وبلاگ شخصی فرهاد داودوندی
 
فروشگاه لوازم یدكی اتومبیل ، نجوم ، ورزش ، شطرنج، هنر و علم در بروجرد
tabligh
tabligh



لطفا، فقط اعضای محترم  شورای شهر بخوانند


ابوالفضل سرطانی و ابوالفضل های سالم را یاری کنیم




نوشته : فرهاد داودوندی- بروجرد


ابوالفضل و طاها و  حسین باجلان سه برادر از یک خانواده کارگری هستند

آنطور که شنیده می شود ظاهرا پدر کارگر این سه برادر کم سن و سال، پنج، شش ماه است حقوق  نگرفته.

متاسفانه یکی از برادرها بنام ابوالفضل سرطان دارد.

 پزشکان ادعا کرده اند که از وقتی این کودک خردسال  بر اثر یک اتفاق به ورزش کشتی  که مورد علاقه اش است روی آورده، خوشبختانه پیشرفت بیماری اش  کُند شده.

امروز وقتی همه کشتی گیران نونهال و نوجوان برای تمرین  کشتی، با  موانعی برای تمرین در سالن کشتی  پارک وحدت مواجه شدند، کودک سرطانی داستان ما، اشک از چشمانش جاری شد، دنیا پیش چشمانش تیره شد، یک لحظه به ذهنش خطور کرد، دست روزگار که سر یاری با وی نداشته، چرا باید همنوعانش نیز در حقش جفا کنند؟

پیش خود اندیشید مگر من با این بیماری که ممکن است  با پیشرفتش ،عمرم کفاف دیدن شکوفه های بهار آینده را هم ندهد، چه چیز با ارزشی از مدیران شهری  تقاضا داشته ام، که باید تنها در باز  زندگی  برای بهبود نسبی جسمی ام را که در سالن ورزش جستجو می کنم به رویم ببندند؟!

اعضای محترم شورای شهر

اگر نبودند بر وبچه های  پایگاه شهید احمد تنه کار که  با مردانگی شان شرایط تمرین را برای کودک سرطانی همشهری ما فراهم کردند، امشب علاوه بر غم سنگین داشتن بیماری طاقت فرسای  سرطان ، این کودک خردسال بیمار اما ورزشکار ،باریختن اشک به بستر بیماری می رفت

اعضای محترم شورای شهر

 نگارنده دست شما را به گرمی می فشارد، اگر نگذارید زندگی کودکان ، نوجوانان  و جوانان ورزشکار سالن کشتی  منطقه محروم پارک وحدت وارد حاشیه شود،

اینها کودک و خردسال  علاقمند به ورزش هستند،  از رفتار پیچیده ما آدم بزرگ ها، شگفت زده می شوند

البته واقعیت پزشکی نیز در این است که زندگی ابوالفضل داستان ما خدای ناکرده ممکن است کوتاه  باشد،

 به صرف اینکه قرار است از اماکن ورزشی درآمد زایی کنیم ، عمر  کودکان بیمار  و حتی سالم علاقمند به ورزش را بیش از این با  تصمیم گیری های احساسی مان کوتاه نکنیم.

منابع در آمد زایی برای شهر، در گرفتن ماهانه دو یا سه  هزار تومان از  ابوالفضل و ابوالفضل ها تامین نخواهد شد،

ضمن اینکه ممکن است ابوالفضل  مبتلا به  بیماری سرطان، اگر به همین زودی ها  هم نام خودش، حضرت ابوالفضل العباس(ع) را نزد خدای مهربان  ملاقات کند، از  رفتار نامطلوب ما بزرگترها در رابطه با عدم یاری و کمک به وی به بهانه گرفتن ماهانه دو سه هزار تومان شهریه، گلایه های بسیاری برای  حضرت ابوالفضل العباس(ع) آن بزرگمرد بی همتای تاریخ انسانیت تعریف کند!

 والسلام.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: فقط اعضای محترم شورای شهر بخوانند، نقد، ورزشکار سرطانی، کشتی، محمود حسن زاده، ابوالفضل باجلان،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 26 آبان 1396 توسط فرهاد داودوندی


مشکلات بروجرد کلا حل شد!!!

فقط مانده بود بستن زورخانه و سالن کشتی که آنها هم  به لطف شهرداری انجام گرفت


آقای فرماندار لطفا ورود پیدا کنید


فرهاد داودوندی- بروجرد:

متاسفانه اتفاقاتی در این شهر رخ می دهد که  اصلا جای بحث و گفتگو ندارد

در یک اقدام بی سابقه و تعجب برانگیز شهرداری بروجرد غروب امروز با بستن در زورخانه و سالن کشتی جنب آن ، به بهانه دریافت شهریه مانع ورود  کودکان و نوجوانان ورزشکار مناطق محروم بروجرد به این دو سالن ورزشی شده است

خدا را شکر تمامی مشکلات شهر توسط شهرداری و شورای شهر حل شده!!!،

فقط مانده بود بستن اماکن  ورزشی  مورد استفاده  اقشار آسیب پذیر، که آنهم امروز رخ داد!

نگارنده از مهندس کورانی فر فرماندار محبوب بروجرد  درخواست دارد که اینک که شهرداری وشورای شهر بروجرد با بستن در زورخانه و سالن کشتی  ناخواسته  شرایطی را پیش آورده اند که  نوجوانان و جوانان آن محل به سمت و سوی  خلاف پیش بروند،

 لذا  اینک  که  بعضی ها در این شهر شرایط  مالی بسیار ضعیف جوانان و نوجوانان مستضعف بروجرد را درک نمی کنند، فرماندار محترم به این مورد ورود پیدا کرده و مانع از ظلم به جوانان و نوجوانان ورزشکار خیابان جعفری و خیابانهای اطراف شود




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: مشکلات بروجرد کلا حل شد، نقد، نقد اجتماعی، زورخانه، سالن کشتی، فرهاد داودوندی، شهرداری بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 24 آبان 1396 توسط فرهاد داودوندی


لطفا در شبکه های مجازی نمک نریزید!


فرهاد داودوندی- بروجرد:

زلزله  وحشتناکی با شدت  بیش از 7.3 ریشتر ساعتی قبل  در قسمتی از مناطق غربی کشور عزیزمان به وقوع پیوست.

هزاران هزار خانواده  ایرانی دچار مشکلات جسمی و روحی  و مالی شده اند و متاسفانه  تعدادی از هموطنان مان  در این زلزله جان خود را از دست داده اند

در این میان  بعضی ها در شبکه های مجازی  وقت را غنیمت شمرده و  "لوده گری" را به حد اعلی  خود رسانیده اند و  با طنز و شوخی با این موضوع دردناک برخورد کرده و بنوعی  نمک بر زخم هموطنان زلزله زده مان می پاشند.

برای لحظه ای خود را به جای  مردمی بگذاریم که با آسیب دیدن در نزدیکی  منطقه زلزله  قرار است در این سرما شب را همراه با  خانواده های خود در خیابانها به سر کنند

 یاد بگیریم که در این شرایط که تعدادی از هموطنان مان گرفتار خسارات زلزله شده اند و زندگی شان دستخوش اثرات منفی شده، حداقل امشب اگر همدردی نمی کنیم بر زخم شان هم نمک نپاشیم!





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: لطفا در شبکه های مجازی نمک نریزید!، فرهاد داودوندی، زلزله، نقد، نقد زلزله، زلزله بروجرد، وقوع زلزله،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 22 آبان 1396 توسط فرهاد داودوندی

طنز اجتماعی

انتخاب شهردار با ساده ترین حالت!

 

فرهاد داودوندی- بروجرد:

 

از آنجا که خیلی ها در این شهر عشق ریاست دارند و تنها راه خدمت به مردم را نشستن پشت میز شهرداری می دانند و معتقدند برای شهردار شدن تکلیف بر گردن آنها نهاده شده!

و از آنجا که فعلا، شهردار شدن در بورس افتاده و هر کسی زودتر میز ریاست شهرداری را تصاحب کند انگار خود و دار و دسته اش، با غلبه بر تیمهای برزیل و آلمان و آرژانتین، جام جهانی فوتبال  2018 روسیه  را به دست آورده اند، لذا آقای " خوش خیال " برای رفع اختلافات برخی از مدیران سطح بالای شهر، پیشنهاد می دهد:

با توجه به اینکه عمر شورای پنجم به مدت 4 سال است و جمعیت شهری بروجرد هم حدود 300 هزار نفر، لذا با 4 تا ضرب و تفریق و جمع و تقسیم، به راحتی می توان فهمید به هر بروجردی برای شهردار شدن 7 دقیقه زمان می رسد!

یعنی اینکه بسیاری از ما 300 هزار نفر جمعیت شهری، بخاطر اینکه خیلی دوست داریم شهردار بشویم، هر کدام به نوبت 7 دقیقه نوبت مان می شود آرزوی شهردار شدن را به چشم ببینیم و این آرزو را با خود به گور نبریم!

4 سال آینده جمعا می شود 2.102.400 دقیقه!

 اگر جمعیت شهری را هم 300 هزار نفر برآورد کنیم، دقیقا سهم هر شهروند بروجردی برای شهردار شدن می شود 7 دقیقه و 8 هزارم ثانیه!

با این روش، دیگر هیچکس هم نمی تواند تا ابد از نحوه مدیریت شهری گلایه کند! ضمنا تا بخواهد نق بزند، سریعا همه چنان می زنیم توی سرش، که جانش در بیاید! و به وی خواهیم گفت: فلانی مگه خودت یک مدتی شهردار نبودی؟ چه گلی به سر شهر زدی؟!

هر کسی هم که در این شهر از همه زبان درازتر بود، شیفت 7 دقیقه شهردار شدنش را می اندازیم ساعت 9 شب و تاکید می کنیم از ساعت نُه شب، 7 دقیقه و 8 هزارم ثانیه فرصت دارد تمامی زباله های سطح شهر را جمع آوری کند!

خوشتان آمد با این روش ابداعی "آقای خوش خیال" که برای رفع مشکل شهر پیشنهاد داد؟!

شک نکنید با شهردار شدن نوبتی همه شهروندان به مدت 7 دقیقه و 8 هزارم ثانیه، کمبود ویتامین شهردار شدن همه مان هم تامین خواهد شد و دست آخر هم، در خاتمه نه جنگ و دعوایی خواهد شد و نه دلخوری پیش خواهد آمد.

 مثل پایان فیلم های هندی در پایان، همه مان لبخند بر لب و راضی از اینکه در تاریخ این شهر، بالاخره نام مان بعنوان شهردار ثبت شده، روانه خانه و کاشانه مان خواهیم شد تا پیش سر و همسر از نحوه مدیریت عالی مان در زمان شهردار بودن، گل بگوئیم و گل بشنویم و به وضعیت حال و حاضر این شهر که دست آورد بی تفاوتی ها، فعالیت! و از خود گذشتگی های! تک تک مان است، از ته دل بخندیم!!!





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: انتخاب شهردار با ساده ترین حالت!، طنز، طنز اجتماعی، نقد، شهردار، انتخاب شهردار، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 20 آبان 1396 توسط فرهاد داودوندی

تعطیلات یک شهری در کره مریخ! تمام شد

((( امروز و صبح است برای انتخاب شهردار،

خواجه حافظ شیرازی هم خبردار بشود)))




فرهاد داودوندی- بروجرد:

جوونم واستون بگه، حکایت آتش زیر خاکستر را که شنیده اید؟! حکایت آرامش قبل از طوفان را چی؟

شهری در کره مریخ! تعطیلاتش تموم شد! امروز و صبح است برای انتخاب شهردار شهرشان، زمین و زمان خبردار بشوند و خواجه حافظ شیرازی هم در زیر خاک تنش به لرزه بیفتد!

می گویند بعضی از روسا و مدیران ارشد آن شهر در کره مریخ! استاد پیچیده کردن معادلات ساده هستند تا جائیکه برای جمع بستن 2+2 آنچنان قضیه را پیچیده می کنند که صد تا انیشتین و ادیسون هم به ذهنشان نخواهد رسید که حاصل جمع 2+2 می شود پنج!

به هر حال هفته ای که در پیش است، آن شهر در کره مریخ برای انتخاب شهردارش در صدر خبرهای رسانه ای قرار خواهد گرفت! می گوئید نه! یک کمی دندان روی جگر بگذارید خیلی چیزها دستگیرتان خواهد شد!

 البته حکایات آتش زیر خاکستر و آرامش قبل از طوفان را بی خیال شوید، فقط خدا کند در آن شهر کره مریخ! به مناسبت انتخاب شهردار جدید، شورای شهرشان بخاطر تفرقه بیش از حد مجاز، منحل نشود!!!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: طنز، انتخاب شهردار، تعطیلات یک شهری در کره مریخ! تمام شد، شهر کره مریخ، فرهاد داودوندی، نقد، نقد اجتماعی،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 19 آبان 1396 توسط فرهاد داودوندی


طنز اجتماعی


رفتار مدرن پدران در منزل


نوشته: فرهاد داودوندی - بروجرد


آقا اجازه؟! از آنجا كه از ما خواسته اید كه در رابطه با رفتار پدران مان در منزل انشا بنویسیم، لذا با اجازه تان مثل همیشه برای نوشتن این انشا خواستیم از بابا جونمون كمك بگیریم اما نشد!

 بابا جونمون دیگه مثل قدیم نیست كه شبها بنشیند و شاهنامه و یا كتاب بخواند.

 از سر شب تا موقع خواب، گوشی موبایلش را طوری كه ما نتوانیم صفحه اش را ببینیم در دست می گیرد و با خواندن پیامك های "تلگرام" و "واتس آپ" و هزار كوفت و زهر مار دیگر خودش با خودش هِر و هِر می خندد.

بعضی وقتها رنگ رویش سرخ و سفید می شود و بدون اینكه حواسش  باشد در حالیكه لبخندی می زند ناگهان از زبانش در می رود و خودش با خودش می گوید: خدا بگم چكارت كنه ، با این جوكی كه فرستاده ای!

آقا اجازه! اون اوایل مادر بزرگمان فكر می كرد كه بابا جونمون زده به سرش كه خودش با خودش حرف می زند و بعضی وقتها قاه قاه می خندد! حتی یك شب با چاقو دور بابا جونمون را خط كشید و برای شفای باباجونمون دعا می خوند!

غافل از اینكه  مادر بزرگ مان نمی دانست كه بابا جونمون دیگه به جای شاهنامه خوندن، پیامك های ارسالی دوستانش را كه تمامی هم ندارند می خواند و بعضی وقتها هم بعد از دیدن یك پیامك، زیر لب غُر می زند و می گوید: اَه، اَه، این كه تكراری است!

 آقا اجازه؟! بابا جونمون بعضی وقتها هم از كوره در می رود و می گوید: سگ به گور پدر... این گوشی كه هنگ می كند!

در این مواقع مادرمان خودش را سریعا از آشپزخانه به ما می رساند و می گوید: تا دو سه ساعت آینده با باباجونتون حرف نزنید وگرنه برق هنگ شدن گوشی اش شما را خواهد گرفت.

آقا اجازه؟! در این مواقع من و خواهر برادرهایم برای اینكه جلوی چشم بابا جونمون نباشیم، سوراخ موش می خریم صد هزار تومان!

البته یكی دو دقیقه بعد بابا جونمون درحالیكه سعی می كند خود را خونسرد نشان بدهد با صدا زدن نام من یا یكی از خواهران و برادرانم عاجزانه درخواست كمك می كند و می گوید: عزیز دل پدر! نمی دونید چطور می شود ویروس این گوشی صاحب مُرده را از بین ببرم؟!

آقا اجازه؟! اگر در اینگونه مواقع بگوئیم بلد نیستیم! منزل مان به صحنه جنگ جهانی دوم شبیه می شود! و در حالیكه پدرمان از فرط عصبانیت اینكه چند دقیقه ای است نتوانسته در "تلگرام" و "واتس آپ" پیامك های دوستانش را بخواند به مرز زبانم لال سكته قلبی رسیده! نعره زنان فریاد می زند: پس این چه درس است كه شما می خوانید كه بلد نیستید این گوشی من را درست كنید؟!

در اینگونه مواقع بازهم مادرمان با چشم و ابرو به ما می فهماند كه بهترین راه، همان فرار به سوراخ موش های مان است و اینكه جلوی چشم پدرمان نباشیم!

آقا اجازه؟! البته بعد از اینكه بابا جونمون گوشی اش را بعد از دو سه بار  روشن و خاموش كردن مثل ماشین های هندلی قدیمی راه انداخت: در حالیكه لبخند عمیقی بر لبانش نقش می بندد، باز هم خودش با خودش حرف می زند كه: هنوز هم خودم! كه هنر از دست و پایم می بارد! ادعا ندارم، اما از هر انگشتم یك هنر می بارد!

 و بعد در حالیكه دنبال بهانه ای است دق و دلی اش را بر سر ما خالی كند، ادامه می دهد: خیر سرشان درس خوانده اند! بلد نیستند گوشی موبایل پدرشان را درست كنند، حیف این همه پول كه برای كودكستان و مدرسه شما می پردازم!

آقا اجازه؟! البته یكی دو دقیقه بعد بابا جونمون كه سرگرم خواندن پیامك های دوستانش می شود، فراموش می كند كه حرف هایش را ادامه بدهد و حتی موقع شام خوردن هم كه مامان مان برای هزارمین بار به بابا جونمون می گوید: مرد، غذا سرد شد بیا شامت را بخور!  در حالیكه سرش تا روی صفحه موبایلش خم شده، جواب می دهد: می آم، می آم، یه دقیقه صبر كن زن! بذار اینو ارسالش كنم، می آم، می آم!  




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: رفتار مدرن پدران در منزل، طنز، نقد، تلگرام، واتس آپ، فرهاد داودوندی، پدر،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 13 آبان 1396 توسط فرهاد داودوندی

یا بروجرد خیلی بزرگه

و یا غرب ایران خیلی کوچیک!!!


فرهاد داودوندی- بروجرد:

دوست عزیز، برادر، داداش، رفیق، عزیز دل برادر! جوونم واستون بگه! بیش از نیم قرن از این خدای مهربون عمر گرفته ایم و هنوز نفهمیدیم غرب ایران در نقشه کشورمان از کجا تا کجاست!!!

لابد می پرسید چرا این سوال را پرسیده ام؟

یک لحظه صبر کنید، عرض می کنم!

کلنگ احداث یک کودکستان را بروجرد به زمین می زنند، اعلام می شود: بزرگترین کودکستان در غرب ایران بزودی در بروجرد احداث خواهد شد!

می خواهند یک قصابی در یک محله افتتاح کنند، خبر می رسد: بزودی چشم بروجردی ها به بزرگترین قصابی غرب ایران در شهرشان روشن خواهد شد!

قصد دارند یک میدان برای عبور و مرور طراحی کنند، سخن از بزرگترین میدان در غرب ایران به میان می آید!

پل رودکی را طی مراسمی کلنگ زنی می کنند، انتظار دارند قبول کنیم بزرگترین پل خاورمیانه! ببخشید بزرگترین پل غرب ایران بزودی!!! به بهره برداری خواهد رسید!

به جان خودم نباشه، به جان شما! دیگه داره باورم می شه، که یا بروجرد خیلی خیلی بزرگه و یا اینکه غرب ایران خیلی کوچیک شده که هر پروژه بی سر و سامانی که هیچ وقت هم در این شهر راه اندازی نمی شود را بعنوان بزرگترین در غرب ایران می خواهند به خورد ما بروجردی ها بدهند!

در ضمن فقط یک سوال؟ مگر نه اینکه غرب ایران بخش بزرگی از کشور ایران است که شامل استانهای: البرز، چهارمحال بختیاری، همدان، ایلام، کرمانشاه، خورستان، کهکیلویه و بویر احمد، لرستان، کردستان، مرکزی و قزوین  است که در آن شهرهای مهمی به مانند: کرمانشاه، اراک، اهواز، قزوین و همدان و .... وجود دارد، و همه ما هم اعتراف می کنیم که آنها با داشتن مدیریت صحیح شهری حداقل هزار سال! از بروجرد جلوتر هستند، پس  این سخنان خنده دار که بزرگترین ها در غرب ایران در بروجرد بزودی به ثمر خواهد نشست دیگر چه صیغه ای است؟!!!

به هر حال از ما گفتن بود، با حلوا حلوا کردن دهان شیرین نمی شود! حالا ما هی بشینیم و برای دل خوشی خودمان فقط در حرف از کاه، کوه بسازیم، علاوه بر اینکه برای ما آب و نان نمی شود، باعث می گردد مضحکه دست دیگر هموطنان هم بشویم، وقتی بشنوند که ما نه درعمل، که فقط و فقط و فقط در حرف زدن ادعا داریم بزرگترین ها در غرب ایران! قرار است در بروجرد به ثمر بنشیند!!!

راستی تا یادم نرفته، "بزرگترین های بروجرد" در کهکشان راه شیری، منظومه شمسی و کره زمین و  آسیا و خاورمیانه و غرب ایران پیشکش،
اگر کلنگ در بروجرد بر زمین می زنید بزرگترین در غرب ایران را نخواستیم، "کوچکترینش" را بسازید، حتی اگر شده یک طرح عمرانی ساده و کوچک و فسقلی و نقلی  را محض رضای خدا هم که شده فقط در این شهر  "بسازید"!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، فرهاد داودوندی، غرب ایران، ایران، نقشه ایران، غرب ایران و بروجرد، بزرگترین در غرب،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 9 آبان 1396 توسط فرهاد داودوندی

نامه بیننده عزیزی بنام "نیمااا"

بی تفاوتی شهروندان و....

آقای داوودوندی

شهروند دلسوز بروجردی

باسلام

موضوع : بی تفاوتی شهروندان

این موضوع راخدمت حضرتعالی در جواب پست درخواست پارکبان ارسال میدارم اما در صورت صلاحدید بعنوان مطلب اصلی در صفحه اصلی درج بفرمایید.

جناب داوودوندی عزیز!

برهیچکس پوشیده نیست که سایت جنابعالی پربازدیدترین سایت بروجرد است اما براستی چرا همشهریان ما فقط به نظاره نشسته اند؟

چرا هیچ اظهار نظری ذیل مطالب کلیدی که با وجود همه فشارها بر جنابعالی اما آزادانه و بی محابا انتشار می دهید ،دیده نمیشود.

مگر میتوان کتمان کرد که هر خانواده بروجردی حداقل یکبار سایت شما را ریزبینانه بررسی و مطالعه میکنذ.
براستی علت این بی توجهی چیست؟

شاید دفاع تمام قد شما از شورای شهر است در روزهای انتخابات؟

شاید دلسردی بروجردیها از شورای شهر جدید وصف بندی هایشان است؟

شما خبرنگاری هستید حرفه ای و باصول این حرفه آشنا هستید

نیک می دانید برش هرمطلب در سایت به پی نوشته ها و اظهارات شهروندان دوچندان میگردد.

جناب داوودوندی خیر بزرگوار

شما اگر بجای تنوع پستهای روزانه یک پست اصلی را در هر هفته به بحث بگذارید و گزارش و جوابیه نهادها را نیز در همین جا به معرض دید عمومی بگذارید براستی که

خیرالآخرتی برای خویش توشه خواهید ساخت.

استفاده نمایید و آشتی کنید با مردم.

بسم اله





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: بی تفاوتی شهروندان و....، نقد، بی تفاوت، شهروند، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 8 آبان 1396 توسط فرهاد داودوندی

زیر پوست شهر شنیده می شود که:


( قسمت 8 )

فرهاد داودوندی- بروجرد:



زیر پوست شهر شنیده می شود که: یک بروجردی طلبکار، وقتی شنید فرد بدهکار به زندان افتاده و زن و بچه فرد بدهکار گرفتار مشکلات بسیاری شده اند و خیرین قرار است برای جلب رضایت وی پول جمع کنند، بدون درنگ با حضور در دادگستری رضایت کامل خود را اعلام نمود و از 17 میلیون تومان حق و حقوق کامل خودش برای رضای خدا گذشت کرد.

 
زیر پوست شهر شنیده می شود که: یک بانوی روشنفکر واقعی بروجردی وقتی شنید شوهر سابقش برای تهیه مهریه مشکل دارد و حتی در خرج و مخارج روزمره هم به مشکل خورده، تمامی مهریه دریافتی خود طی دو سه سال اخیر را تا ریال آخر، به حساب شوهر سابقش برگرداند.


زیر پوست شهر شنیده می شود که: صد ها بروجردی  از خرد و کلان، پیر و جوان، در طرح جمع آوری "در نوشایه" برای تعویض با ویلچر جهت معلولین نیازمند، تعداد بسیار زیادی "درنوشابه" را به سایت فرهاد 90 تحویل داده اند و هفته آینده ویلچری به همین مناسبت به یک معلول نیازمند اهدا خواهد شد.


زیر پوست شهر شنیده می شود که: یک خانم جوان و خیر بروجردی برای کمک به نیازمندان یک عدد ماشین لباسشویی مدل جدید و مدرن حدودا دو میلیون تومانی خود را بصورت کاملا بسته بندی شده و نو، به سایت فرهاد 90 بخشید تا در اختیار نیازمندان واقعی قرار بگیرد.




زیر پوست شهر شنیده می شود که:
"مهرخانه غریب بروجرد"به همت یکی از خانواده های خیر بروجردی افتتاح شد و تعداد 11 کودک و نوجوان بی سرپرست  به جای خیابان خوابی، در این خانه به مانند دیگر فرزندان این شهر در رفاه نسبی، مشغول زندگی و تحصیل هستند.


زیر پوست شهر شنیده می شود که: بسیاری از جوانان بروجردی بصورت خود جوش در طول هفته و به مناسبت های مختلف اقدام به پاکسازی طبیعت از زباله های موجود می کنند.


زیر پوست شهر شنیده می شود که: بروجردی ها در هر کجای ایران و دنیا باشند، عشق به زادگاه شان را فراموش نمی کنند، به همین خاطر است که بروجردی های خیر، از کشورهای مختلف جهان در پی هر فراخوان به یاری نیازمندان شهرشان می شتابند.


زیر پوست شهر شنیده می شود که: فرهاد داودوندی خبرنگار و وبلاگ نویس بروجردی در مصاحبه با یک نشریه معتبر کشوری در رابطه با زادگاهش چنین گفته:

مردم بروجرد، مردم بسیار شاد و سرزنده‌ای هستند.
مردم مان بسیار مبادی آداب هستند، به گردش و تفریح و مسافرت اهمیت می‌دهند. بسیار شوخ و بذله‌گو هستند. مردان و زنان این شهر در شیک پوشی در تمام ایران زبانزد هستند.

ما بروجردی‌ها به طبیعت علاقه بسیار زیادی داریم. در اکثر خانه‌های مردم گل و گلدان دیده می‌شود. مردم شهر من به تغذیه بسیار اهمیت می‌دهند و در این میان به نان خیلی زیاد علاقه دارند. در کنار تمام غذاها، حتی غذاهای برنجی، باید نان باشد.

مردم مهمان‌پذیری داریم تا جائیکه بهترین ظروف و امکانات منزل در اطاق پذیرایی را که در طول سال برای میهمانان بصورت دست نزده کنار می گذاریم، برای رفاه  بیشتر در اختیار میهمان قرار می دهیم.

بروجرد هنوز یک بافت قدیمی دارد و زندگی آپارتمان‌ نشینی کم‌تر در بین مردم رسوخ کرده. نه‌ این‌ که کلاً نباشد... اما زمین در بروجرد زیاد است. مردم هم خانه‌های حیاط‌دار را ترجیح‌ می‌دهند.

عامه مردم به ورزش علاقه دارند. در رشته‌هایی مثل والیبال و فوتسال و بسکتبال، بوکس، وزنه برداری، ورزش سه گانه و دوچرخه‌سواری و... اهالی بروجرد خوش درخشیده‌اند.

زیر پوست شهر شنیده می شود که: فرهاد داودوندی خبرنگار و وبلاگ نویس بروجردی در ادامه همان مصاحبه اش گفته: مردم بروجرد به موسیقی فاخر بسیار علاقمند هستند و بزرگانی به مانند استاد لوریس چکناواریان را به دنیا معرفی کرده اند.

مردم کتابخوانی داریم. در هر خانواده‌ای، در هر خانه‌ای، حتماً یک کتابخانه‌ وجود دارد. از کتابخانه‌ای با 5 جلد گرفته تا 500 جلد به بالا. قشر فرهنگی زیادی در بروجرد زندگی می‌کنند. در بین اعضای هر فامیل و خانواده، حتماً یک دبیر یا معلم وجود دارد.


بروجرد شهری است که در بسیاری از زمینه‌ها نخبه دارد. مثلاً در 8 سال جنگ تحمیلی نخبگانی مانند شهید محمد بروجردی و بیش از 1500 شهید قهرمان از بروجرد حضور داشتند که سرآمد دوران بودند. در رشته‌های علمی و پزشکی پرفسور پارسا را داریم که دبیر انجمن سرطان ایران است.


بروجرد شهری است که در برگزاری مراسم های منحصر بفرد مذهبی به مانند: بستن سقاخانه در ایام ماه محرم و مراسم خَره گیری صبح عاشورا در سراسر ایران بی همتا هستند.


در یک جمله با بودن بزرگانی به مانند: حضرت آیت الله العظمی بروجردی(ره)، آیت الله صاحب زمانی(ره)، آیت الله نجفی(ره)، آیت الله مولانا بروجردی، علامه شهیدی، دکتر زرینکوب، استاد مهرداد اوستا، صامت بروجردی، حزین بروجردی، استاد عبدالمحمد آیتی، علامه بحرالعلوم، دکتر محمد رضا حافظی، و ............   باید گفت: بروجرد شهر فرزانگان و استعداد های درخشان است.



زیر پوست شهر شنیده می شود که: شاید خیلی از خوانندگان عزیزمان توقع داشتند در این قسمت به حاشیه هایی که مدتهاست بروجرد را در زمینه مدیریتی دچار مشکلات عدیده کرده اشاره کنم

اما وقتی مردمی داریم که  صد در صد و همه جوره با عشق و علاقه برای رفع مشکلات نیازمندان و حتی رفع مشکلات شهر خودشان پای کار هستند، و نشان داده اند که بی دلیل نیست که مقام معظم رهبری بروجرد را " شهر فرزانگان و استعداد های درخشان" نامگذاری کرده، پس بنابراین، این مردم لایق بهترین ها هستند

به همین دلیل به جای نوشتن از حاشیه های بی ارزش و پوچ مدیریتی در این شهر، اینقدر از خوبی های واقعی که همشهریانم در وجود خود دارند و خود من روزانه شاهد تعداد زیادی از  موارد مثبت به مانند نمونه های قید شده در بالا هستم را خواهم نوشت تا دنیا بداند: بدون شک، بروجردی های فهیم، در بین بهترین مردم دنیا جای دارند. والسلام.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: زیر پوست شهر شنیده می شود که، فرهاد داودوندی، نقد، نقد اجتماعی، زیر پوست شهر، بروجرد، زیر پوست شهر شنیده می شود که: قسمت 8،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 29 مهر 1396 توسط فرهاد داودوندی


لطفا با دادن چهره جدید


به استادیوم شهید علی بیات بروجرد


دیوارهای اطراف آن را بردارید

فرهاد داودوندی- بروجرد:

وقتش رسیده ورزشگاه پیر بروجرد یک نفس جدید بکشد.

استادیوم شهید علی بیات روزی که کلنگش زده شد در بیرون از شهر بروجرد قرار داشت، اما اینک تقریبا در وسط شهر واقع شده است.

طی چندین دهه عمر این ورزشگاه، چندین بار تغییرات ظاهری در وضعیت آن پدید آمد، اما این ورزشگاه همچنان همان ورزشگاه روز اول است.

مدتهاست که روزهای فرد هفته، دوندگان رشته دو و میدانی و روزهای زوج فوتبالیست ها از این استادیوم ورزشی استفاده می کنند.

 دیگر تقریبا می توان گفت استفاده از این مکان ورزشی به استفاده افراد محدود و خاص و شناخته شده ای از دوندگان و فوتبالیست ها و بخصوص پیشکسوتان ورزش اختصاص دارد.

بنظر نگارنده وقتش رسیده در نمای ظاهری و حتی مدیریت این ورزشگاه تغییر و تحول بزرگی پیش بیاید.

با توجه به مرکزیت استادیوم شهید بیات در خیابانهای اصلی بروجرد می توان با برداشتن دیوار های اطراف آن و نصب نرده در مرحله اول باعث آشتی عامه مردم با این مکان شد.

مراجعه کنندگان به این ورزشگاه هر روز کمتر از روز قبل می گردد.

عامه مردم بخاطر دیوار کشی های بلند اطراف این ورزشگاه، از ورود به این مکان واهمه دارند.

جالب است بدانیم مردم عادی شهر حتی نمی دانند که در این ورزشگاه چه ورزشهایی در جریان است، بیشتر مردم شاید حتی برای یکبار هم که شده درون این استادیوم را ندیده اند.

در مرحله اول می توان با برداشتن دیوارهای اطراف آن و نصب نرده باعث شد که هر روز رهگذران درون این ورزشگاه را ببینند.

مطمئنا بسیاری از مردم با دیدن نمای جدید این ورزشگاه و تماشای دوندگان پیر و جوانی که هر روز بعد از ظهر در آن به ورزش می پردازند، علاقمند خواهند شد که تجربه ورزش کردن را به برنامه های روزانه خود بیفزایند.

فقط کافیست با دادن چهره اساسی و جدید به ورزشگاه شهید علی بیات بروجرد مردم را با این ورزشگاه آشتی داد.

برای برداشتن اولین قدم در این راه باید دیوارهای سر به فلک کشیده و قدیمی این ورزشگاه برداشته و به جای آنها نرده نصب شود.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد ورزشی، استادیوم علی بیات، دیوار ورزشگاه، ورزشکاه علی بیات بروجرد، علی بیات،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 23 مهر 1396 توسط فرهاد داودوندی


وعده های ورزشی انتخاباتی


مشاورین ورزشی كه هیچگاه


به كار گرفته نمی شوند


فرهاد داودوندی- بروجرد:

سالهاست كه گوش مان به وعده های انتخاباتی كاندیداهای مختلف سیاسی و اجتماعی عادت كرده، كه قول تشكیل گروه مشاورین ورزشی، بعد از پیروزی خودشان در انتخابات را می دهند.

یكی از مواردی كه كاندیداهای محترم مجلس شورای اسلامی و كاندیداهای حضور در شورای شهر در زمان انتخابات  روی آن زیاد مانور می دهند، گزینه ورزشی است.

در زمان انتخابات و شاید بتوان گفت از ماه ها قبل از انتخابات شاهد حضور گسترده كاندیداها به طرق مختلف در میادین و اماكن ورزشی هستیم.

گاه و بی گاه سرزده و سرنزده بسیاری از كاندیداهای محترم با هیات همراه در اماكن ورزشی حضور پیدا می كنند، آنها كه دست و دلباز تر هستند مقداری هدایای ورزشی شامل توپ و تور و لباس ورزشی به همراه خود می آورند و آنگاه در مقابل حضار شروع به دادن وعده و وعید می نمایند!

آنها هم كه دست شان به جیب شان نمی رسد فقط به دادن همان وعده های همیشگی اكتفا می كنند!

اما هر دو گروه كاندیداها در یك مورد اتفاق نظر دارند و در سخنان شان به آن رنگ و لعاب بیشتری می دهند: بعد از انتخاب شدنم، گروه مشاورین ورزشی تشكیل خواهم داد تا از تمامی نظرات آنها برای رشد ورزش شهر استفاده كنم. در این گروه از تمامی كارشناسان ورزشی، پیشكسوتان، مربیان و بخصوص ورزشكاران موفق استفاده خواهم كرد!!!

البته دیگر برای همه مان عادی شده است كه كاندیدای محترم بعد از انتخاب شدن تا دوره بعدی انتخابات یادی از ورزش و ورزشكار و كارشناس و غیر كارشناس ورزشی نمی كند كه نمی كند!!!

به واقع بعد از انتخاب شدن، به یكباره خود را لایق ترین فرد برای اظهار نظر در هر موردی می پندارند و بدون اینكه ارتباطی با جامعه ورزش داشته باشند، تمام هم و غم خود را در دوران تصدی گری نمایندگی مجلس یا حضور در شورای شهر به حضور در موقع اهدا مدال های چندین مسابقه ورزشی در سالن ها و اماكن ورزشی  می دانند و بس!

و اینگونه است كه تمامی كاندیداهای محترمی كه انتخاب می شوند، به یكباره قول وقرار خود در زمان تبلیغات انتخاباتی را فراموش می كنند و هیچگاه از مشاورین ورزشی استفاده نكرده و نمی كنند. به همین سادگی!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: وعده های ورزشی انتخاباتی، نقد، نقد ورزشی، فرهاد داودوندی، منتقد ورزشی، مشاور ورزشی، انتخابات و مشاور ورزشی،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 21 مهر 1396 توسط فرهاد داودوندی



بروجرد بخاطر نداشتن افراد " معتمد " رنج می برد


فرهاد داودوندی- بروجرد:

قدیمی ها که نور به قبرشان ببارد به درستی می گفتند: اگر بزرگ نداری برو یک تکه سنگ را گوشه خانه ات بعنوان بزرگ قرار بده!

متاسفانه مدتهاست در این شهر، روی همه به هم، باز شده و کوچک و بزرگی دیگر معنا ندارد!

به واقع بروجرد در شرایط حساس فعلی از نداشتن افراد "معتمد واقعی" بسیار ضربه  می خورد.

بروجرد به مردان و زنان بزرگی احتیاج دارد که از منافع خود بگذرند و برای رفع مشکلات شهر بزرگی کنند، وجود این افراد در مواقع حساس می تواند بسیار گره گشا باشد.

خوشبختانه مدتی است از دل خاکستر وضعیت فعلی شهر، افرادی در حال سر برآوردن هستند که تلاش برای رفع مشکلات شهر را سر لوحه فعالیت های خود قرار داده اند.

نگارنده معتقد است این افراد می توانند در آینده نقش بسیار مثبتی برای برون رفت بروجرد از وضعیت نامطلوب فعلی ایفا کنند.

بنابر این می توان امیدوار شد که در آینده ای نه چندان دور افرادی که صاحب نفوذ کلام و اعتبار در میان مردم هستند بتوانند بعنوان معتمدین شهر، نقش تاریخی خود را برای رشد بروجرد به کار بگیرند و اختلافات موجود در فضای فعلی را به بهترین نحو به حداقل خود برسانند.

در آینده بیشتر و صریح تر در این زمینه خواهم نوشت....




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: معتمد، معتمدین، بروجرد، معتمدین بروجرد، نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 11 مهر 1396 توسط فرهاد داودوندی


نامه ای به شورای محترم شهر بروجرد


فرهاد داودوندی  - بروجرد :

اعضای محترم شورای اسلامی شهرستان بروجرد

با سلام

محترما بعرض می رساند:

متاسفانه از زمان آغاز فعالیت شورای شهر دوره چهارم، شاهد افول بروجرد زیبا بودیم تا جائیکه بنا به گفته تمامی علاقمندان بروجرد دچار مشکلات عدیده شهری شد.

اینک که چندی است شورای اسلامی دوره پنجم آغاز به کار نموده، بارقه های امید در دل شهروندان روشن شده است که در کوتاهترین زمان ممکن شاهد تغییرات اساسی در سطح شهر باشند.

اما آنچه که دیده می شود اینکه تغییرات آنچنانی در سطح شهر دیده نمی شود و می رویم که شاهد روزمرگی در مدیریت شهری باشیم.

بازهم حقوق های معوقه شش ماهه پرسنل شریف شهرداری، بازهم پراکندگی زباله ها در سطح کوچه ها و خیابانها، باز هم وعده به اینکه در آینده چنین خواهد شد و چنان خواهد گردید، باز هم شنیدن خبر بدهکاریهای میلیاردی شهرداری بروجرد، باز هم وضعیت نامعلوم تعداد پرسنل مازاد شهرداری بروجرد، بازهم وضعیت نامناسب آسفالت کوچه ها و خیابانها و ...... باعث شده شهروندان به شدت دل نگران باشند.

نگارنده بعنوان یک شهروند بسیار فعال در عرصه دعوت از مردم برای حضور در پای صندوق های آراء انتخابات شورای شهر، انتظار دارد که شورای محترم شهر دوره پنجم هر چه سریعتر تغییرات اساسی در سطح مدیریت شهری را استارت بزند،

شهروندان به شدت از وعده و وعید های شوراهای قبلی خاطرات بدی در ذهن دارند، به جاست که شورای شهر فعلی با تمام وجود روح هوای تازه را به فضای مدیریت شهری بدمد. مردم از تکرار مکررات خسته هستند. والسلام.

بروجرد --- فرهاد داودوندی   19/6/1396




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نامه ای به شورای شهر بروجرد، فرهاد داودوندی، شورای شهر بروجرد، شورای شهر دوره پنجم، نقد، نقد اجتماعی،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 20 شهریور 1396 توسط فرهاد داودوندی


حضور ورزشکاران نوجوان شهرستانی در تهران


و حقایقی که خانواده ها باید در جریانش باشند

فرهاد داودوندی- بروجرد:

از هر هفتاد میلیون ایرانی در فوتبال یکی می شود علی دایی، در ورزش کشتی یکی می شود حمید سوریان و ....... قرار نیست همه جوانان و نوجوانان ایرانی در ورزش اسطوره شوند.

متاسفانه سالهاست با تزریق بی رویه پول در ورزش های پر طرفدار، خانواده های بسیاری فرزندان جوانان و نوجوانان خود را بدون مطالعه کافی راهی کلانشهرهایی به مانند تهران می کنند تا شاید فرزندان آنان نیز روزی روزگاری علی دایی شوند! غافل از اینکه دام های بسیاری بر سر راه فرزندان شان در شهرهایی به مانند تهران گسترده شده است که زندگی فرزندان شان را تباه خواهد ساخت!

در وهله اول،  دلال های بسیاری با ترفند های مختلف در ورزش های ریز و درشت، تله هایی برای سرکیسه کردن خانواده ها  گسترده اند، که به طرق مختلف بخصوص خانواده های ورزشکاران شهرستانی را سرکیسه کنند!

اینگونه افراد با نشان دادن در باغ سبز به خانواده ها، در رویا فرزندان آنان را در حد تیم ملی ارزیابی می کنند، غافل از اینکه عضویت در تیم های ملی اینگونه نیست که هر دلالی بتواند به آن بازیکن معرفی کند!

شاید بسیاری از خانواده ها در جریان نباشند که آنچنان ورزش هایی به مانند فوتبال آلوده شده است که اگر شانس بیاورند و فرزندان شان در شهر های بزرگ در دام افراد منحرف نیفتند، مطمئنا از عالم درس و تحصیل برای همیشه رانده خواهند شد!

دیده شده دلالان ورزشی در تهران، جوانان و نوجوانان بسیاری را به بهانه اسکان، در منازل محقری با کمترین امکانات جا داده اند و پس از اینکه به طرق مختلف مبالغ کلانی را از خانواده های آنان دریافت نموده اند، جوانان را سرخورده و دلزده و  از لحاظ روحی کاملا شکست خورده روانه شهر های خودشان نموده اند!

به جاست اینک که در فصل تابستان به سر می بریم و کلاهبرداران ورزشی در کلانشهرها برای خانواده های  جوانان و نوجوانان شهرستانی نقشه ها کشیده اند، خانواده ها با دید باز و با حساسیت زیاد در رابطه با مکان های ورزشی مورد نظر اقدام  به روانه نمودن فرزندان خود به شهر هایی به مانند تهران کنند.

البته نباید از یاد برد که مکان های ورزشی خصوصی و معتبر نیز وجود دارند که صد البته آنها هم ضوابط خاص خود را دارند و جوانان و نوجوانان با استعداد شهرستانی را پس از گرفتن تست های تخصصی بسیار(  البته با مبالغ بالا)، پذیرش می کنند.

 خانواده های ورزشکاران کم سن و سال شهرستانی باید بسیار مواظب باشند که گول حرف های زیبای دلال های دور و بر مکان های ورزشی کلانشهرها را نخورند، چشم و گوش ها باید کاملا باز باشد و بدانند یک اشتباه کوچک و یک انتخاب نادرست می تواند در کلانشهرها ورزشکاران کم سن و سال شهرستانی را به شدت تهدید کند.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد ورزشی، نقد، فرهاد داودوندی، ورزشکاران نوجوان شهرستانی در تهران، ورزشکار در تهران، حضور ورزشکاران نوجوان شهرستانی در تهران، حقایقی که خانواده ها باید در جریانش باشند،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 8 شهریور 1396 توسط فرهاد داودوندی

شورای شهر

و بیطرفی کامل سایت مستقل فرهاد 90


فرهاد داودوندی- بروجرد:

تمامی طرفهای درگیر در جریانات چند روز اخیر شورای شهر درخواست داشتند که سایت فرهاد 90 بعنوان پربازدید شونده ترین سایت شخصی شهرمان مطالبی در آن رابطه بنویسد.


با توجه به اینکه کاملا در جریان بودیم که این شورا به هیچ وجه منحل نخواهد شد! و در آخرین لحظات وقت اضافه، بازی مساوی خواهد شد،

لذا سایت فرهاد 90 هیچگونه مطلبی طی چند روز اخیر از طرفین و هواداران شان را تحت هیچ عنوانی پوشش خبری نداد و حتی نگارنده خود نیز در جلسات نصقه و نیمه شورا شرکت نکرد تا بلکه آرامش به فضای شهر برگردد

که خوشبختانه اینچنین هم شد و بنوعی با عدم حمایت از این و از آن، سایت فرهاد 90 بعنوان یک سایت مورد اعتماد کامل شهروندان عزیز بروجردی، از این آزمون رسانه ای نیز رو سفید بیرون آمد و استقلال کاری خودش را کاملا حفظ نمود.

طی تماسی که با تعدادی از اعضای شورای شهر داشتم آمادگی سایت، کانال و  پیج اینستای خودم را برای همکاری برای پیشرفت شهر با شورای شهر ( البته به صورت کاملا مستقل و در یک جاده رفاقت دو طرفه)  اعلام کردم.

امیدواریم هر چه سریعتر شهر و بخصوص شهرداری سر و سامان بگیرد و بروجرد تا بیشتر از این به روستای بزرگی تبدیل نشده، شورای شهر پنجم فعالیت های عملی خود را برای بهبود شرایط شهر آغاز کند.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد شورای شهر، شورای شهر بروجرد، شورای شهر پنجم، فرهاد داودوندی، فرهاد داودوندی و شورای شهر،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 7 شهریور 1396 توسط فرهاد داودوندی

شورای شهری که به مشکل خورد

و اختلافاتی که رسانه های مستقل

در بروجرد می توانستند

آنرا به راحتی آب خوردن حل کنند!




فرهاد داودوندی- بروجرد:

از روز اول گفتیم بگذارید رسانه ها در نشست های رسمی و غیر رسمی تان حضور داشته باشند تا با شفاف سازی،  مردم هم در جریان ریز و درشت موضوعات شهرشان قرار بگیرند

متهم شدیم به دوزیست رسانه ای! متهم شدیم به  اینکه با آنوری ها هستیم! متهم شدیم به اینکه لازم نکرده شما در جریان باشید! متهم شدیم به اینکه ما نمی فهمیم و دوستان عزیز  بیشتر از ما می دانند!

گفتیم بگذارید بیائیم در نشست با یوسفی شهردار سابق ما هم در جریان  4 سال  روند رو به عقب شهر قرار بگیرم، گفتند جای شما پشت در است!

گفتیم  نقش رسانه ها را در رفع اختلافات تان دست کم نگیرید، به ما خندیدند!

گفتیم یا نگفتیم؟!.......

گفتیم، اما گوش شنوایی  ندیدیم!

اما امروز  تمامی تصمیم های پشت درهای بسته  از  پرده بیرون افتاد! و حالا دیگر فقط خواجه حافظ شیراز در جریان نیست!

ما رسانه های مستقل تمام هدف مان این بود کار به اینجا نکشد، اما به جای گفتن دستتان درد نکند  .....

و صد البته حالا کار به جایی رسیده که بازی بهم خورده است! و مطمئنا به این سادگی ها هم، قطعات پازل جای خودشان قرار نخواهند گرفت!

 گرهی را که رسانه های مستقل می توانستند به راحتی آب خوردن  با دست باز کنند، حالا دیگر با دندان هم باز نمی شود

روز اول شورای شهر با خروج 4 عضو رسما پا نگرفت!

اعضای شورا در اوج اختلافات داخلی در دو گروه مجزا به زیارت قبور شهدا و دیدار با امام جمعه محترم رفتند

اختلافاتی که سعی می شد ظاهر  آنرا با راه ندادن رسانه ها به بازی،  در معرض قضاوت مردم نگذارند، اینک دیگر به دُهل خورده است.

.....و در قدیم مرد دنیا دیده ای چنین گفت :  تا غروب دیشب حاضر بودم تمام دارایی  و ثروتم را بدهم فرزندم شب را بیرون از خانه نخفتد، حالا دیگر برای فرزندی که دیشب به خانه نیامد یک دینار هم نمی دهم!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد اجتماعی، شورای شهر، شورای شهر بروجرد، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 1 شهریور 1396 توسط فرهاد داودوندی


بروجرد، بدبخت شده دروغ است!


فرهاد داودوندی- بروجرد:

امام حسن عسكرى (ع) مى‏فرماید: «جعلت الخبائث كلها فى بیت و جعل مفتاحها الكذب» تمام پلیدیها در اطاقى قرار داده شده، و كلید آن دروغ است" .(
جامع السعادات جلد 2 صفحه 233)


همه در به در به دنبال علل عقب ماندگی بروجرد هستیم.

شهرهای دیگر با شدت هر چه تمامتر در حال رشد روزافزون هستند و بروجرد انگار در زمانهای ماقبل تاریخ "استپ" کرده و شاید بتوان گفت چرخ دنده های حرکت زمان در این شهر آنچنان زنگ زده که بنوعی روند رو به رشد در این شهر به مانند چرخ دنده های شکسته ،درهم قفل شده است.

 در حالیکه در شهرهای دیگر کشور عزیزمان، آنچنان زنگ پیشرفت به صدا در آمده که حتی پروژه های بسیار بزرگ عمرانی در آن شهرها ناچیز شمرده می شود، 
سطح توقع شهروندان بروجرد آنقدر پائین آمده که با برش یک بلوار به دو قسمت، همه از فرط خوشحالی کلاه مان را بالا می اندازیم!

به هر حال راه دور نرویم، به نظر نگارنده، عامل تمامی بدبختی های بروجرد، دروغ است و بس! دروغ هایی که مثل نقل و نبات بر زبان بعضی ها جاری می شود.

کافی است نگاهی به دور و بر خودمان بیندازیم و نقش دروغ هایی که توسط بعضی ها مثل آب خوردن بیان می شود را در مسائل روزمره اطراف مان مشاهده کنیم

 و صد البته باید در این گونه موارد انگشت اتهام مشکلات شهری و عدم رشد شهر را زیاد به سمت دور دست ها نشانه نرویم و بدانیم آنوقت که یک انگشت دست را به سوی دیگران نشانه می رویم چهار انگشت دیگر به سمت خودمان اشاره دارد، آنوقت در رابطه با علل عقب ماندگی بروجرد، خیلی چیزها دستگیرمان می شود.

پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمودند:« خیانت بزرگی است که با برادرت سخنی بگویی که او تو را تصدیق کند و تو به او دروغ گفته باشی (عبدالله شبر، اخلاق عبادی ص 232) والسلام.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: بروجرد بدبخت شده دروغ است!، نقد، نقد اجتماعی، منتقد، بروجرد، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 30 مرداد 1396 توسط فرهاد داودوندی

وقت چلو مرغ خوردن! بذاریدخبرنگارا بِخفتند

وقت "دعوا و زاری" برید خبرنگارا را بیارید

فرهاد داودوندی- بروجرد:

متاسفانه بعضی روسا در یک شهری در کره مریخ! وقتی "جیک جیک مستان شان" است اسم خبرنگار و وبلاگ نویس که می آید اخم های شان را در هم می ریزند و برای اینکه کسی سر سفره روزانه، موقع نوش جان کردن چلو مرغ و کباب سلطانی مزاحم شان نشود، در حالیکه دو لپه مشغول خدمت! هستند با اشاره دست می فهمانند که وبلاگ نویس و خبرنگار کیلویی چند؟!!!

اما....

اما همین روسا در کره مریخ! وقتی به مشکل بر می خورند، "کاسه چکنم چکنم" در دست می گیرند و با التماسی که در چشمانشان دیده می شود، ندا می دهند که این خبرنگاران و وبلاگ نویسان "عزیز دل" مان کجا هستند، تا بیایند وسط دعوا بین ما و طرف روبروی مان بنفع ما!!! قضاوت کنند؟!

صد البته وقتی هم با "لابی گری" های پشت صحنه، بعدا فیلم هندی می شود و همه دست در گردن هم عکس یادگاری می گیرند، بازی "کی بود کی بود من نبودم" شروع می شود و طبق معمول، تمام کاسه کوزه ها سر خبرنگاران و وبلاگ نویسان بی نوا شکسته می شود! و دوباره آنکه غریبه به حساب می آید اصحاب رسانه هستند و بس!


به همین خاطر باید گفت: خدا پدر و مادر قدیمی ها را بیامرزد که در ضرب المثل های مختلف با ظرافت می گفتند:


« وقت گریه و زاری، برین خاله رو بیارین /  وقتی خاگینه کلفته، بزارین خاله بِخُسبِه.»

« وقت گریه و ناله، برین دنبال خاله /  وقت نقل و نواله، حالا نیست جای خاله.»

« وقت سیب وستاره خاله خبر نداره /  وقت گریه زاری برید خاله رو بیارید.»


حالا شده حکایت درگیری های بین بعضی روسای شهر در کره مریخ!

بعضی های شان وقت خوش خوشان! می گویند خبرنگار نامحرم است و به هیچ وجه نبایددر جلسات مان حضور داشته باشد.

اما وقتی که به مشکل بر می خورند و جنگ مغلوبه می شود و طرف روبرو هم دیگر کوتاه بیا نیست، می فرمایند: پس این خبرنگاران نور چشم مان! کجا هستند؟!

البته در این موقع باید به طریقی دیگر و متناسب با شرایط موجود در آن شهر در کره مریخ! ضرب المثل جدیدی ساخت که:

""وقت چلو مرغ خوردن، بذارید خبرنگارا بخفتند

وقت "دعوا و زاری" برید خبرنگارا را بیارید""





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، طنز، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی، وقت چلو مرغ خوردن!بذاریدخبرنگارا بِخفتند، ضرب المثل، وقت "دعوا و زاری" برید خبرنگارا را بیارید،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 27 مرداد 1396 توسط فرهاد داودوندی

رُک، صریح و بی رودربایستی


شرایط رئیس شدن برای تمامی 9 عضو


شورای شهر باید بصورت یکسان باشد


فرهاد داودوندی- بروجرد:

بی رودربایستی و رُک و صریح بعنوان یک شهروند بروجردی می گویم که برایم خیلی عجیب است که چرا باید در شبکه های مجازی برای کسب میز ریاست شورای شهر، فقط دو سه نفر مانور تبلیغاتی بدهند؟

ما مردم بروجرد به 9 نفر رای داده ایم، تمامی این 9 نفر حالا به هر صورتی وارد شورای شهر شده اند در حال حاضر عضو شورای شهر بروجرد می باشند و به همین دلیل برای کسب مقام ریاست شورا، شرایط شان باید یکسان باشد.

تمامی دلسوزان شهر به خوبی واقفند که بدون تعارفات بی فایده رایج، چیدمان فعلی شورای شهر در حال حاضر 5 + 4 است، اما سوالی که برای نگارنده پیش آمده چرا فقط دو سه نفر در بورس خبری بعضی کانال های تلگرامی برای کسب موقعیت ریاست شورای شهر و یا احیانا شهردار شدن می باشند؟

 پس  شش هفت نفر بقیه اعضای شورای شهر چرا نامی ازشان برده نمی شود؟

اگر در پشت صحنه، اعضای شورای شهر با هم برای تقسیم وظائف قراردادی امضا کرده اند، بد نیست ما شهروندان هم که به آنها رای داده ایم در جریان باشیم، اگر هم قراردادی بسته نشده، پس چرا از بقیه اعضا برای گرفتن تصدی ریاست شورای شهر نامی برده نمی شود؟! والسلام.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: شرایط رئیس شدن برای تمامی 9 عضو شورای شهر باید بصورت یکسان باشد، شورای شهر بروجرد، شورای شهر پنجم، فرهاد داودوندی، نقد، نقد اجتماعی،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 25 مرداد 1396 توسط فرهاد داودوندی
رُک، صریح و بی رودربایستی

خبرهای خوش از شورای شهر جدید بروجرد

به گوش نمی رسد

فرهاد داودوندی- بروجرد:

بیش از آنکه خبرهای امیدوار کننده از شورای شهر جدید به گوش مان برسد، متاسفانه خبرهای دلسرد کننده ای که به احتمال زیاد حتی ممکن است به انحلال شورا منجر شود، شنیده می شود.

لابی گری ها، نشست های پشت پرده، یار و یارکشی ها، تمایل شدید به رئیس شدن، عدم شفاف سازی، مسافرت های بی فایده، برنامه خواستن از بیش از 40 نفر برای شهردار شدن( تهران با آن بزرگی اش این همه کاندیدا برای شهردار شدن نداشت!) فرصت سوزی، فرصت ندادن به رسانه ها برای حضور از اولین نشست غیر رسمی تا کنون و ....... باعث شد فقط هاله ای از تعارفات بی فایده و بی ثمر را بین اعضای جدید شورای شهر شاهد باشیم.

هنوز که هنوز است پس از چند ماه از انتخاب شدن شورای جدید، این افراد نتوانسته اند بین خودشان تقسیم وظیفه کنند!

هنوز که هنوز است مشخص نیست که از بین این 9 نفر کدامیک مسوولیت کدام کمیسیون را متقبل خواهد شد.

متاسفانه آن روزی که نگارنده اصرار داشت که در تمامی نشست های حتی غیر رسمی، اصحاب رسانه حضور داشته باشند، دوستان، حضور رسانه ها را بعنوان دخالت تلقی کردند در صورتیکه اگر از همان روز اول  رسانه ها بعنوان یار یازدهم شورا ( یار دهم شهردار است ) در کم و کیف قضایا قرار می گرفتند و بعنوان نماینده افکار عمومی شفاف سازی می کردند، شاید کار به اینجا کشیده نمی شد که متاسفانه اینک سخن از انحلال شورا پیش کشیده شود.

آنچه که عیان است و قابل کتمان نیست، جناح بندی ها هم اکنون بصورت 5 و 4 می باشد، از بین این 9 نفر تعدادی معتقد به حفظ شهردار فعلی می باشند و تعدادی قصد دارند شهردار جدیدی برای بروجرد انتخاب کنند، اما جالب است که بعضی ها هم به جای ارائه برنامه فعلا سکوت پیشه کرده اند و منتظرند " هر چه پیش آید خوش آید، ما که سرخوش می رویم" و بدون در نظر گرفتن شرایط نامساعد شهری بروجرد، در رویاهای خود شورا را سکوی پرتاب خود در دو سال دیگر برای ورود به مجلس شورای اسلامی می دانند!

نگارنده به شدت دل نگران وضعیت شورای شهری است، شورای شهری که قرار بود باری از روی دوش شهر بردارد.

ما مردم رای دادیم که منتخبین مان برای رفع مشکلات شهر قدم بردارند، ما رای دادیم که این افراد شب و روز شور و نشاط کار و فعالیت را به شهرمان تزریق کنند، هر چند که برای حضور در شورای شهر به در خانه هیچ کدام از این افراد نرفتیم و این دوستان خودشان این توان را در خود می دیدند که باری از روی دوش شهر بردارند.

به واقع از روز اول قرار شد که تمامی اعضای جدید تفکرات جناحی را پشت در شورا بگذارند، اما متاسفانه اینک چیزهای دیگری را می بینیم و می شنویم!!!

به هر حال هنوز هم امید داریم که تا چند روز فرصت باقی مانده به مراسم رسمی شدن شورای پنجم، این 9 نفر برگزیده، در یک نشست صمیمی دور هم جمع بشوند و به جای تعارفات بی فایده، بروند سر اصل مطلب و هر چه سریعتر با انتخاب نفرات مورد نظر، پرونده تقسیم وظائف بین اعضای جدید را ببندند.

در خاتمه لازم به ذکر است سایت فرهاد 90 آمادگی دارد نظرات ارسالی اعضای محترم شورای شهر جدید را در محیطی بیطرفانه پوشش خبری بدهد.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: خبرهای خوش از شورای شهر جدید بروجرد به گوش نمی رسد، نقد، نقد شورای شهر، شورای شهر بروجرد، فرهاد داودوندی، نقد اجتماعی، رُک و صریح و بی رودربایستی،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 22 مرداد 1396 توسط فرهاد داودوندی



در صورت اجرای

کنسرت احسان خواجه امیری در بروجرد

و چند اشاره...

فرهاد داودوندی- بروجرد:

از آنجایی که بعضی ها در این شهر اهل افراط و تفریط هستند، بنابر این نباید تعجب کرد از اینکه  تا چند وقت پیش آرزو داشتیم که کنسرتی در بروجرد برگزار بشود اما حالا دو تا دو تا کنسرت برگزار می شود، ( شنیده ها حاکیست که احتمال دارد احسان خواجه امیری اوایل شهریور در بروجرد کنسرت برگزار کند)  البته در سالن ورزشی بدون امکانات!

و اما ....

برای اینکه بعدا به نگارنده نگویند، چرا زودتر نگفتی؟!!!

بعرض دوستان می رساند:

اگر قرار است با نزدیک شدن به اوایل شهریور ماه و اجرای کنسرت  احسان خواجه امیری دوباره مثل کنسرت رضا صادقی ما "دور" بخوریم و از ترس اینکه نکند سایت فرهاد 90 بعنوان فعالترین سایت شخصی بروجرد چند تا عکس از جمعیت حاضر در سالن  بگیرد و در سایت  قرار بدهد و این عکس ها باعث بشود که بعدا برای بعضی ها مثلا مسئله ساز بشود،  لذا خواهشمند است سر ما را از همین الان بر سر یک بالین بگذارید!

یا یک کاری درست است و یا اشتباه!

اگر قرار است در بروجرد کنسرت پاپ اجرا بشود و خبرنگاران و عکاسان تهرانی و شهرستاتهای دیگر به صرف اینکه عکس های شان در بروجرد آنچنان که باید و شاید دیده نمی شود در این کنسرت جولان بدهند و ما خبرنگاران و عکاسان بروجردی و بخصوص سایت فرهاد 90 بخواهیم در شهر و زادگاه خودمان غریبه و نامحرم باشیم! و تا آخرین دقایق بین روسای مربوطه و برگزار کنندگان کنسرت پاسکاری بشویم! بد نیست از همین الان ما را در جریان بگذارند.

صد البته اگر اجرای کنسرت در بروجرد صحیح و درست  است باید به خبرنگاران بروجردی برای حضور در سالن نهایت احترام گذاشته شود و اگر عکس گرفتن و تهیه خبر از اجرای این گونه کنسرت ها توسط اصحاب رسانه ممکن است برای موقعیت فعلی بعضی ها به زعم خودشان مشکل ساز شود همان بهتر که کنسرت در بروجرد ....... والسلام.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، کنسرت احسان خواجه امیری، احسان خواجه امیری در بروجرد، کنسرن موسیقی در بروجرد، فرهاد داودوندی، نقد هنری،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 21 مرداد 1396 توسط فرهاد داودوندی

خبرهای ساده ای

که در این شهر پیچیده می شود

فرهاد داودوندی - بروجرد:

خبر بسیار ساده است

جوان دستفروشی بر اثر عصبانیت زیاد عنان اختیار از دست می دهد و "فلفل های" فروشی اش را در کف خیابان می ریزد، حاج محمد پاپی نژاد پس از جستجوی فراوان  جوان را پیدا می کند، و در محیطی دوستانه با این جوان، از وی می خواهد که مطیع قانون باشد و به جای چنین اعتراض هایی که منجر به ضرر مالی برای این جوان عیالوار خواهد شد ، دوستانه مشکلاتش را با مسوولین محترم سازمان میادین میوه و تره بار در میان بگذارذ و از وی می خواهد که مواظب باشد بازیچه دست مغرضین قرار نگیرد.

همان شب سرهنگ پاپی نژاد در منزل فرهاد داودوندی خبرنگار بروجردی، حضور پیدا می کند تا روز خبرنگار را تبریک گفته و ضمنا یک عدد هدیه ارزشمند از دوران دفاع مقدس را به این خبرنگار بروجردی برای قرار دادن در موزه فرهاد 90 تقدیم می کند.

در حاشیه این نشست برای حل و فصل کامل مشکل این جوان همشهری مان که مرتکب یک عمل احساسی و غیر منطقی شده، با استقبال فرهاد داودوندی بعنوان میزبان، از آقای رضا روزبهانی مدیر عامل سارمان میادین بروجرد و آقای کوشکی جوان مورد نظر نیز جداگانه بدون اینکه بدانند دیگری هم در این نشست حضور دارد، دعوت بعمل می آید.

طی دیداری که انجام می گیرد، جوان مورد نظر از حُسن برخورد حاج محمد پاپی نژاد و آقای رضا روزبهانی بسیار خوشحال شده و قول می دهد که از حالا به بعد تابع قانون باشد، همین و بس!

و اما.....

از آنجا که در این شهر، بعضی ها استاد پیچاندن مسائل ساده به "گره کور" هستند! پس از ثبت عکس های این دیدار در کانال فرهاد داودوندی که همزمان ثبت می شد، در اقدامی غیر جوانمردانه شروع می کنند به شایعه پردازی که در این نشست چنین گفته شده و چنان شنیده شده!!!!!

نمی خواهم زیاد وارد بازی اساتید فن "فیتیله پیچ" در شهرمان یشوم، اما واقعیت همان چیزی بود که در بالا نوشتم، یک نشست دوستانه و ساده بود،

که در آن با توجه به رحمت اسلامی، آقای رضا روزبهانی بدون اینکه سر سوزنی قانون سازمان میادین را بشکند، به همراه حاج محمد پاپی نژاد، برادرانه و دوستانه به این جوان توصیه کردند که کسب و کار خوب با در آمد بالاتر برای هر فرد کاسبکاری، مستلزم رعایت تمام و کمال قانون توسط آن شخص است، که خوشبختانه با استقبال بسیار خوب این جوان بروجردی مواجه شد،  همین و بس!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: خبرهای ساده ای که در این شهر پیچیده می شود، محمد پاپی نژاد، رضا روزبهانی، محمد کوشکی، فلفل، نقد، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 18 مرداد 1396 توسط فرهاد داودوندی


پرچم بروجرد در مسابقات ورزشی استان،

 ایران، آسیا، جهان و المپیک بالاست



بروجرد پایتخت ورزش لرستان


فرهاد داودوندی- بروجرد:

آرام آرام شندن خبر موفقیت های آسیایی و جهانی ورزشکاران بروجردی به یک امر عادی در زندگی ما بروجردی ها تبدیل شده است.

هنوز جوهر خبر موفقیت قهرمانی وزنه برداری جوانان جهان رضا بیرانوند خشک نشده، خانم شیوا همایونی قهرمان تکواندو جهان می شود، در حال مرور خبر آروین معظمی گودرزی که بهترین دوچرخه سوار آسیا شده هستیم که پیمان یاراحمدی برای مسابقات کشتی جهانی انتخاب می شود.

 تمرینات بوکسورهای بروجردی با حضور سجاد مهرابی را که می بینیم، انگار در اردوی تیم ملی حضور داریم.

پیشکسوتان دو و میدانی مان برای مسابقات آسیایی انتخاب می شوند.

 تیم وزنه برداری بروجرد در مسابقات آسیایی اینقدر مدال درو می کند که نمی دانیم برای مراسم استقبال باید با کدام شان عکس یادگاری بگیریم.

رزمی کاران بروجردی اینقدر مدال کشوری می آورند که خبر ورزشی شان را دیگر بصورت تیمی کار می کنیم.

شطرنج بازان بروجردی اولین مدال آوران مسابقات رسمی سال جاری کشور در آموزش و پرورش لرستان نام می گیرند.

فعالیت بی پایان کوهنوردان بروجردی تا بدانجاست که بهترین هیات ورزشی لرستان در بین تمامی هیئات ورزشی  استان نام می گیرد.

فاطمه توکلی تکواندو کا نونهال بروجردی برای اولین بار در کشور برای لرستان کاری کرده کارستان.

دو و میدانی کاران بروجرد همیشه یکپای انتخاب جهت حضور در اردوی تیمهای ملی هستند

ورزش کشتی ایران در رده های سنی بدون حضور بروجردی ها به مانند  پیمان یاراحمدی و اشکان کوشکی  دیگر حس و حالی ندارد، در حالیکه در انتخابی پیشکسوتان هم کشتی گیران بروجردی همچنان نشان داده اند که بروجرد همیشه حرفهایی برای گفتن در این ورزش پهلوانی هم دارد.

ورزش سه گانه مان اینک در رده مربی تیم ملی حرف هایی برای گفتن دارد.

حالا دیگر با حضور تیم فوتبال نساجی در لیگ دسته سوم کشور و تیم شهرداری در لیگ استان، موفقیت رده های سنی در استان تکمیل تر خواهد شد.

از آنطرف تیمهای مختلف ملی حالا دیگر به آرامی شاهد حضور نسل جدید مربیان بروجردی شده و پیشتازی مربیگری بهروز و مازیار فرزاد در تیم ملی دوچرخه سواری اینک با حضور مربیان بروجردی وزنه برداری و کشتی و والیبال و دو و میدانی، بوکس و .... حال و هوای دیگری پیدا کرده است


بروجرد شهری است که تنها داور بین المللی فوتبال لرستان را دارد و هنوز هم فطب داوری فوتبال استان است و بزودی خبرهای بسیار خوشی از پیشرفت نسل جدید داوران بروجردی در صحنه های داخلی و بین المللی را خواهیم شنید.

در آینده از حضور جوانان فعال در عرصه های ورزش همگانی، حضور بروجردی ها در المپیک، ورزش بانوان، رقابت شانه به شانه ورزشکاران آقا و خانم بروجردی در کسب موفقیت های کشوری و جهانی و مشارکت بسیار فعال بسیج در تمامی عرصه های مختلف ورزشی و نام آورانی که ورزش این دیار را در تمامی زمینه ها در سطح استان و کشور زنده نگه داشته اند، بسیار خواهیم گفت و نوشت اما تا آن موقع ادعا داریم که:

با این همه قهرمان نام آور بروجردی، با این همه دلاور که برای استان و کشورمان در عرصه های مختلف افتخار آفرینی می کنند، به واقع دیگر می توان نام  پایتخت ورزش لرستان را به بروجرد اختصاص داد.

اما سوالی که ذهن مان را درگیر می کند این است که: آیا  ورزشکاران موفق بروجردی از امکانات خوبی که به استان تعلق می گیرد بهره ای  نصیب شان می شود یا خیر؟....

پاسخ به این سوال و ذکر مواردی دیگر از افتخار آفرینی بروجردی ها در ورزش کشور، در قسمت های بعدی ......

ادامه دارد ..........





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد ورزشی، فرهاد داودوندی، بروجرد پایتخت ورزش لرستان،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 15 مرداد 1396 توسط فرهاد داودوندی


شیوا همایونی قهرمان تکواندو جهان

 "غریبانه" وارد بروجرد شد


فرهاد داودوندی- بروجرد:

یا قهرمانی جهان در ورزش های مختلف ارزشش کم شده و یا اینکه .......!

خانم شیوا همایونی دو مدال قهرمانی جهان برای تکواندو بروجرد به ارمغان آورده است، دقت بفرمائید دو مدال طلا و برنز قهرمانی تکواندو جهان!

نه مسوولین، نه صدا و سیمای! بروجرد، نه جامعه ورزشی، نه.... انگار نه انگار که یک دختر خانم ورزشکار بروجردی توانسته برای اولین بار در تاریخ ورزش لرستان مدال طلای تکواندو جهان را کسب کند.

اگر مسوولین ورزش بسیج بروجرد و رئیس هیات تکواندو استان و چند مربی بروجردی تکواندو و  چند بانوی متولی ورزش هم در مراسم استقبال نبودند که دیگر واویلا بود.

فرار مغزها از بروجرد موضوع جدیدی نیست، وقتی یک قهرمان جهان می بیند که مدیران شهر و صدا و سیمای! بروجرد برای استقبالش  نیامده اند، خوب معلوم است که دیگر انگیزه ای برای ماندن در این شهر نخواهد داشت.

شیوا همایونی دیگر یک نام ساده ورزشی نیست، قهرمان بروجردی تکواندو جهان است، بهتر است متولیان امر هر چه سریعتر با حضور در منزل این قهرمان جهان، از وی تقدیر و دلجویی بعمل بیاورند. والسلام.
















طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: شیوا همایونی قهرمان تکواندو جهان غریبانه وارد بروجرد شد، نقد، نقد ورزشی، تکواندو، شیوا همایونی، شیوا همایونی تکواندو کا، شیوا همایونی و فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 14 مرداد 1396 توسط فرهاد داودوندی

به پسرم بگو، عروس و داماد نیامدند،



بی معرفت،


یادت رفت مادرت رو با خودت ببری خونه؟!

 

فرهاد داودوندی- بروجرد:

 

آقا تو را به قرآن، تو را به فاطمه زهرا قسم ات می دم، به پسر وسطی ام بگو بیاد دنبالم!

 

خیلی وقته پسرم رو ندیدم، دلم واسه خودش و زن و بچه اش تنگ شده، بگو مامانت گفته بخدا دیگه توی خونه حرف نمی زنم!

 

مزاحم خودت و زن و بچه ات نمیشم، فقط بیا منو ببر خونه! یه جا نماز واسم بنداز شب و روز نماز می خونم و دعات می کنم!



آقا تو رو بخدا به پسرم بگو، عروس و داماد نیومدند، تو که گفتی داری منو می بری توی هتل برای دیدن عروسی، فکر می کنم دیر اومدیم.

 

 آقا تو رو بخدا ، تو رو به فاطمه زهرا، تو رو به امام حسین قسم ات می دم به پسرم بگو، مثه اینکه یادت رفته مادرت رو با خودت ببری خونه!



الان چند وقته که اومدیم عروسی، اما نمی دونم چرا اینجا نه عروس و دامادی بود، نه دیگه پسرم رو دیدم!

 

 آقا، به پسرم بگو صبح که می خواد بره سر کار، حتما صبحونه بخوره، نکنه یه وقت مریض بشه!

 

راستی بهش بگو هنوز هم هوا سرده، یعنی میدونی چیه؟ نمی دونم چرا فکر می کنم همیشه هوا زمستونیه.

 


نکنه پسرم لباس گرم نپوشه و سرما بخوره !بهش بگو لباس هاشو  واسش  اطو کشیدم،  جلو آینه گذاشتم!



راستی آقا نمی دونی کی بهار میشه؟

 

  میگن توی بهار پرنده ها بر می گردند سر خونه و زندگی شون! اگه یه روز بهار از راه رسید به پسرم بگو بیاد منو ببره سر خونه و زندگی مون!

 

 بهش بگو کوچیک که بود هر وقت حرف می زد قند توی دل من آب میشد! یه دف خورد زمین سر زانوش خراش ورداشت، تا دو سه شب خواب به چشمام نمی رفت!



آقا تو رو بخدا به پسرم بگو، مواظب باشه زمین نخوره، که دیگه کسی نیست که دستش رو بگیره و از ته دل براش ناراحت بشه!



اگه دیدیش بهش بگو می گن تا چند وقت دیگه بهار میاد و پرنده ها گروه گروه بر میگردند سر خونه و زندگی شون!

 

 راستی آقا، نمی دونی بهار زندگی من، کی میاد دنبالم؟






طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، عروسی، خانه سالمندان، بهار زندگی، فرهاد داودوندی، سرای سالمندان، به پسرم بگو عروس و داماد نیامدند،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 11 مرداد 1396 توسط فرهاد داودوندی

سخنی با منتخبین محترم شورای شهر دوره پنجم


شرایط را برای تمامی

کاندیداهای شهردار شدن یکسان کنید



فرهاد داودوندی- بروجرد:


خوشبختانه شورای شهر جدید با اینکه هنوز رسمیت نیافته اما با تمام توان در پی یافتن شخص لایقی برای سپردن سکان شهرداری بروجرد به وی می باشد.

شنیده های موثق حاکیست 9 عضو محترم شورای شهر، هر کدام سه کاندیدا را بعنوان نامزدهای خود برای معرفی به شورا جهت انتخاب نهایی شهردار جدید بروجرد معرفی نموده اند.

با توجه به اینکه روز اول ارنج شورای شهر 3، 3، 2، 1 بود و بعد از مدتی به 4 به 5 تبدیل شد و اینک زمزمه هایی مبنی بر تغییر مجدد ارنچ این شورا به گوش می رسد، همه این فعل و انفعالات را به فال نیک گرفته و بعنوان شهروندانی که خودمان این شورا را برگزیده ایم تا مدت زمانی چندین ماهه! از منتخبین خود حمایت لازم را بعمل خواهیم آورد و سپس بعد از گذشت چند ماه پس از یک بررسی از فعالیت های مثبت این شورا، ما شهروندان در ادامه راه حمایت از شورای شهر پنجم، تصمیم گیری مجدد خواهیم نمود!

به هر حال شنیده های موثق حاکیست که کاندیداهایی که توسط اعضای شورای شهر برای کسب تصدی گری شهردار شدن معرفی شده اند قرار است به ترتیب در جلسات شورا حضور پیدا کرده و نظرات و برنامه های خود را به سمع و نظر اعضای محترم شورای شهر برسانند تا بالاخره یکی از این کاندیداها بصورت رسمی و قانونی شهردار بروجرد بشود.

اما .....

اما نگارنده معتقد است، ایکاش تمامی کاندیداها شرایط برایشان طوری فراهم شود که در موقع حضور در شورا برای بیان برنامه های شان، بصورت یکسان رسانه ای شوند.

در خوشبنانه ترین حالت اگر 9 عضو شورا هر کدام سه کاندیدای کاملا مجزا معرفی کرده باشند، بنوعی 27 کاندیدا باید به نوبت در صحن شورا حضور بهم برسانند، حال اگر تعدادی از اعضای محترم شورا کاندیداهای مشترک داشته باشند که طبعتا تعداد کاندیداهای احراز پست شهردار شدن کمتر خواهد شد.

طی دو سه روز گذشته حضور یکی از کاندیداهای محترم برای بیان برنامه هایش در صحن شورا خیلی رسانه ای شد و عکسهای این نشست همراه با توضیحات در کانال تلگرامی تنی چند از اعضای شورا بسیار جلب توجه می کرد که این شائبه به حق را در بین مردم پیش می آورد که کفه ترازو بنفع فلان کاندیدای دعوت شده برای تصدی گری شهردار شدن در بروجرد سنگین تر است!

لذا نگارنده از اعضای محترم شورای شهر درخواست می کند که شرایط عکس دستجمعی گرفتن و رسانه ای کردن این گونه نشست ها در کانال های تلگرامی اعضای محترم شورای شهر، برای تمامی 27 کاندیدای احراز پست شهرداری بروجرد بصورت یکسان فراهم شود تا به این ترتیب هم انصاف برای بقیه کاندیداها رعایت شده باشد و هم اینکه ما شهروندان بصورت کاملا شفاف در جریان اسم و رسم دیگر کاندیداها نیز قرار بگیریم، ضمن اینکه به این ترتیب راه بر هر گونه شایعه ای در سطح شهر نیز بسته خواهد شد.

باقی بقای شما، والسلام.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: سخنی با منتخبین شورای شهر دوره پنجم، نقد، نقد اجتماعی، شورای شهر پنجم، فرهاد داودوندی، شهردار بروجرد، نقد شورای شهر،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 6 مرداد 1396 توسط فرهاد داودوندی


بدرود، مردان تاریخی شهر من


فرهاد داودوندی- بروجرد:

اعتراف می کنم پشیمانم که شما را رسانه ای کردم.

اعتراف می کنم که اشتباه کردم، اشتباه، اشتباه!

بدرود مردان تاریخی شهر من!

همان بهتر که زیر زمین بمانید و خیلی چیزها را در این بالا به چشم خود نبینید، همان بهتر که با یاد آوری خاطراتی
از داشتن صداقت مردمان دوران تان در هزاران سال قبل، در اعماق زمین در آرامش باشید.

اینجا روی زمین اگر بخواهید زندگی کنید باید بلد باشید فقط خوب حرف بزنید و رنگ حرفهای تان ثانیه ای باشد.

می توانید اینگونه نزد ما روی زمین زندگی کنید؟!

اگر نمی توانید، همان بهتر که در زیر خاک در آرامش ابدی باشید، دنیا را چه دیدید؟ شاید.....

بدرود مردان تاریخی شهر من، دیگر در رابطه با شما فکر هم نخواهم کرد، شاید ما اشتباه کرده ایم و اصلا شما وجود نداشته اید و آن استخوانهایی هم که باد آنها را برد در تخیل ما بوده.

حتی اگر شما قسمتی از تاریخ شهر و کشور من هم باشید مرا با شما دیگر کاری نیست، فرزندی که نتواند از جسد نیاکانش با احترام نگهداری کند همان بهتر که .......

بدرود برای همیشه....




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: مردان خمره ای 3000 ساله، مردان خمره ای، فرهاد داودوندی، نقد، مردان تاریخی، بدرود مردان تاریخی شهر من،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 1 مرداد 1396 توسط فرهاد داودوندی


مردم ما با فرهنگ ترین مردم دنیا هستند


لطفا فرهنگ سازی را

از بعضی مدیران شهری آغاز کنیم





فرهاد داودوندی- بروجرد:

چند سالی است که "بعضی" روساء یا مدیران شهری برای توجیه کم کاری خود و زیر مجموعه شان، از جمله " باید فرهنگ سازی کرد و فرهنگ مردم را بالا برد" استفاده می کند، غافل از اینکه آنکه فرهنگش پائین است نه مردم، که خود آن رئیس و مدیر فلان اداره در شهر است که نمی تواند به اوضاع زیر مجموعه اش احاطه کامل داشته باشد.

وقتی خیابانهای شهر در زیر بار ترافیک در حال جان کندن هستند و روسای شهری توان مدیریت ترافیک ندارند، وقتی روسای شهری نمی توانند پس از سالها حرافی، یک پل ساده عبور و مرور عابر پیاده در خیابانهای پرتردد شهر ایجاد کنند، وقتی بعضی مدیران شهری عاجزند از اینکه به حرفها و وعده های داده شده خود، جامه عمل بپوشانند، آیا باید گفت که " فرهنگ مردم را باید بالا برد؟!!!

به واقع مردم شریف و با فرهنگ شهر و استان ما آنقدر فهیم هستند که فرق دوغ و دوشاب را کاملا تشخیص بدهند و اگر در بسیاری موارد با بعضی مدیران شهری هماهنگ نیستند این نه مشکل شهروندان،  که مشکل از نداشتن فرهنگ مدیریتی نزد بعضی از روسای شهری می باشد که بنا حق جایگاه مدیریتی بعضی ادارات را قبضه کرده اند.

کدام مدیر شهری را دیده اید که هر روز غروب باتفاق خانواده اش در پیاده رو  خیابان های شهر قدم بزند تا از نزدیک با مشکلات شهری آشنا بشود، کدام مدیر شهری را دیده اید که در یک ساندویچ فروشی ساده شهر مشغول خوردن یک فلافل 1000 تومانی باشد؟ کدام مدیر شهری را در صف نانوایی دیده ایم؟ کدام  رئیس فلان اداره را در سمینارها و نشست ها دیده ایم که برای نشستن در ردیف اول سر و دست نشکند؟

((( نگارنده طی این چند سال اخیر فقط یک مسوول را مشاهده کرده است که چه در زمان مسوولیت و چه اینک، همچنان بعنوان یک شهروند معمولی در میان مردم گشت و گذار داشته و دارد و گاهی اوقات حتی با منتقدین خود در معابر عمومی به جر و بحث می پردازد)))

به هر حال مشکل عقب ماندگی شهر و دیار ما در این نیست که  باید برای مردم فرهنگ سازی کرد که زباله های شان را به جای ساعت 10، ساعت 9 شب بیرون از منزل بگذارند، مشکل از این نیست که در خیابانهای پرترافیک، ناچارا مردم باید برای عبور از عرض خیابان با هزار جان کندن، از میان خودروها عبور کنند، مشکل از این نیست که مردم برای پرداخت عوارض خود باید چندین بار از فلان اداره به فلان بانک در سه  خیابان آنطرفتر در حال رفت و آمد باشند،

 بلکه  مشکل از آن رئیس شهری است که چند سال است نمی تواند برای جمع آوری زباله شهری مدیریت صحیح داشته باشد، مشکل از آن رئیس شهری است که چندین سال است نمی تواند برای عبور مردم از عرض خیابان با نصب پل عابر پیاده اقدام کند، چند سال است مشکل از آن رئیسی است که به خودش زحمت نمی دهد  یک دستگاه کارت خوان ساده در اداره اش نصب کند، مشکل از آن رئیسی است که برای انتخاب در شورای شهر خود را به هر در و دیواری می زند و وعده های آنچنانی می دهد، اما پس از انتخاب شدن به جای انجام وظیفه در قبال شهر، سریعا بار خود و اطرافیانش را می بندد.....

بله، مشکل از فرهنگ سازی برای مردم نیست، مشکل از این است که روز اول در کنار حکم مدیریتی برای بعضی ها، بر روی بالا بردن فرهنگ اینگونه مدیران کار نشده است!!!

" باید فرهنگ سازی کرد و فرهنگ مردم را بالا برد" یک جمله کلی بدون مصرف! است که برای فرار از زیر بار مسوولیت بعضی روساء و مدیران شهری توسط خود آنها بر سر زبانها انداخته شده تا دیگر کسی جرات نکند از آنها سوال کند که "بر فرض محال"، ما شهروندان فرهنگ مان پائین است، اگر فرهنگ بعضی از شما مدیران شهری بقول خودتان بالا است!!! چرا به وظیفه روزمره تان در قبال رشد شهر که برای آن حقوق می گیرید، عمل نمی کنید؟!!!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی، مردم ما با فرهنگ ترین مردم دنیا هستند، فرهنگ سازی را از بعضی مدیران شهری آغاز کنیم، فرهنگ سازی، آتش به اختیار،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 27 تیر 1396 توسط فرهاد داودوندی


پرچم خرم آباد همیشه بالاست

تا ده سال آینده خرم آباد

پایتخت فرهنگی، هنری

 ایران خواهد شد

فرهاد داودوندی- بروجرد:

سه شنبه همین هفته ( 20 تیر ماه 1396) در مراسمی که در خرم آباد مرکز لرستان به مناسبت تجلیل از دانش آموزان و پیشکسوتان ورزشی آموزش و پرورش برگزار شد، توسط مسوولین محترم این اداره کل و بخصوص دوست عزیزم آقای دکتر فرید بهرامی از اینجانب (فرهاد داودوندی) روزنامه نگار، وبلاگ نویس و خبرنگار منتقد بروجردی بخاطر
نوشتن نقدهایی بر ورزش آموزش و پرورش، با اهدا لوح و جایزه تجلیل بعمل آورده شد!

بله درست خوانده اید، بخاطر "نقدهای" تند و تیزی که سال گذشته خطاب به ورزش آموزش و پرورش لرستان  نوشته بودم در مرکز استان از من که یک بروجردی هستم تجلیل بعمل آوردند!

مورد دیگر...سال قبل مطلب  بسیار تندی در رابطه با دو و میدانی لرستان و ربط آن به یک ورزشکار نوجوان دو و میدانی بروجرد نوشته بودم، آقای سید علی کریمی ریاست محترم هیات دو و میدانی لرستان و معاون اداره کل ورزش و جوانان طی دیداری که همین سه شنبه در خرم آباد با هم داشتیم بسیار با روی باز با من برخورد نمود و حتی موقع خداحافظی وقتی به ایشان گفتم که از توضیحات شان قانع نشده ام، تاکید نمود که برای رشد دو و میدانی لرستان به اینگونه نقدهای ورزشی احتیاج داریم و درخواست نمود که ارتباط مطبوعاتی و ورزشی مان قوی تر از قبل بشود.

مطلب انتقادی صریحی نسبت به خواهر گرامی مان، سرکار خانم فیضی مسوول محترم روابط عمومی اداره کل ورزش و جوانان لرستان سال قبل نوشته بودم، اما این خواهر گرامیم، سه شنبه گذشته در محل اداره کل ورزش و جوانان استان، آنچنان مرا شرمنده لطف بیکران خود نمود که همانجا در حضور ریاست محترم اداره کل ورزش استان از خانم فیضی بخاطر حسن برخوردشان تشکر کردم.

طی چند مرحله انتقاداتی رُک و بی رودربایستی به  نوع مدیریت ورزش لرستان در نشریات و سایت ها داشته ام، اما دکتر عزیز پور سه شنبه همین هفته در خرم آباد با روی باز و بدون اینکه مرا پشت در معطل کنند، پذیرای من شد و وقتی برای دقایقی همصحبت شدیم دانستم که انتقادات بسیار تند من از ورزش لرستان که حتما قبلا به سمع و نظر ایشان رسیده، خللی در روابط ایشان بعنوان یک مسوول ورزشی بلند مرتبه با من بعنوان  یک خبرنگار منتقد پیش نیاورده است

 در یک جمع بندی بسیار کوتاه، وقتی موارد بالا در خرم آباد برای من پیش آمد، به واقع دانستم موارد بالا نمی تواند "اتفاقی" باشد.

برای فردی به مانند من که در سال شاید یک یا دو بار به خرم آباد می روم، تغییرات مثبت شهری آن کاملا محسوس است، شهری که تاریخ معاصرش  را با دقت بسیار استاد سید فرید قاسمی به نگارش در آورده، شهری که هر هفته در آن کنسرت بزرگان موسیقی ایران برگزار می شود، شهری که مردمش برای اعتراض به کمبود امکانت پزشکی بیمارستان مطرح شهرشان با به همراه داشتن یک بنر اعتراضی، بسیار متمدنانه ناراحتی خود را  نشان می دهند و به مانند بعضی جاهای دیگر! شیشه و در و پیکر بیمارستان را خرد و خاکشیر نمی کنند،

شهری که مدیران ارشدش کینه خبرنگار منتقد را به دل نمی گیرند، شهری که مردمش به آن سطح از آگاهی رسیده اند که برای انتخاب اعضای شورای شهر به فردی ساده اما خدمتگزار به شهرشان با 40 هزار رای بیشتر از نفر دوم رای می دهند و اسیر دوست و رفیق بازی و فامیل بازی نمی شوند، شهری که خبرنگارانش به آن مرحله از سواد می رسند که به نویسندگی و تاریخ نگاری روی می آورند،

شهری که در خیابانهایش آکواریوم ماهی طبیعی نصب می شود، کتابخانه باز نصب می شود،  شهری که فضای سبز خیابانهایش زیباست، شهری که 55 هکتار آثار تاریخی اش را با چنگ و دندان حفظ می کند، شهری که حتی در خیابانهای تنگ قدیمی اش ترافیک روان دارد، شهری که مردمی مهربان دارد، شهری که نمی خواهد اسیر درگیری های جناح جناح بازی های افراطی بشود،

خوب معلوم است که باید رشد کند.

تاکید بسیار دارم که موارد مثبت بالا نمی تواند اتفاقی باشد،

 روی تک تک اینها کار شده، نمی خواهم بگویم خرم آباد در حال حاضر بسیار ایده آل شده، اما همین شهر وقتی مسوولینش به منتقد ورزشی شهری دیگر که آنها را نقد کرده، لوح تقدیر و جایزه می دهند، حرکت به جلو را با سرعت بسیار باور نکردنی آغاز کرده اند.

خرم آباد در حال حاضر شاید زیباترین شهر ایران نباشد، اما در آینده نه چندان دور بسیار زیبا خواهد شد، شاید این شهر فرهنگی ترین شهر کشور عزیزمان نباشد، اما تا چند سال آینده یکی از تاثیر گذارترین شهر های ایران در عرصه فرهنگی خواهد شد.

فیلسوفی می گوید: تو یک جمله بگو تا من در رابطه با شخصیت تو یک کتاب قطور بنویسم.

برخوردهای با جاذبه بسیار قوی از سوی مسوولین خرم آباد نشان می دهد که این شهر برای آینده برنامه دارد،  شاید خود خرم آبادی های عزیز بخاطر پروسه زمانبر تغییرات اجتماعی فرهنگی،  برای شان بطور محسوس  این تغییرات ملموس نباشد، اما واقعیت این است که این رخدادهای بسیار مثبت در این شهر زیبا و تاریخی به بهترین نحو رخ داده است.

مردم شریف، خونگرم، میهمان نواز و بسیار عزیز خرم آباد، تصمیم گرفته اند نسبت به آینده شهرشان بی تفاوت نباشند، مطالبه گر باشند، برای سرعت در تغییرات، هر مدیری نتوانست برای شان خوب کار کند را سریعا تغییر بدهند،

خرم آبادی های دوست داشتنی، به رمز و رموز پیشرفت شهری دست یافته اند و با تمام وجود قصد دارند شهرشان را تا چند سال آینده سرآمد شهرهای منطقه کنند، هر چند که با این روندی که در این شهر زیبا با مردمی خونگرم و پیگیر آغاز شده، انجام این پروسه تا 10 سال آینده قطعا،خرم آباد را بعنوان یکی از قطب های فرهنگی هنری ایران به کشورمان خواهد شناساند.

شهری که خواسته یا ناخواسته به "منتقد" احترام می گذارد، روند رو به رشد خود را آغاز کرده، همانگونه که این شهر در دیگر قدم های مثبت برداشته شده اش، خود را از بندهای دست و پاگیر بازی با الفاظ و لغات رهانیده و اینک در قید و بند اینکه آنرا پاریس بزرگ یا کوچک بنامند نیست، همانگونه که در زمان گذشته نیز توقف نکرده و از مشاهیر و مفاخر قرن های قبلی شان بعنوان افتخار کنونی شان نام نمی برد!

 ختم کلام اینکه  برای چشم انداز های چند سال آینده که در خرم آباد زیبا بر اثر وجود مردمی خونگرم و مطالبه گر و همیشه "در صحنه نظارت بر اوضاع شهرشان"، تعریف شده، بزودی در واقعیت، این شهر تاریخی، یکی از قطب های فرهنگی هنری ایران خواهد شد. 




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: خرم ایاد، فرهاد داودوندی و خرم آباد، نقد، نقد اجتماعی، علی یاور عزیزپور، فرید بهرامی، سید علی کریمی،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 22 تیر 1396 توسط فرهاد داودوندی


من اگر عضو شورای شهر می شدم...



فرهاد داودوندی- بروجرد:


من اگر عضو شورای شهر می شدم: با خدای خود عهد می بستم که سر سوزنی به فکر خودم نباشم.

من اگر عضو شورای شهر می شدم: برای خود و اطرافیانم هیچ حقی قائل نمی شدم.

من اگر عضو شورای شهر می شدم: آینده را در گذشته بسیاری از اعضای شورای شهرهای قبلی می دیدم که بخاطر عدم درک شان از هوش و دقت نظر ویژه مردم ، اینک در بین شهروندان هیچ پایگاهی ندارند.

من اگر عضو شورای شهر می شدم: برای تک تک آراء مردم که به نام من در صندوق ریخته شده، نماز شکر می خواندم و تمام وجودم را ترس می گرفت از اینکه نکند کفران نعمت کنم و در آینده نزدیک بخاطر حق و حقوقی که خودم برای خودم تعریف کرده ام، حق حتی یک شهروند صغیر یا کبیر را پایمال کنم.

من اگر عضو شورای شهر می شدم: 4 سال تمام دست به سینه و تمام قد خودم را خادم مردم می نامیدم و  شب و روز کمک می کردم شهرم ساخته شود، نه اینکه فقط به فکر آبادانی خانه خود و اطرافیانم باشم.

من اگر عضو شورای شهر می شدم: هر گاه می دیدم نمی توانم صد در صد برای شهر و شهروندان کار کنم، استعفا می دادم که نه دنیای خودم را بسوزانم و نه آخرتم را.

من اگر عضو شورای شهر می شدم: هیچگاه به دنبال کسب قدرت برای خودم در شورا نمی رفتم، از "چشم مردم افتادن" را دقیقا از زاویه همین "خود بزرگ بینی" نگاه می کردم.

و ختم کلام اینکه: من اگر عضو شورای شهر می شدم، برای اینکه شهروندان را از انتخاب شان " شاد پشیمان" نکنم، مخفیانه به دنبال یار کشی نمی رفتم، زیرا حدس می زدم که در عصر ارتباطات هیچ چیز از مردم پنهان نیست، چه برسد به اینکه بخواهم با ظاهر سازی برای خودم وجهه درست کنم و به اشتباه احساس کنم که شهروندان نخواهند فهمید...




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، فرهاد داودوندی، نقد شورای شهر، شورای شهر بروجرد، من اگر عضو شورای شهر می شدم، نقد اجتماعی، شورای شهر،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 18 تیر 1396 توسط فرهاد داودوندی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظ