ممکن است به متن لطمه بزند، اما می دانم که حرف دل غالب همشهریانی را زدم که فرهاد داودوندی را خوب می شناسند.

خداوند به ایشان توفیق و سلامت و عاقبت بخیری عنایت فرماید و بر تعداد امثال ایشان در این شهر بیفزاید.

به پایان آمد این دفتر، حکایت همچنان باقی است...



"" سیدحجت الله موسوی زاده ""

@mosavizadeh7905

مرکزنیکوکاری حضرت ولی عصر(عج) بروجرد

@nikookari7905

اسفندماه ۱۳۹۷




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: فرهاد داودوندی همچنان می جنگد...!، فرهاد داودوندی، سیدحجت الله موسوی زاده، نقد،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 23 اسفند 1397 توسط فرهاد داودوندی

آیا این بار این موفقیت بزرگ در بروجرد

دیده خواهد شد؟



به قلم: فرهاد داودوندی

یا ما بروجردی ها چشم و دل سیر هستیم یا اینکه مدیران شهر ما در جریان نیستند که کسب عنوان برتر در جشنواره بین المللی فجر چقدر اهمیت دارد؟

اگر هنرمند شهر دیگری، موفق به کسب اولی جشنواره فجر  می شد شک نکنید حداقل یک مراسم استقبال مناسب  برایش ترتیب داده می شد، اما چکنیم که اینجا بروجرد است و  ما هم چشم و دل سیر!!!

برای "دومین بار" پژمان شاهوردی تندیس کارگردانی اول و نویسندگی برتر جشنواره بین المللی فجر را به خاطر نمایش /این کجا وآن کجا/ دربخش خیابانی از آن خود کرد، به همین سادگی !

و این خصلت ما در این  دیار است که موفقیت  های بزرگ هنرمندان  مان  که در پی سخت کوشی های  بسیار به دست آورده اند  را ،  خیلی ساده می پنداریم، به همین سادگی!





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: آیا این بار این موفقیت بزرگ در بروجرد دیده خواهد شد؟، نقد، نقد هنری، پژمان شاهوردی، نمایش، تئاتر، جشنواره فجر،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 6 اسفند 1397 توسط فرهاد داودوندی





این است  " پارلمان محلی "  واقعی



به قلم: فرهاد داودوندی


خیلی ها تصور می کنند شورای شهر کارش فقط و فقط انتخاب شهردار و سپس با جناح بندی  های رایج کنار گذاشتن شهردار است .

اما اینگونه نیست....

شورای شهر بعنوان یک پارلمان محلی اختیارات بسیاری دارد.

امروز ( شنبه 4 اسفند 1397 )  اتفاق جالب توجه ای  در محل شورای شهر بروجرد رخ داد

در این روز تعدادی از شهروندان منتسب به جامعه ورزش به دعوت یکی از اعضای شورای شهر ( آقای فریبرز محسنی )  در محل شورا برای رفع چندین مشکل ورزشی در سطح شهر،  گرد هم آمدند .

 در این نشست هر که هر چه دل تنگش خواست گفت و همچنین  سخنان دیگران را هم شنید

با اینکه حتی سخنان تقریبا تند ورزشی هم در نشست امروز رد و بدل شد اما دست آخر اینکه  هیچکس با کدورت  جلسه را ترک نکرد و  با به نتیجه رسیدن این جلسه، همه خوشحال و خندان  سالن پارلمان محلی بروجرد را ترک کردند

شورای شهر  می تواند و باید اینگونه باشد که محلی برای رفع مشکلات شهروندان در نشست های رو در رو باشد

امروز آقای فریبرز محسنی بعنوان عضو  محترم شورای شهر  در 95 درصد زمان جلسه  فقط و فقط شنونده بود و اتفاقا  با همین روش  "خوب شنیدن"  توانست در پایان  جلسه با جمع بندی  صحیح سخنان رد و بدل شده، علاوه بر اینکه  چند مشکل  رخ داده در ورزش بروجرد را  بصورت کلی  حل و فصل کند، قدرت واقعی شورای شهر بعنوان یک پارلمان محلی را هم نشان بدهد

صمیمانه امیدواریم همچنان که امروز در یک نشست مردمی چندین مشکل ورزشی در صحن شورای شهر رفع شد

در آینده هم هرگاه شهروندان در زمینه های مختلف دچار مشکل شدند بتوانند بعنوان صاحبان اصلی شورای شهر، مشکلات شان را در پارلمان محلی خودشان  رفع کنند









طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: شورای شهر بروجرد، فرهاد داودوندی، فریبرز محسنی، تیم فوتبال وحدت بروجرد، این است " پارلمان محلی " واقعی، نقد، نقد اجتماعی،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 5 اسفند 1397 توسط فرهاد داودوندی
تربیت بدنی آموزش و پرورش و بسیج بروجرد

دو بال پرواز ورزش بروجرد


به قلم: فرهاد داودوندی


خوشبختانه ورزش بروجرد مدتهاست توسط تربیت بدنی آموزش و پرورش و تربیت بدنی بسیج بروجرد حال و هوای تازه ای را تجربه می کند.


این دو مدیریت ورزشی که مربوط به دو اداره و ارگان مختلف می باشند با داشتن مدیرانی ورزشی ( آقایان علیرضا شریفی و اصغر زینعلی ) و با داشتن کمترین حاشیه ورزشی توانسته اند بخوبی نقش خود را در ورزش بروجرد ایفا کنند.


تقریبا مسابقه یا فعالیت ورزشی در شهر نیست که در آنها حضور تربیت بدنی بسیج و آموزش و پرورش را مشاهده نکنیم.


اما آنچه حضور مثمر ثمر فعالیت های ورزشی این دو اداره را پررنگ تر می کند دور بودن از حواشی وابستگی های غیر ورزشی در بیرون از مجموعه ورزشی خودشان می باشد، تا جائیکه می توان ادعا کرد اگر همین رویه را در آینده نیز ادامه دهند شاهد پرورش ورزشکاران بسیار دیگری نیز توسط  آنها در بروجرد خواهیم بود.


به هر حال، اداره ورزش و جوانان بروجرد باید قدر فعالیت های ورزشی بدون وقفه آموزش و پرورش و بسیج را بداند که توانسته اند خود را به عنوان دو بال بسیار تاثیر گذار پرواز ورزش بروجرد تثبیت کنند. 




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد ورزشی، علیرضا شریفی، اصغر زینعلی، تربیت بدنی آموزش و پرورش، تربیت بدنی بسیج،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 3 اسفند 1397 توسط فرهاد داودوندی

فرهنگ بالای بروجردی ها


( قسمت اول )



خوش تیپی بروجردی ها که زبانزد است



ریشه در تاریخ فرهنگی این شهر دارد

فرهاد داودوندی - بروجرد:

همیشه تاکید داشته و دارم که بروجردی ها یکی از "خوش تیپ" ترین مردم شهرهای کشور عزیزمان می باشند.

مردم بروجرد در طول تاریخ این شهر  از دو مورد "گشت و گذار در دشت و صحرا"  و "شیک پوشی" هیچگاه دست برنداشته و همیشه در این زمینه ها در سراسر کشور زبانزد می باشند.

تصاویری در آرشیو عکسهای تاریخی این شهر موجود است که در آنها می توان بروجردی های بسیاری را  مشاهده نمود که  چندین دهه قبل و شاید در زمانی به قدمت بیش از یک قرن گذشته، "مرتب بودن" و "شیک پوشی" و "مبادی آداب" بودن را سرلوحه زندگی شخصی و اجتماعی خود قرار داده اند.

به هر حال "خوش تیپی بروجردی ها" که هم اینک نیز آنرا می توان بدون استثناء در بین تمامی مردم شهر در هر سن و سالی مشاهده نمود، ریشه در تاریخ فرهنگی چند هزار ساله مردم  بروجرد دارد. 

عکس های ضمیمه مربوط به آموزگاران "مدرسه اسلامی بروجرد" در چندین دهه قبل می باشد.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: بروجردی های خوش تیپ، نقد، خوش تیپ، شیک پوش، بروجرد، لباس مرتب، عکس قدیمی،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 29 بهمن 1397 توسط فرهاد داودوندی




طنز اجتماعی


فروش سهام باد هوا توسط سرمایه گذار!!!


فرهاد داودوندی- بروجرد:


به من بینوا کمک کنید، به من محتاج در بدر کمک کنید!

سرمایه گذاری هستم که مدتهاست در شهر شما برای سرمایه گذاری آمده ام!

البته درست حدس زده اید که دیناری پول با خودم نیاورده ام، اما اگریک روزی روزگاری  وضع مالی ام خوب بشود، پس از تملک رایگان بهترین زمین های این شهر و فروش قسمتی از آنها، پول خوبی به جیب! ببخشید، به دست خواهم آورد!

البته  بعد از گرفتن زمین رایگان در بهترین نقطه شهر  و فروش قسمتی از آن به هر کسی که دلم خواست! اگر قول بدهید 40 یا اگر دست کرم تان خوب باشد 50 میلیارد تومان هم وام بلاعوض مادام العمر به من بینوای محتاج کمک کنید، برای تان در این شهر سرمایه گذاری خواهم کرد که از فرط تعجب و شادی یک چشم تان بگرید و یک چشم تان بخندد!

محتاجم، علیلم! به من بینوا کمک کنید!

الان مدتهاست برج سازی هایم در کلان شهر ها بخاطر نداشتن پول کافی نیمه تعطیل شده است، اگر خدا عمر نوح به خودم و زن و بچه ام عطا کند،
با این سرمایه گذاری هم که  قرار است مثلا در آینده در شهر شما انجام بدهم، کفگیرم به ته دیگ خورده و کمک مالی مردم را استدعامندم!

حالا که شما در این شهر آنقدر بخشنده هستید که بهترین زمین های تان در بهترین نقاط شهر را مفت و مجانی به من بینوای بدبخت بیچاره محتاج نان شب، هدیه داده اید، حالا که قرار است برای به دست آوردن دل من، میلیارد ها تومان هم وام بلاعوض به من ذلیل بیچاره کمک کنید، خوب آخه بی معرفت ها پس مردانگی تان کجا رفته؟!

 لااقل ساختمانهایی را که قرار است در "موسم بزک نمیر بهار میاد" بسازم و به این مردم شریف بیندازم! ببخشید، بفروشم و واگذار کنم! خوب لااقل پیش خریدش کنید

و اون پول های بی زبان تان که پس انداز کرده اید را برای گردش اقتصاد شهرتان توسط یک سرمایه گذار با انصاف! به مانند من، به جریان بیندازید!

البته می دانم در بین شما افراد بد بین و بد ذات و مغرضی هم هستند که مانع از سرمایه گذاری شما در جیب شریف "بدون در و دروازه" من می شوند، اما حالا که ساختمان هایم را پیش خرید نمی کنید، لااقل سهام "باد هوا" را که توسط اینجانب به شما عزیزانم پیشنهاد می دهم را بخرید! بخدا صواب دارد!

سرمایه گذار درجه یک ممتاز، اما علیل و ذلیلم،
با خرید سهام "باد هوا" برای رشد اقتصاد شهرتان! به من بینوای محتاج کمک کنید!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: طنز اجتماعی فروش سهام باد هوا توسط سرمایه گذار!!!، طنز اجتماعی، فروش سهام باد هوا، طنز، نقد، فرهاد داودوندی، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 26 بهمن 1397 توسط فرهاد داودوندی



از دست گدایان بی شمار در بروجرد، اَااااای هوار!


فرهاد داودوندی- بروجرد:


دیگه فقط کم مونده زیر دوش، توی حمام عمومی هم یکی بیاید بگوید: فقیرم، عاجزم، به من بینوا کمک کنید!

بروجرد کاملا در دست گدایان بی شماری است که به مانند "آمیب ها" ثانیه ای تکثیر پیدا می کنند.

پشت چراغ قرمز، توی سینما، داخل بخش جراحی بیمارستان، موقع همایش ها، داخل مساجد، داخل توالت های عمومی، مطب پزشکان و خلاصه هر کجا که فکر کنید گدایان عزیز! در بروجرد در حال جولان دادن هستند و برای اینکه دست شان را پیش هر کس و ناکسی دراز نکنند! مشغول شغل شریف و پر در آمد و بی مالیات گدایی می باشند!!!

سر قبرستان که دیگر نگو و نپرس! اینقدر گداها از سر کول مردم و صاحبان عزا بالا می روند که فراموش می کنی برای چی به قبرستان رفته ای!

یک لحظه هم غافل کنی کیف و موبایل و پول و لباس تنت را هم خواهند برد!

ختم کلام اینکه از دست گدایان بی شمار در بروجرد ااااااااای هوار.







طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: از دست گدایان بی شمار در بروجرد، اَااااای هوار!، گدا، فرهاد داودوندی، طنز، نقد، گدا در بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 26 بهمن 1397 توسط فرهاد داودوندی


وقتی کار دست کاردان باشد

اقدام ارزنده دکتر احسان مهاجر شجاعی

و استاد بهروز فرزاد



به قلم: فرهاد داودوندی



هفته گذشته بطور همزمان در دو نقطه مختلف بروجرد به مناسبت دهه فجر مسابقات دوچرخه سواری و دو و میدانی برگزار شد


قهرمانان این دو رشته ورزشی از خط پایان گذشتند و جوایز خود را از دست آقایان احسان مهاجر شجاعی و بهروز فرزاد دریافت کردند،

اما این پایان این مسابقات نبود.....

از حواشی جالب توجه این مسابقات ورزشی اینکه در اقدامی کاملا تصادفی و دقیقا به مانند هم، طی چند روز بعد از برگزاری مسابقات، آقای احسان مهاجر شجاعی پس از شنیدن اینکه دو نونهال دونده با اینکه آخر شده اند اما موفق به گذشتن از خط پایان شده اند، "در به در" به دنبال یافتن این دو دونده کم سن و سال بوده تا از آنها تقدیر بعمل بیاورد

و در نقطه ای دیگر از شهر نیز آقای بهروز فرزاد طی چند روز گذشته به دنبال یافتن  دو نونهال دختر و پسری بوده که با جدیت رکاب زده اند و موفق به عبور از خط پایان مسابقه شده اند، اما در روز مسابقه از آنها تقدیر بعمل نیامده است..


دوچرخه سواران نونهالی که مورد نظر آقای بهروز فرزاد بوده اند امروز جوایز خود را از ایشان دریافت کردند و دو دونده مورد نظر آقای احسان مهاجر شجاعی نیز قرار است روز جمعه توسط ایشان مورد تقدیر قرار بگیرند.

دکتر احسان مهاجر شجاعی و استاد بهروز فرزاد از افتخارات ورزش بروجرد هستند، این دو سرمایه ورزش بروجرد نشان دادند که اگر در ورزش کار دست کاردان باشد چیدمان پازل موفقیت های روز افزون، ساده تر از آن چیزی است که "چسبیده های به ورزش" در این شهر نشان می دهند.


حرکت ارزنده ای که دکتر مهاجر شجاعی و استاد بهروز فرزاد با صرف وقت و هزینه برای تشویق و علاقمند نمودن 4 نونهال بروجردی به  ورزش از خود نشان دادند باید برای بعضی ها! که مسوولیت ورزشی را ارث پدری خود انگاشته و ورزش را یک دکان در آمد زایی می پندارند، یک درس باشد،

درسی که نشان داد، آنانکه از جنس واقعی ورزش هستند و دل شان برای ورزش می تپد، افراد کاربلدی هستند که از تمام قرصت ها برای رشد ورزش این دیار استفاده می کنند.






طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: کار دست کاردان، احسان مهاجر شجاعی، نقد، نقد ورزشی، علی داودوندی، بهروز فرزاد، دوچرخه سواری بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 24 بهمن 1397 توسط فرهاد داودوندی



مربی بی اخلاق، به جایی نخواهد رسید


به قلم: فرهاد داودوندی


بعضی مربیان ورزشی فکر می کنند دریافت حکم حضور در کلاس های دانش افزایی و یا شرکت صرف در کلاس های مربی گری به تنهایی کافیست تا به یک ورزشکار کلمه مربی اطلاق شود.

سالها قبل دکتر اکرامی موسس باشگاه شاهین، اصل حضور ورشکاران و مربیان در این باشگاه را به سه عامل اول اخلاق، دوم درس و سوم ورزش منحصر کرده بود تا جائیکه این سه اصل بسیار مهم بعدها پایه گذار مکتب شاهین در ورزش ایران شد.

ورزشکاران جوانی که تحت نظر دکتر اکرامی در مکتب شاهین پرورش یافتند بعد ها تقریبا همگی از افراد اخلاق مدار و تحصیل کرده رده بالای فوتبال ایران شدند.

متاسفانه بعضی از مربیان ورزشی، هوار و داد، جار و جنجال، توهین به دیگران، تخریب دیگر مربیان و .... را عامل مطرح کردن خود در ورزش می پندارند و غافل هستند که تنها مربیانی می توانند در عرصه ورزش جاودانه و تاثیر گذار باشند که رعایت اصول اخلاقی را همیشه و در همه حال سرلوحه فعالیت های مربیگری ورزشی خود قرار بدهند.

ختم کلام اینکه مربی که بر اعصاب خودش مسلط نباشد و سخنان بی پایه و اساس و توهین آمیز را خطاب به دیگران بر زبان بیاورد، هیچگاه به جایی نخواهد رسید، حتی اگر هزار حکم مربیگری از حضور در کلاس های مختلف مربی گری را در صندوقچه منزل شان روی هم تلنبار شده داشته باشد. والسلام.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: مربی بی اخلاق به جایی نخواهد رسید، نقد، نقد ورزشی، مربی بی اخلاق، فرهاد داودوندی، مربی ورزشی، مکتب شاهین،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 22 بهمن 1397 توسط فرهاد داودوندی

مربیان استعداد یاب و کارشناسان ورزش

باید دعوت بشوند


( مشکل ورزش بروجرد بی پولی نیست،

تفکر غیر حرفه ای است)






به قلم: فرهاد داودوندی

سالهاست که مسوولین ارشد ورزش شهر نشست هایی با مسوولین هیات های ورزشی برگزار می کنند، اما همچنان نشست اصلی را برگزار نمی کنند!

سالهاست نشست با روسای هیات های ورزشی که بنوعی زیر مجموعه خود اداره ورزش به حساب می آیند را به حساب نشست های ورزشی می گذارند در صورتیکه  آنانکه باید دور هم گرد بیایند نه مسوولین هیات های ورزشی، که مربیان کاربلد و استعداد یاب ورزش هستند

چه خبر از سجاد مهرابی؟ آروین معظمی گودرزی کجاست؟ پیمان یاراحمدی در چه حال است؟ چه کسی از آخرین وضعیت اشکان کوشکی  خبر دارد؟

مطمئنا در نشست روسای ورزش شهر با روسای هیات ها  فقط کمبود ها بیان خواهند شد، حداکثر درخواست ها در اینگونه جلسات  بر حول محور بی پولی و کم پولی می چرخد

اما  مشکل ورزش بروجرد بی پولی نیست، داشتن تفکرات غیر حرفه ای مشکل اصلی است

اگر قصد داریم بصورت ریشه ای مشکلات ورزش شهر را پیگیری کنیم  باید جلسات با مربیان استعداد یاب و کارشناسان ورزشی برگزار شود

باید از استاد عبداله باعزم سوال کنند چه می شود کرد تا داوری بروجرد در فوتبال  بین المللی شود؟ نظر استاد محسن مرادی را جویا باید شوند که رمز موفقیت مداومش چیست؟ از استاد حسین سامانی علت عقب گرد دو و میدانی بروجرد را باید بپرسند

  رمز موفقیت نسل طلایی بوکس بروجرد را باید با استاد آرش روشنایی مطرح کنند، از استاد محمد تقی بیرانوند باید بپرسند چه می خواهی که برایت فراهم کنیم تا اولین مدال المپیک تاریخ لرستان را در رشته وزنه برداری برای مان به ارمغان بیاوری؟

از برادران  فرزاد باید علت چرایی توقف دوچرخه سواری بروجرد را جویا شوند، از افراد تحصیل کرده ای به مانند دکتر رضا صابونچی باید درخواست شود که چه باید کرد؟

نشست با روسای هیات های ورزشی  چه در اداره ورزش و جوانان و چه جدیدا در شورای شهر نشست های موفقی نبوده، نیست و نخواهد بود،  دور هم جمع شدن هایی  که نه در  دراز مدت و یا حتی  کوتاه مدت ثمری در پی نخواهد داشت.

آن نشستی می تواند مرهمی بر ورزش بروجرد و مانع عقب گرد ورزش بروجرد بشود که افراد کارشناس به آن دعوت شوند و رمز و رموز علل موفقیت ورزشی خود را در آن بیان کنند، نه اینکه  در نشست های تکراری  که سالهاست تکرار می شود به مانند همیشه در آنها  سخنان تکراری بی پولی  بیان شود.والسلام.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: ورزش بروجرد، فرهاد داودوندی، نقد، نقد ورزشی، ورزش، حرفه ای،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 12 بهمن 1397 توسط فرهاد داودوندی

شیشه عمر ورزشی جوانان ورزشکار را

نخواهم شکست


به قلم: فرهاد داودوندی

جوان هستند و جویای نام، در بسیاری از موارد هم در بیان حرفهای شان کاملا حق دارند، اما در بیان صحیح این سخنان راه تند را برمی گزینند و توقع دارند که حرفهای تندشان توسط من ورزشی نویس "مو به مو" رسانه ای شود اما غافل از اینکه......


غافل هستند از اینکه حاشیه، زندگی ورزشکار جوان را تحت شعاع قرار خواهد داد، بعد از مدت کوتاهی عمر ورزشی شان نابود خواهد شد و مجبور خواهند شد زودتر از آنکه فکرش را کنند با میادین ورزشی خداحافظی کنند.

نزدیک به دو دهه است فعالیت ورزشی نویسی دارم و طی این مدت جوانان ورزشکار بسیاری به من مراجعه کرده اند که از زمین و زمان شاکی بوده اند، جوانانی که شاید در بسیاری از موارد هم حق داشته اند،همیشه آنها را راهنمایی کرده ام و سعی شده راه و روش صحیح چگونگی احقاق حق ورزشی شان را به این ورزشکاران جوان نشان بدهم و به همین خاطر "هیچگاه" مطالب تند آنها علیه مربیان و مدیران ورزشی شهر و استان را در هیچ رسانه ای منتشر نکرده ام.

بسیاری از این جوانان ورزشکار بعد ها به کار بزرگی که برای شان انجام داده ام  واقف شده و حتی قدردان بوده اند اما در مقابل تعداد بسیار اندکی از همین ورزشکاران جوان به راه اشتباه شان ادامه داده اند و خود را شدیدا مقابل مربیان و مدیران ورزشی قرار داده و حتی من را متهم کرده اندکه چرا مطالب تند آنها را رسانه ای نکرده ام.

حاشیه برای هر ورزشکاری حکم سم مهلک را دارد، آنانکه به هر طریقی سعی کرده اند مرا مجبور کنند که مطالب تند شان را رسانه ای کنم غافل بوده اند که آن مطالب حکم شیشه عمر ورزشی شان دارد و باید در جریان قرار بگیرند که من از آن دسته ورزشی نویسانی نبوده و نیستم که با وارد کردن ورزشکاران جوان به حاشیه مخرب، شیشه عمر ورزشی این جوانان را بشکنم! هر چند که اگر خدای ناکرده چنین هدف شومی در سر می پروراندم به مانند آب خوردن بود که اینگونه افراد را با رسانه ای کردن سخنان شان از صفحه ورزش این شهر حذف کنم.

ختم کلام اینکه این تعداد ورزشکار جوان که به اشتباه راه ترکستان را برگزیده اند، حتی اگر پا را از حد ادب و نزاکت هم در رابطه با من بیرون بگذارند، عمر ورزشی این جوانان را کوتاه نخواهم کرد، البته صد در صد مطمئنم بعدها متوجه اشتباه شان خواهند شد و همین مرا بس است، زیرا معتقدم گذر زمان خیلی موارد مبهم ورزشی را روشن خواهد کرد





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: شیشه عمر جوانان ورزشکار را نخواهم شکست، فرهاد داودوندی، نقد ورزشی، نقد، ورزش بروجرد، منتقد ورزشی، شیشه عمر،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 6 بهمن 1397 توسط فرهاد داودوندی


باز هم سایه شوم "فروش"

بر سر هتل ورزش بروجرد


به قلم: فرهاد داودوندی


شنیده ها حاکیست که این بار قضیه فروش " هتل ورزش" بروجرد واقع در "مجتمع ورزشی ولایت" جدی تر از دفعات قبلی کلید خورده است.


هتل ورزش بروجرد بیش از 60 درصد پیشرفت فیزیکی دارد و تنها پروژه هتل ورزش در استان لرستان می باشد.


تعدادی از کارشناسان معتقدند برای اتمام پروژه هتل ورزش بروجرد مبلغی حدودا یک میلیارد تومانی مشکل گشا خواهد بود و این پروژه منحصر بفرد در استان را به سرانجام خواهد رسانید.


علاقمندان به ورزش در تعجب هستند که در حالیکه با صرف هزینه چند پروژه کوچکتر ورزشی می توان پروژه بزرگ هتل ورزش بروجرد را سرانجام رسانیدT چرا عزم جدی توسط مدیران ورزش چند سال اخیر استان برای اتمام این پروژه دیده نمی شود؟!


با توجه به خاطره بد بروجردی ها از حضور بخش خصوصی در امر خرید و ساختتعدادی از  پروژه های عمرانی این شهر که در بسیاری از موارد با بیان اینکه در یک پروسه زمانی کوتاه مدت مشخص شده که بودجه ای برای ساخت و ساز توسط بخش خصوصی وجود خارجی نداشته و بیشتر قصد گرفتن وام های کلان دولتی بوده، چه تضمینی وجود دارد که بخش خصوصی که قصد دارد هتل ورزش بروجرد را خریداری کند این مکان ورزشی را به اتمام برساند؟


ختم کلام اینکه قبلا هم نوشته بودیم با توجه به رکود اقتصادی در بروجرد، دلسوزان بروجردی مایلند ساخت و ساز این هتل توسط خود بروجردی ها انجام بگیرد تا بدین طریق تعدادی از نیروهای بروجردی در این پروژه در تمامی زمینه ها فعالیت داشته باشند، لذا به نظر می رسد برای کم کردن حاشیه های بعدی، توقف سریع فروش هتل ورزش بروجرد و شفاف سازی توسط مسوولین محترم ورزش استان، خواسته به حق و به جایی باشد.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: باز هم سایه شوم " فروش" بر سر هتل ورزش بروجرد، فرهاد داودوندی، نقد، نقد ورزشی، هتل ورزش بروجرد، هتل ورزش،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 5 بهمن 1397 توسط فرهاد داودوندی

در زمینه بی احترامی به پیشکسوتان ورزشی

آنکه ضرر می کند ورزشکار جوان است


به قلم: فرهاد داودوندی

بیش از 17 سال است افتخار ورزشی نویس بودن را در کارنامه ورزشی خودم دارم، سالها در روزنامه ورزشی وزین  سراسری 90 ستون های ثابت طنز و جدی ورزشی داشتم و اینک نیز حدود یک دهه است در اکثر نشریات استان لرستان و بروجرد ستون های ورزشی داشته و دارم


در تمامی این سالها که در کنار ورزش زندگی کرده ام، حداقل برای اینجانب ثابت شده تعدادی از ورزشکاران جوان راه را گم کرده اند، اینان افرادی هستند که کم کاری خود و نداشتن پشتکار در ورزش و عدم موفقیت خود را به گردن دیگران می اندازند.


ایستادن مقابل مربیان و پیشکسوتان را به اشتباه اعتماد نفس می پندارند، با اینکه فن آخر را یاد نگرفته اند می خواهند یک شبه برای خودشان جایی در ورزش دست و پا کنند و آنهم از روشی که دیگر در هیچ کجای دنیا طرفدار ندارد.

این ورزشکاران جوان به اشتباه می پندارند اگر شب و روز مربیان سابق خود را عامل عدم موفقیت خود معرفی کنند، می توانند برای خودشان جایگاهی در ورزش دست و پا کنند،

اما غافل از اینکه در این دوره و زمانه شرط اول موفقیت ورزشی و به دست آوردن جایگاه، از جاده احترام به بزرگترها می گذرد، هر چند که اگر ورزشکاری بصورت حرفه ای پشتکار داشته باشد هیچ مربی در دنیا نمی تواند مانع رشد این ورزشکار شود.

در زمینه تند سخن گفتن با بزرگتر و بخصوص با پیشکسوتان ورزشی، آنکه صد در صد ضرر می کند، ورزشکار جوان است و بس.

ایکاش روزی برسد که آن تعداد از جوانان ورزشکار که معتقدند مربیان شان باعث عدم پیشرفت اینها شده اند، با همان لحن تند و خارج از عرف دنیای پهلوانی که با پیشکسوتان ورزشی صحبت می کنند، رزومه فعالیت های جدی، مستمر و بدون وقفه خودشان را نیز بیان می کردند

تا همه در جریان قرار بگیرند که آنکه در ورزش پیشرفت می کند، جدیت و احترام را سرلوحه فعالیت و تمرینات ورزشی خود قرار داده و آنکه ورزش را تفریحی و تفننی انجام می دهد مطمئنا به رده های بالای دنیای قهرمانی و پهلوانی هیچگاه دست نخواهد یافت، حتی اگر دست به توجیه بزند و عالم و آدم را مقصر ناکامی خود معرفی کند. والسلام.

در آینده در این زمینه بیشتر خواهم نوشت.....

 




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد ورزشی، فرهاد داودوندی، پیشکسوت ورزشی، پیشکسوت، ورزشکار، ورزشکار جوان،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 2 بهمن 1397 توسط فرهاد داودوندی



"" تغییر رویه سایت فرهاد داودوندی""


از امروز، فقط و فقط

 از زیبایی های شهرم خواهم گفت

و خواهم نوشت



از امروز تا اطلاع بعدی، سایت فرهاد داودوندی مطلقا از مسائل و مشکلات بروجرد  و اخبار جناح های شهر، هیچگونه مطلبی نخواهد نوشت

واقعیت این است  از پشت پرده مسائل پیش آمده در رابطه با 99 درصد مشکلات شهری آگاه نیستم و  ورود سایت  فرهاد 90 در بعضی موارد ممکن است  حق کسی را ناحق کند و باعث بشود " دین عده ای بر گردن من "بیفتد

در ضمن هدف اولیه من  از راه اندازی  سایت فرهاد داودوندی ترویج روحیه شادابی و امید به زندگی و  نشان دادن مسائل مثبت جامعه مان بوده و هست که خوشبختانه  مسائل مثبت در همین بروجرد خودمان بسیار بسیار زیاد وجود دارد،  اما  همه ما چشم مان را بر روی آنها بسته ایم و فقط به دنبال  پیدا کردن نقطه ضعفی از شهرمان هستیم!

 با توجه به مسائل پیش آمده در سطح شهر که حتی برای یک انتخاب ساده شهردار هم ......... ( بی خیال)

به هر حال از امروز سایت فرهاد داودوندی فقط و فقط مطالب زیر را پوشش خواهد داد ولاغیر

1 - ورزشی

2 - گرامیداشت یاد شهدای قهرمان دوران دفاع مقدس ( که حق بسیار بزرگی بر  آسایش و آرامش ما و همچنین  بر این آب و خاک دارند)

3- کارهای عام المنفعه و خیرخواهانه ( کمک به نیازمندان )

4 - هنری

5 - علمی

6 - ادبی

7 - تاریخ قدیم بروجرد ( از چند هزار سال قبل تاکنون )

8 - معرفی  چهره های موفق ( پیر و جوان ، زن و مرد، کوچک و بزرگ) در همه زمینه های  فوق


پی نوشت 1 : به دوست عزیزی که عکس های بسیار زیبایی از طبیعت شهرمان می گیرد، گفتم : تو چطور این همه زیبایی خدادای شهرمان را می بینی اما من   این زیبایی ها را نمی بینم که از آنها عکس بگیرم؟!

جمله ای گفت که تصمیم گرفتم بعد از سخنان این دوست من هم تغییر رویه بدهم، این دوست عزیز به من گفت: اینقدر برای بروجرد حرص و جوش می خوری و تمام فکرت شده  این که بروجرد را با دیگر شهرها مقایسه کنی، که کمتر می توانی زیبایی های خدادادی و بی انتهای شهر مان را ببینی!( جا دارد از این دوست عزیز که مرا راهنمایی کرد سپاسگزاری کنم )


 پی نوشت 2 -  به هیچ وجه  از امروز تا اطلاع یعدی مطالب مربوط به مشکلات شهری  و  اخبار جناح های  شهر، در سایت فرهاد داودوندی پوشش داده نخواهد شد،

فقط و فقط از زیبایی های شهرم خواهم گفت و نوشت. امیدوارم  روزی برسد همه  به دور از تفرقه، دست در دست همدیگر بروجرد زیبا و عزیزمان را به سطح یک شهر کاملا استاندارد و زیبا با جاذبه های گردشگری بسیار بالا در  سطح کشور عزیزمان برسانیم. والسلام.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: تغییر رویه سایت فرهاد داودوندی، بروجرد، نقد، منتقد، رویه، رویه سایت فرهاد داودوندی، سایت فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 13 دی 1397 توسط فرهاد داودوندی


زیر پوست شهر شنیده می شود که:


( قسمت 9 )

فرهاد داودوندی- بروجرد:



زیر پوست شهر شنیده می شود که:

یک نفر جوان که اتفاقا پدر گرامی اش مسوولیتی در مرکز دارد مدتی در یکی از اماکن دولتی بعنوان مکانی برای زندگی اش، ساکن بوده......

موضوع را سر بسته گفتیم، آنکه باید در جریان قرار بگیرد، با این مطلب ما  مطمئنا خواهد فهمید!!!

تا بیشتر آن را به دُهل نزده ایم لطف کنند اگر این جوان آن مکان را هنوز ترک نکرده، وی را از این مکان به هتل یا مسافرخانه که ضمنا هزینه اش را پدر گرامی اش بدهد، هدایت کنند!

و خدمت ایشان عرض کنند که مکان دولتی با هتل و مسافرخانه فرق دارد....

والسلام.


@@@@@


زیر پوست شهر شنیده می شود که: شرکتی غیر بومی در بروجرد با دادن نامه اخطار به منازل بروجردی ها آنها را تهدید کرده که اگر عوارض شهرداری شان را ندهند، طی 24 ساعت برق منازل شان را قطع خواهد کرد!!!

شورای شهری ها از وجود چنین شرکت غیر بومی در بروجرداظهار بی اطلاعی می کنند، اداره برق هم اظهار می کند مربوط به آنها نیست، شهرداری هم بازی "کی بود کی بود من نبودم" راه انداخته!

اگر از امروز به بعد خبر برسد برق یک منزل در بروجرد توسط این شرکت قطع شود، ما مسوولین شهر را مقصر خواهیم شناخت که اینقدر شهر را بی در و پیکر کرده اند که هر کسی به خودش اجازه می دهد آرامش روانی مردم بروجرد را به هم بزند.

 مسوولین محترم شهرداری باید شفاف توضیح بدهند که پرداخت عوارض مردم به شهرداری چه ربطی به قطع برق منازل شهروندان دارد؟ و چه کسی در شهرداری با این شرکت قرارداد ترکمانچای منعقد کرده است؟! والسلام.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: زیر پوست شهر شنیده می شود که، فرهاد داودوندی، نقد، نقد اجتماعی، زیر پوست شهر، بروجرد، زیر پوست شهر شنیده می شود که: قسمت 9،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 7 دی 1397 توسط فرهاد داودوندی



در شهر " درجورب " کره مریخ،

 استعفا مستعفا نداریم!




به قلم: فرهاد داودوندی


خبرگزاری مریخ 90 گزارش داده پس از اعلام قانون کناره گیری بازنشستگان از مسوولیت های اداری و غیر اداری در کره مریخ،  

با اینکه وقت قانونی کناره گیری رو به پایان است، تنی چند از بازنشستگان شهر جذاب " درجورب" کره مریخ، که دل شان نمی آید کلید را تحویل بدهند، فرموده اند: در این شهر استعفا مستعغا نداریم!

این عزیزان که مایلند مادام العمر  رئیس باشند،  در ادامه فرموده اند: کی از من بهتر؟!

و در ادامه نیز به گویش زیبای شهر " درجورب" کره مریخ سروده اند:

سر کارم، دلم گرمه ، نمی رم

اگر گفتند برو ، هرگز ، نمی رم

اگر گفتند برو ای بازنشسته، من نمی رم

کجا بهتر از اینجا، من نمی رم، من نمی رم





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: شهر درجورب، درجورب، طنز، نقد، فرهاد داودوندی، نقد ورزشی،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 2 دی 1397 توسط فرهاد داودوندی

به بهانه انتخاب شهردار غیر بومی برای بروجرد

نکند سنگ روی یخ شویم؟!


به قلم: فرهاد داودوندی


دوستان عزیزی اصرار دارند که در رابطه با وضعیت انتخاب شهردار غیر بومی برای بروجرد توسط شورای شهر اظهار نظر کرده و مطلبی بنویسم.


راستش واهمه دارم، که ما نظر بدهیم و حرف بزنیم و اعصاب خودمان را خرد و خاکشیر کنیم و آنها کار خودشان را انجام بدهند!


از همان روزهای اول که تعدادی از اعضای شورای شهر از موضع قدرت با اصحاب رسانه برخورد کردند و رسانه های مستقل شهر را حتی برای حضور در جلسات شورا نامحرم دانستند، حساب کار دست مان آمد که از این شورا،  آبی برای رشد بروجرد گرم نمی شود.


حدود دو سال از عمر شورا گذشته و دریغ از یک کار اساسی که برای شهر انجام داده باشند. همه اش شده جنگ "حیدر نعمتی" و "کی بود کی بود من نبودم"!


شهر های دیگر در همین استان و استان های اطراف مان در حال رشد و توسعه همه جانبه شهری هستند و ما با این زمان از دست دادن ها توسط شورای شهرمان، حداقل هیچ تغییر محسوسی در ظاهر شهر را هم شاهد نیستیم. 


از یکطرف از بی پولی می نالند و از طرف دیگر میلیارد میلیارد برای ساخت پل زیر گذر برای بخش خصوصی در کمربندی بروجرد هزینه می کنند، از یکطرف می گویند آه در بساط شهرداری نیست، از آنطرف هزینه هایی برای پروژه های بی حاصل شهر صرف می کنند که دود از کله همه مان بلند می شود!


در پاسخ دوستانی که اصرار دارند من هم مطلبی در رابطه با آوردن شهردار غیر بومی برای بروجرد بنویسم می گویم که: واقعیتش این است شورای شهر به نظر دلسوزان شهر اهمیتی نمی دهد، اصلا برای شان مهم نیست که ما شهروندان چه می گوئیم و چه توقعاتی داریم، در واقع شورای شهر بروجرد آنطرف ایستاده و هر کاری دل شان می خواهد انجام می دهند و ما شهروندان هم اینطرف ایستاده ایم و داریم حرص و جوش می خوریم!


واقعیتش از "سنگ روی یخ" شده می ترسم.

می ترسم نظر بدهیم و به مانند دفعات قبل به نظرات ما شهروندان اهمیتی داده نشود و هر جور دل شان می خواهد شهردار انتخاب کنند و باز حکایت "روز از نو و روزی از نو" بشود سهم بروجرد.


بنابر این منتظر می مانیم که تا شاهد دستپخت جدید شورای شهر در انتخاب شهردار جدید باشیم، هر چند که  تعدادی از اسامی کاندیداهای احتمالی شهردار شدن را که در شبکه های مجازی دست به دست می شود را وقتی مرور می کنیم، احساس خوشایندی به ما دست نمی دهد. والسلام.





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: سنگ روی یخ، نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی، انتخاب شهردار، شهردار بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 19 آذر 1397 توسط فرهاد داودوندی

توجه     توجه

در شهر "درجورب" کره مریخ!

در حال رخ دادن است


((( کنار گذاشتن بازنشستگان،

 روی کار آوردن کهنسالان!)))


 

به قلم: فرهاد داودوندی



شنیده ها از سفینه های فضایی در کهکشان راه شیری حاکیست در شهر " درجورب" کره مریخ! عقلای قوم، به این نتیجه رسیده اند حالا که قانون منع به کار گیری بازنشستگان خیلی جدی است

و خیلی ها باید غزل خداحافظی با میز ریاست را بخوانند، اما مثل آب خوردن می شود مسوولیت را به کهنسالان!  سپرد

و باز هم جوانان را در آرزوی  قبول مسوولیت در صف انتظار بی پایان نگه داشت!

 شنیده ها ی موثق تر  مبنی بر این است که "در به در" دنبال کهنسالان بالای هفتاد هشتاد سال می گردند که  سند ششدانگ میز ریاست را به جای  بازنشستگان  به افرادی بسپارند

 که  بعضی های شان بخاطر کهولت سن، سالیان سال است  فعالیت های اجتماعی را کنار گذاشته اند

القصه! شهر " درجورب" کره مریخ شهر بسیار عجیب و غریبی است  و  بعضی ها در این شهر چنان قانون را دور می زنند

 که باید اگر عمری بود با "فضا پیمای آپولو" سری به  شهر" درجورب"  در کره مریخ زد و از نزدیک شاهد دسته گل های  این شهر گل و بلبل بود!





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: طنز، نقد، کنار گذاشتن بازنشستگان، روی کار آوردن کهنسالان!، فرهاد داودوندی، بازنشستگان، نقد اجتماعی،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 16 آذر 1397 توسط فرهاد داودوندی


نامه به سرپرست اداره ورزش و جوانان بروجرد


در پی تغییر و تحول روسای هیات های ورزشی،

جوانان کاربلد فراموش نشوند


بنام خدا


جناب آقای سعید رشنو سرپرست محترم اداره ورزش و جوانان بروجرد


با توجه به آغاز تغییر و تحول مدیریتی در بسیاری از هیات های ورزشی در شهرستان بروجرد لازم است بعرض برسانم:


شاید بتوان ادعا کرد که جوانانی که خمیر مایه مدیریتی را داشته باشند و با قبول مسوولیت برای رشد ورزش مورد علاقه خود سنگ تمام بگذارند، در تمامی جامعه ورزش بروجرد آنچنان که باید و شاید به فراوانی دیده نمی شوند.

شاید در وهله نخست بسیاری از جوانان ورزشکار برای قبول مسوولیت های ورزشی اعلام آمادگی کنند، اما آنانکه در عمل نیز برای ورزش این شهر وقت کامل بگذارند و ایده های نو داشته باشند کمتر دیده می شوند.

البته وجود جوانان خلاق و مدیر در این شهر هنوز هم باعث خوشحالی است و باید بعرض برسانم، خوشبختانه در حال حاضر تعدادی از جوانان ورزشی وجود دارند که در تئوری و عمل در ورزش بروجرد حضوری فعال دارند، جوانانی که باید توسط جامعه ورزش و روسای جدید هیات های ورزشی به صرف همکاری با هیات های قبلی کنار گذاشته نشوند.

لذا از آن ریاست محترم درخواست دارد برای اینکه ورزش بروجرد از حضور چنین جوانانی بی بهره نشود به هر طریق که صلاح می دانید این جوانان فعال که اتفاقا مورد تائید عامه ورزشکاران هیئات ورزشی خودشان نیز می باشند به نحو صحیحی استفاده شود.

در خاتمه امیدواریم با تغییر و تحولات هیئات ورزشی که در حال رخ دادن است، شاهد نباشیم که  ورزشکاران جوان مدیر و مدبر، به صرف همکاری با روسای قدیم،  مورد بی مهری روسای جدید هیئات ورزشی قرار بگیرند.


با سلام و سپاس بیکران

فرهاد داودوندی

10 آذر 1397




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: سعید رشنو، فرهاد داودوندی، نقد، نقد ورزشی، جوانان ورزشکار، اداره ورزش و جوانان بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 11 آذر 1397 توسط فرهاد داودوندی

تبریک بخاطر انتصاب آقای شهاب روزبهانی

ریاست محترم اداره آموزش و پرورش بروجرد

فرهاد داودوندی- بروجرد:

همیشه معتقدم نباید روز اول به هیچ مدیری بخاطر قبول مسوولیت تبریک گفت!


ما چه می دانیم؟ شاید آن شخص که در روز اول برایش بنر می زنیم و تبریک می فرستیم، مدیر ناتوانی باشد، پس بهتر است بگذاریم روز آخر که می خواهد مسوولیت را تحویل بدهد، نگاهی به دوران مدیریت آن شخص بیندازیم، دو دو تا چهار تایی کنیم و ببینیم آن مدیر در طی دوران مدیریت خودش چه کارهای مثبتی برای شهرمان انجام داده است!


و اما....


تا ساعاتی دیگر آقای شهاب روزبهانی ریاست محترم اداره آموزش و پرورش بروجرد جای خود را به مسوول محترم دیگری تحویل خواهد داد تا در سنگر دیگری به آموزش و پرورش جوانان این شهر خدمت کند


همانگونه که در اول عرایضم نوشتم، معتقدم که در روز آخر مدیریت، در صورتی که آن شخص مدیر توانمندی بوده باید به وی تبریک گفت.


به همین خاطر است که بعنوان یک شهروند بروجردی به جناب آقای شهاب روزبهانی بخاطر مسوولیتی که در اداره آموزش و پرورش داشت تبریک می گویم.


اگر در کارنامه ایشان فقط و فقط بازسازی دبیرستان امام(ره) هم بود همین کافی بود که کارنامه موفقی از خود به جا بگذارد تا جایی که دبیرستان مخروبه ای را که تحویل گرفته بود با یک بازسازی اساسی در حضور وزیر آموزش پرورش به گونه ای تحویل دانش آموزان شهرمان داد که بسیار آبرومندانه شده است.


در یک نگاه مختصر، کارنامه آقای شهاب روزبهانی مثبت بود


ارتقا آموزش و پرورش بروجرد از رتبه آخر به رتبه اول در استان لرستان، افتتاح دبیرستان شبانه روزی دخترانه، بازسازی عالی دبیرستان مخروبه امام (ره)، جوانگرایی، فعالیت های ورزشی بی وقفه، ساختن سالن کشتی، فعالیت های میدانی در سطح مدارس شهر و روستا و ...... باعث گردیده


که اینک و در روز آخر مدیریت به آقای شهاب روزبهانی بخاطر انتصاب شان در تاریخ 10 فروردین 1396 به ریاست اداره آموزش و پرورش بروجرد در حدود 600 روز قبل تبریک بگویم و برایش آرزوی موفقیت روز افزون داشته باشم. والسلام.





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: تبریک بخاطر انتصاب آقای شهاب روزبهانی، شهاب روزبهانی، اداره آموزش و پرورش بروجرد، نقد، نقد اجتماعی،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 8 آذر 1397 توسط فرهاد داودوندی

نقد اجتماعی


 "انتصاب به جا و شایسته فعلی"


یعنی


 "انتصاب نابجا و ناشایست قبلی"

فرهاد داودوندی- بروجرد:

با یک تغییر و تحول مدیریتی بناگهان در سطح شهر شاهد سیل پیام های تبریک و نصب بنرهای بسیاری هستیم که در آنها به رئیس جدید تبریک و تهنیت گفته می شود!

اینکه چه کسانی و با چه اهدافی تبریک می گویند را فعلا مجال سخن نیست، اما........

اما در پیام ها و بنرهای تبریک و تهنیت نوشته شده در سطح شهر، نوعی توهین بسیار ظریف دیده می شود.

" جناب آقای .... انتصاب شایسته و به جای شما را که نشان از لیاقت شما دارد را به ریاست ..... تبریک می گوئیم"

در همین چند کلمه می توان پی برد که به شخص جدید تبریک گفته شده و وی را شخصی لایق، شایسته که انتخابش کاملا به جا می باشد، توصیف شده است! در حالیکه اگر از دید دیگری به این نوشته نگریسته شود یعنی اینکه رئیس قبلی شخصی نالایق، ناشایست و نا به جا بوده است!!!

اما از اینها جالب تر اینکه با توجه به ریاست دوره ای عده ای در این شهر، همین پیام ها و بنر ها بعد از کنار رفتن رئیس جدید برای رئیس بعد هم در سطح شهر زده می شود و افرادی که امروز با نصب بنر، رئیس جدید را تا عرش بالا برده اند، با آمدن رئیس بعدی در واقع رئیس امروز را با سر به فرش می کویند!

به هر حال جا دارد این پیام های تبریک و تهنیت و بنر بنر بازی! بالاخره یک روزی در این شهر ختم بخیر شود و روسای جدید آنقدر جسور و پر دل و جرات باشند که با شدت هر چه تمامتر جلوی اینگونه تبریکات مصنوعی را بگیرند و یاد بگیرند که بهترین جای نصب بنر تشکر و پیام تبریک، قلب مردمی است که قدر دان مسوولین واقعی و زحمت کش هستند، و همین مردم همیشه و در همه حال به نیکی از مسوولین واقعی یاد می کنند.

روسای جدید هم بد نیست در جریان قرار بگیرندکه مدتهاست نصب این پیام های تبریک و بنر های سطح شهر ضد تبلیغ به حساب می آید و در واقع ختم کلام اینکه بنرهای نصب شده تقدیر و تشکر از روسای جدید در سطح شهر، فقط پول دور ریختن است و بس! والسلام!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد اجتماعی، "انتصاب به جا و شایسته فعلی" یعنی "انتصاب نابجا و ناشایست قبلی"، نقد، نقد انتصاب، نقد انتخاب، انتصاب، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 6 آذر 1397 توسط فرهاد داودوندی

ما بروجردی ها از داخل خودمان را سوخته ایم،

از بیرون دیگران را


به قلم: فرهاد داودوندی


به خبر زیر  که در " پایگاه خبری تحلیلی گیل خبر " نوشته شده، توجه کنید :

"""بررسی روند توسعه زیرساخت های ورزشی در کشور؛
«توسعه کندِ تبعیض آمیز و گیلانِ همیشه مهجور»

حتی این نکته عجیب و قابل تأمل است که در استان لرستان و شهر بروجرد که هرگز در تاریخ فوتبال ایران، قطب فوتبالی به شمار نمی آمده و در این رشته ورزشی مدعی جدی نبوده است؛

دو ورزشگاه کارگران و ولایت شهر بروجرد مجموعاً ۶۵ هزار نفر ظرفیت دارد؛ یعنی دوبرابر ظرفیت ورزشگاه های استاندارد (استاندارد فدراسیون فوتبال ایران) کل استان گیلان!"""

(((پایگاه خبری تحلیلی گیل خبر)))

تو را بخدا مطلب بالا را دوباره بخوانید، در حالیکه  ورزشگاه ولایت بروجرد بیش از 20 سال است در حد 20 درصد هم پیشرفت فیزیکی نداشته  و ورزشگاه کارگران ( استادیوم  کارگران ) هم وجود خارجی ندارد از آنطرف ایران  گیلانی های عزیز دارند ورزشگاه های خودشان را با ورزشگاه های از بیخ و بن نداشته ما، مقایسه می کنند، جل الخالق!

حالا باز هم بگوئید چرا نگارنده معتقد است: ما بروجردی ها از داخل خودمان را سوخته ایم از بیرون دیگران را




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد ورزشی، فرهاد داودوندی، پایگاه خبری تحلیلی گیل خبر، گیلان، ورزشگاه بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 3 آذر 1397 توسط فرهاد داودوندی



" نِق زن " بی هنر در ورزش!


به قلم: فرهاد داودوندی


طرف از صبح تا شب فقط کارش شده نق زدن!

اگر من پست و مقامی داشتم چنین می کردم و چنان می نمودم، اگر من را مسوول یک قسمتی کنند یا حتی یک پست درجه دو و یا درجه سه در یک هیات ورزشی را به من و دوستانم بدهند آنوقت خواهند دید که چنان شاهکاری ارائه  بدهیم که همه انگشت به دماغ! ببخشید، انگشت به دهان بمانند!

چرخ زمین و زمان می چرخد و بالاخره نوبت به دوران " نق زن" داستان ما می شود،

بنده خدا نه اینکه در عمر ورزشی خودش هیچ هنری به جز "نق زدن" نداشته، بخاطر اینکه اینکاره نیست، حالا که مسوولیت گرفته نمی تواند خودی نشان بدهد، دست از پا درازتر فقط کارش می شود اینکه قبلی ها را مقصر بداند!

یکی نیست بگوید، عزیز دل برادر! فرضا قبلی ها بد، جنابعالی که در زمان نداشتن پست و مقام ورزشی به اندازه صد تا تئوریسین مرکز تحقیقات استراتژی! حرف که همان باد هواست، از دهان مبارکت بیرون می آمد، چرا حالا که دور شما  شده از باز کردن پای دو تا مرغ، عاجز هستید؟!

واقعا در این زمانه جمله کامل "نق زن" بی هنر در ورزش، بهترین جمله ای است که می توان برای این عزیزان دل! که برای گرفتن مسوولیت در بعضی هیات های ورزشی هول می زنند، اما سپس نشان می دهند که در عمل حرفی برای گفتن ندارند، بیان کرد. والسلام




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد ورزشی، نق زن، فرهاد داودوندی، نق زنان، نق،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 2 آذر 1397 توسط فرهاد داودوندی

فرق ورزش آلمان با بروجرد


((( به بهانه برکناری عجیب و غریب آقای امان اله مستعد رئیس اداره ورزش بروجرد در روز جمعه " که همه جا تعطیل است" توسط مدیرکل ورزش استان )))




از سال ۱۹۰۰ تاکنون (۱۱۷ سال ) فدراسیون فوتبال آلمان ۵ رییس فدراسیون داشته

اما

کمتر از  یکسال گذشته تربیت بدنی بروجرد توسط مدیریت اداره کل ورزش لرستان دارای ۴ رییس شده!!!

۱_ آقای محمود ترابی

۲ _ آقای احد قاسمی

۳ _ آقای امان اله مستعد

۴_ آقای ؟؟؟؟ (از نام بردن شخص چهارم بنا به دلایلی معذورم)


پ.ن. : صد البته شک نداریم  و صد در صد مطمئنیم که آلمانی ها که بلد نیستند از  ۱۱۷ سال قبل تاکنون دو سه هزار نفر!!! رئیس فدراسیون عوض کنند،  حتما طریقه مدیریت ورزشی علمی را هم بلد نیستند!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: فرق ورزش آلمان با بروجرد، آلمان، بروجرد، فرهاد داودوندی، محمود ترابی، نقد، نقد ورزشی،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 26 آبان 1397 توسط فرهاد داودوندی




سرانجام مدیریت برای بعضی ها در شهر

"درجورب" کره مریخ!



به قلم: فرهاد داودوندی



طوطیان شکر شکن نقل می کنند شهری در کره مریخ است بنام " درجورب"


روایان اخبار آن شهر چنین نوشته اند که قانون نانوشته ای در شهر "درجورب" وجود دارد که بر اساس آن بعضی افراد که در آن شهر مسوولیت بگیرند، اولش همه از فرط خوشحالی نیش شان تا "بنا گوش" باز می شود و گل می گویند و گل می شنوند، اما سپس در کار همان مدیر می نشینند و چنان دمار از روزگارش در می آورند که به تخم مرغ بگوید توپ بسکتبال!

ناقلان خبرهای تاریخی آن شهر در کره مریخ در کتب معتبرشان توضیح داده اند که تا کنون بسیار بسیار به ندرت دیده شده در شهر "درجورب" کسی به دل خودش مسوولیت بگیرد و روز آخر و پس از پایان مسوولیت، موقع رفتن پشت پایش، یک کاسه آب بریزند!

و همچنین در پاورقی همان کتب تاریخی شهر "درجورب"، چنین نوشته شده که بعضی از اهالی آن شهر، شخصی که مسوولیت قبول کند را روز اول روی دست بلند می کنند، ارسال تبریک پشت تبریک امری عادی می شود، برایش هلهله ها سر می دهند، پست و مقامش می دهند و سر بزنگاه، چنان با سر به زمینش می زنند که صدها نویسنده به مانند "تولستوی" و "چخوف" و "جک لندن" نمی توانند وصف "کله پا" کردن طرف را در صدها  رُمان جهانی وصف کنند!

الغرض! شهر "درجورب" شهر خاصی است که خیلی ها با اینکه می دانند گرفتن مسوولیت در آن شهر، آخر و عاقبت داستان های دنباله دار ازش در خواهد آمد، اما برای گرفتن پست و مقام در آن شهر، سر و دست می شکنند!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: درجورب، شهر درجورب، نقد، طنز، فرهاد داودوندی، طنز اجتماعی،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 24 آبان 1397 توسط فرهاد داودوندی

"دوشنبه" مراسم استقبال از رضا بیرالوند

"دوشنبه" مراسم استقبال از رضا بیرالوند

بروجرد و بروجردی ها  از قهرمان جهان شان استقبال خواهند کرد


به احتمال بسیار رضا بیرالوند قهرمان بروجردی وزنه برداری جهان روز دوشنبه با کسب دو مدال طلا و برنز مسابقات جهانی وارد بروجرد خواهد شد

برای استقبال از این جوان برومند و دلاور بروجردی باید سنگ تمام بگذاریم

جامعه ورزش، علاقمندان به ورزش، بروجردی های عاشق شهرشان، مرد و زن و پیر و جوان و مسوولین و مدیران شهری  برای مراسم استقبال از رضا بیرالوند آماده باشند

(ساعت دقیق و محل استقبال متعاقبا اعلام می گردد)




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: "دوشنبه" مراسم استقبال از رضا بیرالوند، رضا بیرالوند، رضا بیرانوند، وزنه برداری بروجرد، نقد، نقد ورزشی،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 20 آبان 1397 توسط فرهاد داودوندی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظ