وبلاگ شخصی فرهاد داودوندی
 
فروشگاه لوازم یدكی اتومبیل ، نجوم ، ورزش ، شطرنج، هنر و علم در بروجرد
tabligh
tabligh



کمک 10.000.000 ریالی

خیرین عزیز سایت فرهاد داودوندی

برای عمل نازایی یک بانوی جوان




به قلم: فرهاد داودوندی

نام امام رضا (ع ) از زبانش نمی افتاد، توسط خانواده معتمدی به ما معرفی شد

در حالیکه اشک هایش قطع نمی شد از امام رضا (ع) درخواست کمک می کرد

برای هزینه عمل "نازایی" مبلغی احتیاج داشت، وضعیت مالی همسرش هم اصلا مناسب نبود

از آنجا که صادقانه نام امام مهربانی ها ( امام رضا ع ) در میان بود، نتوانستیم کمک شان نکنیم

بنابر این مبلغ 10.000.000 ریال از کمک های خیرین عزیز سایت فرهاد داودوندی را طی یک فقره چک تقدیم شان کردیم

چند روز قبل عمل جراحی اول انجام شد و اینک باید یک عمل جراحی دیگر انجام بدهندتا به امید خدا زندگی شان لبریز از صدای دل انگیز نوزادی زیبا شود.....


سپاس از خیرین عزیز سایت فرهاد داودوندی





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نازایی، نوزاد، عمل جراحی، زن نازا، خیرین، نیازمندان،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 25 مرداد 1398 توسط فرهاد داودوندی

لطفا " استاد حسن موسیوند"

را وارد سیاسی بازی های رایج

  شورای شهر بروجرد نکنید





به قلم: فرهاد داودوندی

با ورود استاد حسن موسیوند بعنوان اولین عضو علی البدل به شورای شهر بروجرد، کفه ترازوی ورزشی شورای شهر سنگین تر از قبل شد

شورای شهری که طی دو سال گذشته حاشیه هایش بیشتر از متن بوده ، اینک باید پذیرای ورزشکاری باشد که علاوه بر ورزش ، در زمینه اخلاق هم در میان ورزشکاران زبانزد است

متاسفانه هیچگاه مشخص نشد که شورای شهر فعلی چرا و به چه جهت  به ورزش  بروجرد بهای لازم را نمی دهد؟  آیا جناح جناح بازی های این شورا وقتی برای شان نگذاشته که به ورزش شهر کمک کنند؟

 آیا اصلا ورزش برای این شورا مهم هست؟ و یا اینکه  شاید مشاورین ورزشی  این شورا  بر فرض اینکه چنین مشاورینی وجود داشته باشند، کم کار بوده و مقصر می باشند! که نگذاشته اند شورا حضوری قوی در ورزش شهر داشته باشد!

به هر حال جامعه ورزش بروجرد انتظار دارد اعضای دو گروه  4+4 شورای شهر،  استاد حسن موسیوند را وارد بازی های سیاسی  خود نکنند

و بگذارند این چهره ورزشی  بصورت مستقل  همانگونه که خودش سال 1391 در یک مصاحبه مطبوعاتی به نگارنده ( فرهاد داودوندی ) گفت:  بسیار دوست دارد افتخار کند از اینکه یک عمر خاک پای این مردم بوده 

و بگذارند به آرزویش برسد که  همیشه تاکید داشت روزی برسد که بتواند به همشهریانش تا سر حد امکان خدمت نماید.

 حسن موسیوند متولد خیابان سیروس، محله قدغون بروجرد است وی  سال 1370 بوکس را زیر نظر استادان حسن نبات زاده و محمد جودکی شروع کرد

 و در سال 1371 اولین لرستانی بود که در رده سنی جوانان از استان لرستان در مسابقات قهرمانی کشور موفق به کسب مدال شد و  چند سال پیاپی عضو ثابت تیم تیم بوکس لرستان در مسابقات کشوری بود

این عضو جدید شورای شهر بروجرد دارای حکم مربیگری درجه یک بین المللی از فدراسیون بوکس جمهوری اسلامی ایران  می باشد و سه بار نیز بعنوان مربی تیم بوکس لرستان در اعزام به مسابقات کشوری افتخار حضور داشته است.



حسن آقا سال 1380 طی دعوتنامه ای به کشور کویت دعوت شد و در آنجا فدراسیون بوکس کویت با  وی قرارداد بست که ماهیانه با حقوق خیلی زیاد و خانه و ماشین و همه امکانات زندگی در آن کشور مربیگری کند، ولی بعد از سه ماه آنقدر دلش برای شهر و دوستان و خانواده اش تنگ شد که دیگر نتوانست دوام بیاورد و به گفته بزرگتر ها گوش نداد و به کشور عزیزمان برگشت.

شاید اگر قانون "من در آوردی" فدراسیون بوکس  مبنی بر حذف بازیکنان بالای 40 سال نبود حسن آقای موسیوند قبراق و آماده می توانست در دهه 40 زندگی خود در مسابقات قهرمانی بوکس ایران در آذر ماه 1393 بروجرد در مقابل  همشهریانش افتخار قهرمانی دیگری به کارنامه ورزشی اش اضافه کند

به هر حال  امیدواریم تا روزی که عمر این شورا به سر می آید دو  جناح 4+4 شورای شهر لااقل "بگذارند"! استاد حسن موسیوند با کارنامه ای موفق در خدمت به جامعه ورزش بروجرد، خاطرات خوبی از حضور خود در شورای شهر در اذهان به جای بگذارد....




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: حسن موسیوند عضو شورای شهر بروجرد شد، حسن موسیوند، فرهاد داودوندی، شورای شهر بروجرد، نقد، نقد ورزشی، نقد اجتماعی،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 25 مرداد 1398 توسط فرهاد داودوندی

به

کمپین حذف هزینه

مراسم های چهلم و سالگرد   

بپیوندید





به قلم: فرهاد داودوندی




غذایش اصلا خوب نبود!

برای من که میوه نیاوردند!

برنجش هندی بود!

بگو شما که ندارید چرا مراسم می گیرید....


اینگونه جملات را از زبان دوستان و آشنایانی که پس از صرف غذای مراسم چهلم و سالگرد درگذشتگان از تالارهای پذیرایی بیرون می آیند بسیار می شنویم


میلیون ها میلیون تومان به بهانه مراسم های چهلم و سالگرد توسط وراث هزینه می شود تا جائیکه  حتی دیده شده بسیاری از خانواده ها تا سالیان سال  باید بدهی های  اینگونه مراسم ها را پرداخت کنند

در حالیکه یکی دو خانه آنطرفتر از ما ممکن است خانواده های بسیار نیازمندی وجود داشته باشند که  برای  هزینه مدرسه فرزندان شان به مشکل برخورده اند، بری تهیه داروی مادر خانواده  کفگیر شان به ته دیگ خورده، برای خرید یک ویلچر برای جوان معلول خانواده آهی در بساط ندارند و.......

به واقع وقتش رسیده خانواده های داغداری که در غم از دست دادن عزیزان شان عزادارند، کمی به خود بیایند و به جای اینکه  در اینگونه موارد اختیار را برای خرج کردن های کلان و بیفایده  به دست دیگران بسپارند،

 هزینه های مراسم هایی به مانند " شب شام" و موارد مشابه را حذف کنند و به جای آن با اهدای مبلغی معقول به خیرین و موسسات خیریه  معتبر به یاری نیازمندان بشتابند

امیدواریم #کمپین_حذف_هزینه_مراسم_های_چهلم_و_سالگرد  با استقبال مردم روبرو شود تا به جای هدر رفت سرمایه های خانواده های داغدار، گل لبخند را بر لبان خانواده های نیازمند بنشانیم






طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: حذف هزینه مراسم های چهلم و سالگرد، نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی، مراسم سالگرد، مراسم چهلم، کمپین،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 18 مرداد 1398 توسط فرهاد داودوندی


به بهانه ناکامی تیم های ورزشی میزبان در بروجرد

مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی!


به قلم : فرهاد داودوندی- بروجرد


طی چند سال گذشته بسیاری از تیم های ورزشی در بروجرد در راه برگزاری مسابقات کشوری در این شهر به نتایج مورد نظر دست نیافته اند و مسابقات را با ناکامی کامل به پایان رسانیده اند

آیا مسوولین این تیمها و هیات های ورزشی مربوطه هنر میزبانی در ورزش را ندارند؟ آیا از تجربیات دیگران استفاده نکرده اند؟ و یا اینکه رقبا را خیلی دست کم می گیرند؟!

شاید آنچه از همه مهمتر باشد اینکه بسیاری از مسوولین تیمهای ورزشی ما و حتی مسوولین محترم هیات های ورزشی در بروجرد هنوز فرق مسابقات شهری و استانی را با مسابقات کشوری نمی دانند

با همان برنامه هایی که در مسابقات شهری و  استانی شرکت می کنند قصد دارند در مسابقات مهم کشوری نیز حضور پیدا کنند، غافل از اینکه کادر فنی تیمهای ورزشی در هر رده مسابقات ورزشی که بالاتر می روند باید علمی تر فکر کنند، از همه ابزارها استفاده کرده و هیچ موردی را به اما و اگر نسپارند

در اینگونه مسابقات کشوری جای هیچگونه سهل انگاری نیست و کارها را نباید به اما و اگر سپرد، فکر اینکه ما از دیگر رقبا قوی تر و آماده تر هستیم یک تفکر بسیار مهلک است که در آن به اشتباه رقبا ضعیف پنداشته می شوند و تیم خودی روی کاغذ یک تیم فوق العاده عالی به تصویر کشیده می شود

آنانکه در ورزش دارای تجربه های بسیار هستند می دانند که میزبانی و برگزاری مشابقات ورزشی بسیار جنبه های مثبت دارد که اگر نتوان از آنها به بهترین وجه بهره برداری کرد به ضد خودش تبدیل می شود و تیم میزبان را با فشار روحی روانی بسیاری مواجه خواهد کرد تا جائیکه ضعیف ترین و تلخ ترین نتایج ممکن است در هر مسابقه مقابل تماشاگران خودی به دست بیاید

ختم کلام اینکه برای موفق شدن در مسابقاتی که تیمهای ورزشی ما قصد میزبانی در آنها را دارند، باید از قبل، اسباب بزرگی را آماده نمود، از مدتها مانده به برگزاری مسابقات کادری قوی در کنار تیم به وجود آورد، نقاط قوت و ضعف تیمهای رقیب را بررسی کرد، با خبرگان آن ورزش نشست های بسیاری برگزار نمود و حتی اگر لازم شد با جذب بازیکنان جدید بعنوان یار کمکی از دیگر تیمهای شهر، نقاط ضعف تیم را برطرف نمود

به هر حال امیدواریم در آینده شاهد موفقیت تیمهای ورزشی در مسابقاتی که میزبانی آن بر عهده شهرمان گذاشته شده باشیم و با تفکری حرفه ای، برای کسب موفقیت از تفکر ورزش احساسی و "باری به هر جهت"! که باعث ناکامی بسیاری از تیمهای ورزشی شهرمان در مسابقاتی که میزبانی آن در این شهر بوده، خلاص شویم 




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی، نقد، نقد ورزشی، فرهاد داودوندی، میزبان، میزبان ورزشی، بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 10 مرداد 1398 توسط فرهاد داودوندی

یک روز خوب فوتبالی در بروجرد


"به قلم: فرهاد داودوندی"


وقتی تماشاگر  در ورزشگاه باشد، می توان شاهد یک روز خوب ورزشی بود

انگار نفس تماشاگران با نفس  بازیکنان در هم گره می خورد و  هیجان ورزشکاران درون زمین را می توان در چهره  تمامی علاقمندان  به ورزش بر روی سکوها  بخوبی مشاهده کرد

تیم فوتبال ریشه دار و لیگ برتری پیکان تهران با قدمتی بالای نیم قرن، در یک روز خوب فوتبالی در مقابل  تماشاگران خونگرم  شهر میزبان، مقابل تیم شهرداری بروجرد قدم به زمین گذاشت

تیمی که بر  روی نیمکتش حدود 10 مربی تخصصی با مدیریت حسین فرکی نشسته بودند پس از برگزاری یک دوره اردوی  یک هفته ای در کمپ نساجی بروجرد به مصاف تیمی آمده بود که از وجود بازیکنان  مطرح سالیان نه چندان دور فوتبال بروجرد استفاده می کرد بازیکنانی که برای برگشتن به دوران اوج، تمرینات ویژه ای را باید پشت سر بگذارند


برای تیم فوتبال شهرداری بروجرد با هدایت  "نوری رضایی"  مربی نام آشنای فوتبال بروجرد، به واقع این مسابقه بیاد ماندنی و جدی محکی بود برای  شناسایی داشته هایش  جهت حضور در لیگ فوتبال لرستان، هر چند که خوشبختانه بازیکنان این تیم در مصاف با رقیب بسیار مطرح، به هیچ وجه کم کاری نکردند.

مسابقه امروز تیمهای پیکان تهران با شهرداری بروجرد جدای از نتیجه 6 بر 0 بنفع تیم تهرانی یک روز خوب برای فوتبال بروجرد بود


حضور چشمگیر پیشکسوتان فوتبال بروجرد در استادیوم، آشتی تماشاگران با ورزشگاه پیر شهر، نظم بسیار مناسب، حضور مسوولین فوتبال استان، میزبانی عالی بروجردی ها،  تلاش هیات فوتبال برای  برگزاری هر چه بهتر این بازی، برگزاری مسابقه بدون حاشیه  های منفی قابل توجه و  از همه مهمتر حضور بانوان بروجردی در ورزشگاه برای تشویق تیم شهرداری بروجرد همه و همه از نکات مثبت این مسابقه زیبا بود

به هر حال این مسابقه هم به تاریخ ورزش بروجرد پیوست، اما امیدواریم با حضور دیگر تیمهای مطرح فوتبال کشور در بروجرد بازهم شاهد چنین روزهای خوب ورزشی در شهرمان باشیم و روزی برسد که بروجرد  با یک تیم فوتبال خوب با بازیکنان بومی  بروجردی و لرستانی در لیگ  های مطرح فوتبال ایران حضور داشته باشد
















طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: یک روز خوب فوتبالی در بروجرد، نقد، نقد ورزشی، فرهاد داودوندی، حسین فرکی، فوتبال بروجرد، تیم فوتبال شهرداری بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 3 مرداد 1398 توسط فرهاد داودوندی


طنز

همدلی در شهر "درجورب" کره مریخ!

موج می زند!!!


به قلم: فرهاد داودوندی


جوونم واستون بگه! شهری در کره مریخ است بنام "درجورب"!


اینقدر اتفاقات رخ داده در این شهر جالب  است که قلم از نوشتن یک میلیونم حاشیه های این شهر هم عاجز است!

محض اطلاع اینکه، آنقدر همدلی در این شهر موج می زند!!! که اگر عده ای در برودت پانصد درجه زیر صفر در دی ماه در این شهر بگویند هوا سرد است، بلافاصله عده دیگری در آن هوای سرد لباس آستین کوتاه می پوشند و می گویند: کی گفته هوا سرد است ما که مُردیم از گرما!

و برعکس اگر عده ای در همین شهر "درجورب" کره مریخ! در گرمای هزار درجه بالای صفر! در شهریور ماه بگویند: چه هوای گرمی! بلافاصله آنوری ها برای اینکه روی اینوری ها را کم کنند می روند پالتو روی پالتو می پوشند که نشان بدهند اتفاقا در دمای هزار درجه بالای صفر شهریور ماه، هوا خیلی هم سرد است!

به واقع در حالیکه در این شهر سر مسائل بسیار پیش پا افتاده بحث های بسیار جدی و کلان بین همه در می گیرد و گاهی اوقات کار به آژان آژان کشی کشیده می شود، در مقابل، برای حل و فصل مسائل مهم شهری، کار به گفتن طنز و جوک ختم می گردد!

ختم کلام اینکه در آینده از مسائل فوق العاده جالب شهر " درجورب" کره مریخ! و همدلی!!! که در این شهر موج می زند! بیشتر به رشته تحریر در خواهم آورد!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: طنز، نقد، نقد اجتماعی، کره مریخ، شهر درجورب، فرهاد داودوندی، شهر درجورب کره مریخ،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 20 خرداد 1398 توسط فرهاد داودوندی

طنز اجتماعی


برای نقد روسای شهری

 در استانهای محروم دو راه وجود دارد!




فرهاد داودوندی- بروجرد:

جوونم واستون بگه! در شهر و استانهای ته جدول! كه بر خلاف ارائه آمار و ارقام "گل و بلبل" مدیرانش، هر روز وضعیت این شهر ها و استانهای محروم در مقابل دیگر شهر ها و استانهای پیشرفته كشورمان بدتر از بد می شود! خبرنگاران و وبلاگ نویسان، دو گروه را اصلا و ابدا حق ندارند نقد كنند!

گروه اول شامل دوستان! و گروه دوم شامل غیر دوستان! و یا اینكه بهتر یگوئیم همیشه برای نقد كردن مدیران این شهر ها دو راه وجود دارد!

یا باید دوستان را  نقد كنیم یا غیر دوستان را!

 اگر دوستان را نقد كنیم كه باید وصیت نامه خودمان را با این دو دست مبارك خودمان بنویسیم! اما اگر غیر دوستان را نقد كنیم دو راه وجود دارد! یا این غیر دوستان با ما دشمن هستند یا اینكه دوستی مان آنچنان كه باید و شاید نیست!

اگر دشمنان مان را نقد كنیم كه واویلا! حساب مان با كرام الكاتبین خواهد افتاد! اما اگر آن دوستان غیر صمیمی را نقد كنیم كه دو راه دارد!

یا اینكه ما را به چشم دشمن خواهند دید و یا اینكه ما را با دید دشمن نخواهند نگریست!

اگر ما را با چشم دشمن ببینند كه جل و پلاس خود را باید جمع كنیم و از این شهر كوچ كنیم! اما اگر ما را با چشم دشمن ننگرند كه دو راه دارد!

یا اینكه سعی می كنند كه به ما خط بدهند كه چگونه بنفع شان بنویسیم و یا اینكه این كار را نخواهند كرد!

اگر بخواهند ما را بخاطر اینكه قصد داشته ایم نقدشان كنیم زیر پرچم خودشان ببرند كه هیچ! اما اگر این كار را نكنند كه دو راه دارد!

یا اینكه برای مان نقشه ندارند و منتظر زمان تسویه حساب می مانند، و یا اینكه برایمان نقشه دارند!

اگر برای مان نقشه نداشته باشند كه هیچ! اما اگر برای مان نقشه بكشند دو راه دارد!

یا اینكه اولش با زبان خوش با خبرنگار حرف خواهند زد و یا اینكه زبان خوش و مُش سرشان نخواهد شد!

اگر با زبان خوش حرف بزنند كه هیچ! اما اگر بخواهند با زبان غیر خوش با یك خبرنگار وبلاگ نویس حرف بزنند كه دو راه دارد!

یا اینكه با باطل نمودن دویست تومان تمبر یك عریضه بلند بالا در شكایت از وبلاگ نویس خواهند نوشت و یا اینكه به یاد محمد علی كلی قصد می كنند چهار تا هوك چپ و راست نثار فك طرف كنند!

اگر شكایت رسمی كنند كه هیچ! اما اگر بخواهند از فنون رزمی برای جا آوردن حال خبرنگار استفاده كنند، دو راه دارد...........

ای بابا! این همه صغرا كبرا چیدیم كه به این جمع بندی برسیم كه در شهر های كوچك  دو گروه را نمی شود نقد كرد! دوستان و غیر دوستان را!

خوب این را كه اولش هم گفتم، خودم هم نمی دانم چرا اینقدر كشش دادم! چون به هر حال، نقد كردن مدیران در شهر های كوچك و محروم همانطور که پیش تر خدمت تان عرض کردم، دو راه دارد!

یا اینكه آن مسوول از دوستان است و یا اینكه از غیر دوستان است.

اگر از دوستان باشد كه  هیچ! فقط  باید مادام العمر دل دلدار به دست بیاوریم! اما اگر آن مسوول از غیر دوستان باشد دو راه دارد!

یا زیر دو تا چشمان مان با دو تا ضربه مشت دو تا بادنجان مشكی خواهند كاشت و یا اینكه با فن " اوچی ماتا" جودو  طرف را چنان به زمین خواهند زد كه شش تا لودر هم نتواند نعش طرف را از زمین بلند كند!

اگر دو تا مشت بزنند كه هیچ! اما اگر  فن اوچی ماتا بزنند دو راه دارد......................!!!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، طنز، طنز اجتماعی، دو راه وجود دارد، دو راه، دوستان، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 31 اردیبهشت 1398 توسط فرهاد داودوندی

هدیه ای که گرفتم

 صرف کارهای عام المنفعه  شد



دوست بسیار عزیزی لطف کرد و مبلغ بسیار قابل توجه و ارزشمندی را به شخص خودم هدیه داد

از آنجا که تاکنون مطلقا از هیچ مسوول یا همشهری هیچ هدیه  بخصوص هدایای نقدی  بخاطر منافع شخصی ام نگرفته ام و به امید خدا هم در آینده نخواهم گرفت

لذا با نهایت احترام به این دوست بسیار عزیزم؛ این مبلغ بسیار قابل توجه را صرف کارهای عام المنفعه خواهم کرد

در این کار؛ هدیه دهنده (دوست بسیار بسیار عزبزم) و هدیه گیرنده (فرهاد داودوندی) و آنکه قرار است این مبلغ را به وی در یک کار عام المنفعه هدیه بدهم

 همگی خوشحال هستیم





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: هدیه ای که گرفتم صرف کارهای عام المنفعه شد، نقد، خیرین، نیازمند، عام المنفعه، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 25 اردیبهشت 1398 توسط فرهاد داودوندی

ورزش بروجرد را دریابید


به قلم: فرهاد داودوندی


متاسفانه خبرهای خوشی از ورزش بروجرد به گوش نمی رسد

بروجرد را به واقع می توان پایتخت ورزش لرستان نامید

شهری که در حال حاضر  قهرمانان نامی به مانند سجاد مهرابی؛ رضا بیرانوند؛  آروین معظمی گودرزی؛ پیمان یاراحمدی؛  کسری باقر پور؛ شیوا همایونی؛ نسرین موسیوند و دهها قهرمان کشوری و بین المللی آن؛ بهترین و خوش رنگ ترین مدال های جهانی را برای ورزش لرستان به ارمغان آورده اند.

همین شهر با این همه استعداد ورزشی طی یک سال و نیم گذشته چهار رییس اداره ورزش به خود دیده است!!!

با توجه به اتفاق رخ داده جدید امروز ( 23 اردیبهشت )در محل اداره ورزش بروجرد؛  شاید  وقتش رسیده از مدیران ارشد ورزش استان و مسوولین محترم بروجرد بپرسیم چه زمانی قرار است  کشتی طوفان زده ورزش بروجرد  رنگ ساحل آرامش را به چشم خود ببیند؟

در حالیکه ورزش را باید صرفا بخاطر روح سالم ورزش و روحیه قهرمانی و پهلوانی آن دوست داشت؛

 اما باید منتظر ماند و دید که اتفاقات  بسیار پر رنگ بیرون از رخدادهای ورزشی شهر؛ چه وقت قرار است کمی هم به فکر حمایت از ورزشکاران بروجرد بعنوان پایتخت ورزش لرستان باشند

ختم کلام اینکه امیدواریم طرفین با سعه صدر؛ خویشتنداری را در دستور کار خود قرار بدهند

 تا شاید به این طریق حاشیه های ورزش بروجرد به حداقل برسد




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: ورزش بروجرد را دریابید، ورزش بروجرد، نقد، نقد ورزشی،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 25 اردیبهشت 1398 توسط فرهاد داودوندی

خروجی کلاسهای ورزشی تابستانی

در سال قبل چه بوده؟


به قلم: فرهاد داودوندی


هر ساله با شروع فصل گرما صدها آگهی ورزشی در سطح شهر دیده می شوند که دانش آموزان را به حضور در کلاس های تخصصی! ورزشی زیر نظر کارشناسان! دعوت می کنند

در کنار این آگهی ها و ثبت نام های تابستانی در کلاس های آموزشی ورزش، هر ساله در همین شهر، صدها میلیون تومان پول جابجا می شود بدون این که اکثر این کلاس ها در آخر فصل کوچک ترین ثمری در ورزش قهرمانی نوجوانان و جوانان این دیار در سطح شهر، استان و کشور داشته باشند

تاکنون دیده نشده یا ما مطلع نیستیم که ورزشکار کم سن و سالی از این کلاس ها به تیم های ملی در رده های سنی راه یافته باشد، حتی نشنیده ایم که بالاخره پس از پایان فصل تابستان در ازای مبالغ نجومی که ردو بدل شده، این کلاس های آموزشی چه نتیجه قابل قبولی برای ورزش شهر و استان مان در بر داشته باشند

برای نمونه سال قبل ( تابستان 1397 ) صدها کلاس آموزش ورزش در گوشه و کنار همین شهر برگزار شد، که بجز تعداد بسیار اندکی بقیه فقط وقت گذرانی بود!

جا دارد متولیان اینگونه کلاس ها که سال گذشته آموزش نوجوانان را بر عهده داشتند و امسال نیز قصد برگزاری چنین کلاس هایی را دارند، گزارشی از فعالیت های خود در سال قبل را به سمع و نظر مسوولین ارشد ورزش شهر برسانند، تا پس از بررسی، مربیانی که به واقع شاگردان شان در سال های قبل توانسته اند در ورزش قهرمانی خود را تثبیت کنند بتوانند مجوز لازم را برای برگزاری کلاس های آموزش در تابستان سال جاری را نیز به دست بیاورند

ختم کلام اینکه در ازای صدها میلیون تومانی که در هر تابستان در این گونه کلاس ها به بهانه آموزش حرفه ای ورزش جا به جا می شود باید ثمره اش معرفی تعداد بسیاری از ورزشکاران جوان و نوجوان به دنیای قهرمانی باشد، در غیر اینصورت فقط وقت و پول خانواده ها در تابستان به هدر رفته است





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: فرهاد داودوندی، نقد، نقد ورزشی، اوقات فراغت، کلاس تابستانی، کلاس ورزش، آموزش ورزش،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 20 اردیبهشت 1398 توسط فرهاد داودوندی

دارالسلام بروجرد

و لزوم رسیدگی فوری شهردار


به قلم: فرهاد داودوندی


سازمان آرامستانهای بروجرد یکی از فعالترین و با نظم ترین سازمان های زیر مجموعه شهرداری بروجرد می باشد که بنوعی با تمامی همشهریان عزیزمان در ارتباط است.


شنیده می شود که متاسفانه مدتی است بخاطر تعدیل نیرو در شهرداری بروجرد، بیش از 13 نیرو از 18 نیرو از این سازمان از کار برکنار شده اند.

حساسیت و مهم بودن آرامستانهای بروجرد در زمینه دفن اموات و داشتن فضای سبز و داشتن کادری مجرب در تمامی زمینه های اداری و غیر اداری  مناسب، برای مراجعه همشهریان  بسیار مهم است

از آنجا که به تازگی تعداد قابل توجهی از نیروها برکنار شده اند، دیده می شود از آن سرعت عمل و نظم مثالزدنی سازمان آرامستانها در دارالسلام خبری نیست و فعالیت های شبانه روزی مدیریت محترم و تعداد اندک پرسنل به هیچ وجه جوابگو نیست

به جاست شهردار محترم برای رفع مشکل دارالسلام به مانند گذشته هر چه سریعتر نیرهای متخصص کافی و کاربلد در اختیار این سازمان فعال قرار بدهد

به واقع تعداد اندک پرسنل سازمان آرامستانها جوابگوی نیاز یک شهر بزرگ به مانند بروجرد نیست. والسلام.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: دارالسلام بروجرد و لزوم رسیدگی فوری شهردار، دارالسلام، آرامستانهای بروجرد، آرامستان، نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 10 اردیبهشت 1398 توسط فرهاد داودوندی

دیدارهای ورزشی بی نتیجه


به قلم: فرهاد داودوندی


اگر دیدار مدیران شهری با ورزشکاران جوان به حمایت صفر تا صدی از این قهرمانان بینجامد بسیار عالی است

اما اگر قرار باشد این دیدارها به این  ختم شود که دیدوبازدیدی صرفا رسانه ای باشد و حمایت کامل و صد در صد مادی و معنوی پشت این دیدارها نباشد همان بهتر که چنین دیدار هایی انجام نگیرد

تجربه نشان داده متاسفانه حتی از ورزشکاران صاحب نام شهرمان که سالیان سال برای بروجرد افتخار آفرینی کرده اند هیچگاه حمایت های قابل توجه ای انجام نگرفته است

همیشه در موقع مراسم های استقبال از قهرمانان ورزشی وچند روز پس از آن دیدارها؛ قول و قرارها و وعده وعیدهایی بسیاری دیده و شنیده می شود

اما پس از گذشت چند روزی از این مراسم ها؛ به همان سرعت که وعده‌هایی داده شده؛ به  همان سرعت هم  قول و قرارها به دست فراموشی سپرده می‌شود

به هر حال با توجه به روحیه حساس ورزشکاران جوان و بخصوص قهرمانان ورزشی مان به جاست مدیران شهری هرگاه احساس کردند که می توانند بصورت کامل و واقعی از یک قهرمان ورزشی حمایت کنند به دیدار ورزشکار مورد نظر بروند؛ بغیر از این بهتر است خود را به زحمت نیندازند!






طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد ورزشی، فرهاد داودوندی، دیدار ورزشی، ورزشکار، ورزش،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 6 اردیبهشت 1398 توسط فرهاد داودوندی

به راستی در بروجرد چه خبر است؟


گوسفند های  "کوچ روها"  تمام شهر را به زیر سیطره خود در آورده اند، اما دریغ از یک عزم جدی توسط مسوولین شهر برای رفع این مشکل


به راستی در بروجرد چه خبر است که مسوولین شهر این تعداد بیشمار گوسفندهای سطح شهر را نمی بینند؟

این معضل هر ساله دامان بروجرد را می گیرد و دریغ از یک عزم جدی برای رفع این مشکل


امیدواریم هر چه سریعتر مشکل تردد گوسفندان "کوچ روها"  در سطح شهر بروجرد حل و فصل شود




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: گوسفند، عشایر، گوسفندان، نقد،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 4 اردیبهشت 1398 توسط فرهاد داودوندی
مشکلی که رستوران داران


و صاحبان تالار های پذیرائی،


 سنگ بنایش را تا ابد الدهر نهادند!

مشکلی که ران و سینه مرغ به وجود آورده است


فرهاد داودوندی- بروجرد:

 بعید است دیگر این مشکل رفع بشود! ریشه دارتر از آن شده که با کدخدا منشی عده ای از بین برود.

باید از این بترسیم که این مشکل که توسط بعضی رستوران داران و صاحبان تالارهای پذیرائی شکل گرفته به این سادگی ها دست از سر مردم بردارد.

چه بسا در آینده به خاطر بروز همین مشکل شاهد طلاق گرفتن ها، درگیری های فامیلی، بزن بزن های طایفه ای نیز باشیم.

شاید لازم باشد در آینده قانونگذاران برای رفع این مشکل  ساعتها نشست ویژه بگذارند و کتابها بنویسند، هر چند که بعید است حتی این قوانین هم در آینده بتواند گرهی هر چند کوچک از این مشکل را باز کند.

چه زندگی هائی که در آینده از هم خواهد پاشید، چه افرادی که ممکن است یک عمر دوستی شان با این مشکل پیش آمده به پایان برسد، چه فامیل هائی که تا ابد با همدیگر قطع رابطه کنند!

و همه این مشکل ها زیر سر بعضی از رستوران داران و صاحبان تالارهای پذیرائی  است!  

حتما حس کنجکاوی تان گل کرده تا بدانید این چه معضل بزرگی است که به دست رستوران داران و صاحبان تالار پذیرائی  در شهر ما می رود تا ریشه بسیاری از خانواده ها و فامیل های دور و نزدیک و دوستان صمیمی را از هم بپاشد.

بله، مشکل از ران و سینه مرغ است!

همه مردم در میهمانی های شادی یا عزا در تالارهای پذیرائی برای دریافت ران مرغ و نوش جان کردن آن با پلو، سر و دست می شکنند و در مقابل از گوشت سینه مرغ بیزار می باشند!

و آن چیزی که اصلا در این لحظه ها یادشان نیست، حضور در مراسم یادبود یک عزیز از دست رفته و یا عروسی عزیزان شان است!

از آنطرف هم گارسن ها به دستور صاحبان رستورانها و همچنین صاحبان تالار های پذیرائی به تازگی در میهمانی ها، برای هر دو نفر یک دیس برنج و یک دیس که در آن یک عدد ران مرغ و یک عددسینه مرغ گذاشته شده می آورند و به آن دو نفر می گویند که این غذا برای شما دو نفر است.

در حالیکه یکی از این دو نفر با هر ترفندی شده ران مرغ را از آن خود خواهد کرد دیگری در حالیکه زیر لب به بخت خود نفرین می فرستد سینه مرغ را به اجبار بر می دارد و دقیقا................

بله! و دقیقا از همینجا کینه ها شروع می شود، دلخوری ها پیش می آید، دوست از دوست دلخور می شود و برادر از دست برادر دل چرکین می شود! و به همین خاطر است که این مشکلات در آینده به خانواده ها و فامیل کشیده خواهد شد و چه بسا که کار به درگیری طایفه ای و آژان آژان کشی کشیده شود.

و همه اینها تقصیر صاحبان تالارهای پذیرائی و صاحبان رستوران ها می باشد که در این  قرن 21 هنوز یاد نگرفته اند که مردم ران مرغ را بیشتر از سینه مرغ دوست دارند.

 بنابر این لازم است به جای گذاشتن سینه در کنار ران مرغ درون دیس غذا برای دو نفر، دو تا ران برای دو نفر بیاورند! تا همه در شادی و خوشحالی در میهمانی های عروسی و عزا، دلی از عزا در بیاورند و تا آخر عمر همه با هم گل بگویند و گل بشنوند.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: طنز، نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی، کاریکاتور، ران مرغ، سینه مرغ،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 31 فروردین 1398 توسط فرهاد داودوندی




وقوع سیل و موانع انسانی



وقتی با "بند و بست" بر روی رودخانه پاساژ می سازند،

 وقتی دقیقا وسط رودخانه خروشان، اسکلت فلزی برای ساخت و سازهای بعدی برپا می کنند،

وقتی در لبه رودخانه، ویلا و رستوران می سازند ومدیران شهری هم چشم شان را بر روی این بی قانونی ها می بندند


خوب، مثل روز روشن است که آب رودخانه برای خود باید راهی بجز مسیر رودخانه پیدا کند!!!


عکس از فرهاد داودوندی




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: وقوع سیل و ارتباط آن با بی قانونی بعضی ها، سیل، سیلاب، برف، باران، نقد، وقوع سیل و موانع انسانی،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 13 فروردین 1398 توسط فرهاد داودوندی

تشکر، چرا که نه؟

 بقلم:  یاسر مقدسی

 از بروجرد در آخرین روزهای سال97 منتهی به سال نو شروع می کنم :

 هیچ دستفروشی در طول مسیر حرکت مردم بساط نکرده و برای تردد مردم در پیاده روها مشکلی را بوجود نیاورده بودند  

 هیچ مغازه داری بخاطر عرضه محصولات مغازه خود از مغازه دو سه متری خود به داخل خیابان ودر برگرفتن فضایی چندده متری نقل مکان نکرده بودند
 
 هیچ دستفروشی ازسایر شهرهای همجوار جهت فروش محصولات خود در بازار شب عیدبروجرد حضور نیافته و بساط نکرده بود

 مغازه هاو دکه های عرضه میوه جعبه های میوه را هفت هشت متر جلوتر و در خیابان قرار نداده بودند

 ترافیکی در خیابان های شهر وجود نداشت و برای جابجا شدن در مسیرهای گذشته از شما پول اضافه ای طلب نمی شد

 هیچ مغازه و فروشگاهی در جلوی مغازه های خود با گذاشتن صندوق ,تابلو تبلیغی و .. مانعی برای پارک خودروها ایجاد نکرده بودند

 کاسبان ومغازه دارها راضی بودند چون یکسال هزینه های شهرداری و دارایی و .. را پرداخت کرده اند ,ارزشش را داشته تا دربازار شب عید درآمد خوبی کسب نمایند چون دستفروشی در جلوی مغازه هایشان بساط نکرده بود

 دسترسی به سرویسهای بهداشتی برای مردم باتوجه به ساخت تعداد زیادی از آن ها در نقاط مختلف شهر راحت بود

 کاربسیار خوب دیگری که صورت گرفته بود ساخت بازارچه های محلی ثابت مسقف  در چندنقطه شهر و ساماندهی دستفروشان بود و..

ومن چقدر خوشحال بودم به خاطر اینهمه نظم حاکم در شهرم بروجرد !!

حال سوال اینجاست
چرا نباید بخاطر اینهمه نظم و مدیریت قدردان بود و تشکر نکرد ؟؟؟؟





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: تشکر، چرا که نه؟، یاسر مقدسی، فرهاد داودوندی، نقد، نقد اجتماعی،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 5 فروردین 1398 توسط فرهاد داودوندی

 زندگی همیشگی با مادر، در عید


عید یعنی امید به آینده ای روشن،

 

  آرزوی خوشبخت شدن


 در سال جدید برای همه



  ( نوشته شده توسط فرهاد داودوندی- بروجرد)


اینک که زمین و زمان ظاهرا آرام اما با شتاب، گرد پیری و غبار کهنسالی را به وجود ما تزریق می کند، مطمئن شده ام  که عید یعنی در بدر بدنبال  دوران کودکی گشتن!


وحشت خوش آیندی از خاطرات کم و بیشی که تو را به گذشته ای نه چندان دور می برد.


لذت بردن از عیدی گرفتن و دلهره از اینکه نکند خاله و دائی و اقوام دور و نزدیک  در غوغای صحبت های روز مره با اطرافیانت فراموش کنند که عیدی تو را بدهند!


پوشیدن کت و شلوار نو، اما دو سه سایز بزرگتری که آستین کتش را چندین بار روی هم برگردانده بودند تا دستان کوچکت بتوانند دیده شوند و پرخاش های دلپذیرمادر که در مقابل اعتراض ساده تو برای سر پوش گذاشتن بر نداری ها  می گفت  پسر بچه زود قد می کشد پول که علف خرس! نیست هر سال کت و شلوار بخریم! باید دو سه سال با این لباسها سر کنی.


و کتک خوردن روز عید از دستان نحیف مادر، اگر درموقع بازی کردن با هم سن و سالان خود، لباس را خاکی یا پاره پوره می کردی و پوشیدن کفشی که به زور برایت می خریدند که یا یک شماره کوچک بود و در همان روز اول انگشتانت پر از تاول می شدند و یا اینکه یکی دو شماره بزرگ بود و با گذاشتن پنبه و کهنه پارچه در نوک آن همیشه   احساس می کردی کفشهایت دو سه متری جلو تر از خودت در حرکتند!


وشاید هم خاطره خوش عید در  این بود که  بعد از حمام عید، که طبیعتا بخاطر شلوغی بیش از حد حمام سر گذر، یک هفته قبل از عید می رفتی و بدست دلاکی که برای گرفتن عیدی بیشتر از پدر، تو   را با کیسه زبری که بر تن صدها نفر کشیده بود  مانند بره بریان می نمود!


عید یعنی سوار شدن بر بال خاطرات و سفر به دوران کودکی و نظاره کردن مراسم چهارشنبه سوری، آتش بازی و از روی آتش پریدن و دیدن وحشتی که سراپای مادر را در بر می گرفت که گزندی بخاطر پریدن از روی آتش به طفل خرد سالش  نرسد.


و سپس مراسم عید نوروز و آغاز سال نو و دید و بازدید های بی پایانی که اکثرا با میهمانی های دسته جمعی همراه و ممکن بود تا یکی دو ماه بعد از عید  نوروز بخاطر کثرت فامیل ادامه داشته باشد.


اعیاد دوران کودکی ما هر چه بود خاطراتی از خود برای ما به یادگار گذاشت که با فکر نمودن به آنها شور و شعفی وصف ناپذیر سراپای وجودمان را در بر می گیرد بی اختیار احساس شادابی می نمائیم و لبخندی بر لبانمان می نشیند با کمی آب و تاب خاطرات گذشته  را برای دوستان و فرزندان خود تعریف می کنیم زیرا فقط نقاط روشن گذشته را مرور می کنیم !


در کوچه پس کوچه های ذهن پر مشغله خود بدنبال دوستان و همکلاسی های دیگر ندیده خود می گردیم   و اینکه مدتهاست عمو و دائی و خاله و فرزندان آنها را که حتی لحظه ای از هم جدا نمی شدیم ماهها و حتی سالیان سال است ندیده ایم!


عید یعنی کم رنگ شدن  لبخندی که  یاد آوری خاطرات گذشته بر لبانمان  نشانده بود.


عید یعنی امید به آینده ای روشن، آرزوی خوشبخت شدن در سال جدید برای همه، دیدن افراد تازه متولد شده در فامیل!


و آرام آرام  به فکر بستن بارو بندیل زندگی برای سفر همیشگی و شروع دوران کودکی جدید و زندگی مادام العمردر جوار مادر واقعی مان "زمین" !





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: زندگی همیشگی با مادر در عید، فرهاد داودوندی، نقد، زندگی با مادر، زمین، نقد اجتماعی،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 3 فروردین 1398 توسط فرهاد داودوندی

فرهاد داودوندی همچنان می جنگد...!

کسی نیستم، اما عادت ندارم الکی از کسی تعریف کنم،بلکه معتقدم پنهان داشتن زیبایی های دیگران، نوعی حسادت و خساست و زیاده روی در تمجید آنان، چاپلوسی است...

قدرت خیال پردازی ضعیفی دارم اما آنچه را می بینم، به خوبی توصیفش می کنم!

اعتقاد دارم که تقدیر از انسانهای خوب، تقدیر از خوبی ها و ترویج خوبی هاست و علاوه بر آن، وقتی زیبایی ها را نشان بدهیم و ترویج کنیم، نه جایی برای زشتی ها می ماند و نه نیازی به تقبیح زشتی هاست...

هرگاه مردم‌ زیبایی گل را ببینند، گرایشی به دیدن خار ندارند...

خیلی علاقه ای به معرفی زشتی ها ندارم و می دانم که هر جا فرشتگان حضور داشته باشند، جایی برای حضور دیوها باقی نمی ماند و این ماییم که فرشته یا دیو بودن را در جامعه خود انتخاب می کنیم...

اینها مقدمه ای بود تا بگویم اگر به دیگران رحم کنیم، خدا و بندگان خدا و تمام هستی به ما رحم می کنند و پشتیبان ما هستند...

در روزگاری که مشکلات و سختی ها  عرصه را بر اکثر مردم تنگ کرده اند، در روزگاری که زرق و برق دنیا و چشم و هم چشمی ها، ما را وسوسه به اندوختن مال و کسب شهرت و تجمل گرایی و رفاه می کنند، هستند کسانی که فقط به خود و خانواده خود فکر نمی کنند، هستند کسانی که آرامش و آسایش خود را در رفاه دیگران می بینند و تمام تلاش خود را در جهت کاهش درد و رنج دیگران بکار می گیرند...

یکی از مصادیق نوشتار من در این متن، فرهاد داودوندی است...

فرهاد داودوندی، مشق عشق را از خبرنگاری و وبلاگ نویسی آغاز کرد و از مجاز به حقیقت رسید...

او امروز درد اصلی جامعه را فقر و بیماری و بی خانمانی می داند و به همین مناسبت در همه جا حضور دارد، او در همه جای شهر و روستا سرک می کشد، مشکلات مردم را کشف و در جهت رفع آنها، شبانه روز در تلاش است!

او امدادگر است،مددکار است، در لباسهای مختلف کمک رسانی ظاهر می شود!

فرهاد داودوندی عاشق ضعیفان است، اما فقط عاشق نیست، بلکه عاشق عامل است!

بیشتر اوقات، او را در حال حمل ویلچر ، لباس ، کیف و کفش،دارو، مواد غذایی و... می توان دید؛ او علاقه فراوانی برای ایجاد تحول در شهر خود دارد!

آری،فرهاد داودوندی همچنان با فقر و معضلات می جنگد...

احساس می کنم نوشته هایم دارد طولانی می شود و طول کلام ممکن است به متن لطمه بزند، اما می دانم که حرف دل غالب همشهریانی را زدم که فرهاد داودوندی را خوب می شناسند.

خداوند به ایشان توفیق و سلامت و عاقبت بخیری عنایت فرماید و بر تعداد امثال ایشان در این شهر بیفزاید.

به پایان آمد این دفتر، حکایت همچنان باقی است...



"" سیدحجت الله موسوی زاده ""

@mosavizadeh7905

مرکزنیکوکاری حضرت ولی عصر(عج) بروجرد

@nikookari7905

اسفندماه ۱۳۹۷




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: فرهاد داودوندی همچنان می جنگد...!، فرهاد داودوندی، سیدحجت الله موسوی زاده، نقد،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 23 اسفند 1397 توسط فرهاد داودوندی

آیا این بار این موفقیت بزرگ در بروجرد

دیده خواهد شد؟



به قلم: فرهاد داودوندی

یا ما بروجردی ها چشم و دل سیر هستیم یا اینکه مدیران شهر ما در جریان نیستند که کسب عنوان برتر در جشنواره بین المللی فجر چقدر اهمیت دارد؟

اگر هنرمند شهر دیگری، موفق به کسب اولی جشنواره فجر  می شد شک نکنید حداقل یک مراسم استقبال مناسب  برایش ترتیب داده می شد، اما چکنیم که اینجا بروجرد است و  ما هم چشم و دل سیر!!!

برای "دومین بار" پژمان شاهوردی تندیس کارگردانی اول و نویسندگی برتر جشنواره بین المللی فجر را به خاطر نمایش /این کجا وآن کجا/ دربخش خیابانی از آن خود کرد، به همین سادگی !

و این خصلت ما در این  دیار است که موفقیت  های بزرگ هنرمندان  مان  که در پی سخت کوشی های  بسیار به دست آورده اند  را ،  خیلی ساده می پنداریم، به همین سادگی!





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: آیا این بار این موفقیت بزرگ در بروجرد دیده خواهد شد؟، نقد، نقد هنری، پژمان شاهوردی، نمایش، تئاتر، جشنواره فجر،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 6 اسفند 1397 توسط فرهاد داودوندی





این است  " پارلمان محلی "  واقعی



به قلم: فرهاد داودوندی


خیلی ها تصور می کنند شورای شهر کارش فقط و فقط انتخاب شهردار و سپس با جناح بندی  های رایج کنار گذاشتن شهردار است .

اما اینگونه نیست....

شورای شهر بعنوان یک پارلمان محلی اختیارات بسیاری دارد.

امروز ( شنبه 4 اسفند 1397 )  اتفاق جالب توجه ای  در محل شورای شهر بروجرد رخ داد

در این روز تعدادی از شهروندان منتسب به جامعه ورزش به دعوت یکی از اعضای شورای شهر ( آقای فریبرز محسنی )  در محل شورا برای رفع چندین مشکل ورزشی در سطح شهر،  گرد هم آمدند .

 در این نشست هر که هر چه دل تنگش خواست گفت و همچنین  سخنان دیگران را هم شنید

با اینکه حتی سخنان تقریبا تند ورزشی هم در نشست امروز رد و بدل شد اما دست آخر اینکه  هیچکس با کدورت  جلسه را ترک نکرد و  با به نتیجه رسیدن این جلسه، همه خوشحال و خندان  سالن پارلمان محلی بروجرد را ترک کردند

شورای شهر  می تواند و باید اینگونه باشد که محلی برای رفع مشکلات شهروندان در نشست های رو در رو باشد

امروز آقای فریبرز محسنی بعنوان عضو  محترم شورای شهر  در 95 درصد زمان جلسه  فقط و فقط شنونده بود و اتفاقا  با همین روش  "خوب شنیدن"  توانست در پایان  جلسه با جمع بندی  صحیح سخنان رد و بدل شده، علاوه بر اینکه  چند مشکل  رخ داده در ورزش بروجرد را  بصورت کلی  حل و فصل کند، قدرت واقعی شورای شهر بعنوان یک پارلمان محلی را هم نشان بدهد

صمیمانه امیدواریم همچنان که امروز در یک نشست مردمی چندین مشکل ورزشی در صحن شورای شهر رفع شد

در آینده هم هرگاه شهروندان در زمینه های مختلف دچار مشکل شدند بتوانند بعنوان صاحبان اصلی شورای شهر، مشکلات شان را در پارلمان محلی خودشان  رفع کنند









طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: شورای شهر بروجرد، فرهاد داودوندی، فریبرز محسنی، تیم فوتبال وحدت بروجرد، این است " پارلمان محلی " واقعی، نقد، نقد اجتماعی،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 5 اسفند 1397 توسط فرهاد داودوندی
تربیت بدنی آموزش و پرورش و بسیج بروجرد

دو بال پرواز ورزش بروجرد


به قلم: فرهاد داودوندی


خوشبختانه ورزش بروجرد مدتهاست توسط تربیت بدنی آموزش و پرورش و تربیت بدنی بسیج بروجرد حال و هوای تازه ای را تجربه می کند.


این دو مدیریت ورزشی که مربوط به دو اداره و ارگان مختلف می باشند با داشتن مدیرانی ورزشی ( آقایان علیرضا شریفی و اصغر زینعلی ) و با داشتن کمترین حاشیه ورزشی توانسته اند بخوبی نقش خود را در ورزش بروجرد ایفا کنند.


تقریبا مسابقه یا فعالیت ورزشی در شهر نیست که در آنها حضور تربیت بدنی بسیج و آموزش و پرورش را مشاهده نکنیم.


اما آنچه حضور مثمر ثمر فعالیت های ورزشی این دو اداره را پررنگ تر می کند دور بودن از حواشی وابستگی های غیر ورزشی در بیرون از مجموعه ورزشی خودشان می باشد، تا جائیکه می توان ادعا کرد اگر همین رویه را در آینده نیز ادامه دهند شاهد پرورش ورزشکاران بسیار دیگری نیز توسط  آنها در بروجرد خواهیم بود.


به هر حال، اداره ورزش و جوانان بروجرد باید قدر فعالیت های ورزشی بدون وقفه آموزش و پرورش و بسیج را بداند که توانسته اند خود را به عنوان دو بال بسیار تاثیر گذار پرواز ورزش بروجرد تثبیت کنند. 




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد ورزشی، علیرضا شریفی، اصغر زینعلی، تربیت بدنی آموزش و پرورش، تربیت بدنی بسیج،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 3 اسفند 1397 توسط فرهاد داودوندی

فرهنگ بالای بروجردی ها


( قسمت اول )



خوش تیپی بروجردی ها که زبانزد است



ریشه در تاریخ فرهنگی این شهر دارد

فرهاد داودوندی - بروجرد:

همیشه تاکید داشته و دارم که بروجردی ها یکی از "خوش تیپ" ترین مردم شهرهای کشور عزیزمان می باشند.

مردم بروجرد در طول تاریخ این شهر  از دو مورد "گشت و گذار در دشت و صحرا"  و "شیک پوشی" هیچگاه دست برنداشته و همیشه در این زمینه ها در سراسر کشور زبانزد می باشند.

تصاویری در آرشیو عکسهای تاریخی این شهر موجود است که در آنها می توان بروجردی های بسیاری را  مشاهده نمود که  چندین دهه قبل و شاید در زمانی به قدمت بیش از یک قرن گذشته، "مرتب بودن" و "شیک پوشی" و "مبادی آداب" بودن را سرلوحه زندگی شخصی و اجتماعی خود قرار داده اند.

به هر حال "خوش تیپی بروجردی ها" که هم اینک نیز آنرا می توان بدون استثناء در بین تمامی مردم شهر در هر سن و سالی مشاهده نمود، ریشه در تاریخ فرهنگی چند هزار ساله مردم  بروجرد دارد. 

عکس های ضمیمه مربوط به آموزگاران "مدرسه اسلامی بروجرد" در چندین دهه قبل می باشد.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: بروجردی های خوش تیپ، نقد، خوش تیپ، شیک پوش، بروجرد، لباس مرتب، عکس قدیمی،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 28 بهمن 1397 توسط فرهاد داودوندی




طنز اجتماعی


فروش سهام باد هوا توسط سرمایه گذار!!!


فرهاد داودوندی- بروجرد:


به من بینوا کمک کنید، به من محتاج در بدر کمک کنید!

سرمایه گذاری هستم که مدتهاست در شهر شما برای سرمایه گذاری آمده ام!

البته درست حدس زده اید که دیناری پول با خودم نیاورده ام، اما اگریک روزی روزگاری  وضع مالی ام خوب بشود، پس از تملک رایگان بهترین زمین های این شهر و فروش قسمتی از آنها، پول خوبی به جیب! ببخشید، به دست خواهم آورد!

البته  بعد از گرفتن زمین رایگان در بهترین نقطه شهر  و فروش قسمتی از آن به هر کسی که دلم خواست! اگر قول بدهید 40 یا اگر دست کرم تان خوب باشد 50 میلیارد تومان هم وام بلاعوض مادام العمر به من بینوای محتاج کمک کنید، برای تان در این شهر سرمایه گذاری خواهم کرد که از فرط تعجب و شادی یک چشم تان بگرید و یک چشم تان بخندد!

محتاجم، علیلم! به من بینوا کمک کنید!

الان مدتهاست برج سازی هایم در کلان شهر ها بخاطر نداشتن پول کافی نیمه تعطیل شده است، اگر خدا عمر نوح به خودم و زن و بچه ام عطا کند،
با این سرمایه گذاری هم که  قرار است مثلا در آینده در شهر شما انجام بدهم، کفگیرم به ته دیگ خورده و کمک مالی مردم را استدعامندم!

حالا که شما در این شهر آنقدر بخشنده هستید که بهترین زمین های تان در بهترین نقاط شهر را مفت و مجانی به من بینوای بدبخت بیچاره محتاج نان شب، هدیه داده اید، حالا که قرار است برای به دست آوردن دل من، میلیارد ها تومان هم وام بلاعوض به من ذلیل بیچاره کمک کنید، خوب آخه بی معرفت ها پس مردانگی تان کجا رفته؟!

 لااقل ساختمانهایی را که قرار است در "موسم بزک نمیر بهار میاد" بسازم و به این مردم شریف بیندازم! ببخشید، بفروشم و واگذار کنم! خوب لااقل پیش خریدش کنید

و اون پول های بی زبان تان که پس انداز کرده اید را برای گردش اقتصاد شهرتان توسط یک سرمایه گذار با انصاف! به مانند من، به جریان بیندازید!

البته می دانم در بین شما افراد بد بین و بد ذات و مغرضی هم هستند که مانع از سرمایه گذاری شما در جیب شریف "بدون در و دروازه" من می شوند، اما حالا که ساختمان هایم را پیش خرید نمی کنید، لااقل سهام "باد هوا" را که توسط اینجانب به شما عزیزانم پیشنهاد می دهم را بخرید! بخدا صواب دارد!

سرمایه گذار درجه یک ممتاز، اما علیل و ذلیلم،
با خرید سهام "باد هوا" برای رشد اقتصاد شهرتان! به من بینوای محتاج کمک کنید!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: طنز اجتماعی فروش سهام باد هوا توسط سرمایه گذار!!!، طنز اجتماعی، فروش سهام باد هوا، طنز، نقد، فرهاد داودوندی، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 26 بهمن 1397 توسط فرهاد داودوندی



از دست گدایان بی شمار در بروجرد، اَااااای هوار!


فرهاد داودوندی- بروجرد:


دیگه فقط کم مونده زیر دوش، توی حمام عمومی هم یکی بیاید بگوید: فقیرم، عاجزم، به من بینوا کمک کنید!

بروجرد کاملا در دست گدایان بی شماری است که به مانند "آمیب ها" ثانیه ای تکثیر پیدا می کنند.

پشت چراغ قرمز، توی سینما، داخل بخش جراحی بیمارستان، موقع همایش ها، داخل مساجد، داخل توالت های عمومی، مطب پزشکان و خلاصه هر کجا که فکر کنید گدایان عزیز! در بروجرد در حال جولان دادن هستند و برای اینکه دست شان را پیش هر کس و ناکسی دراز نکنند! مشغول شغل شریف و پر در آمد و بی مالیات گدایی می باشند!!!

سر قبرستان که دیگر نگو و نپرس! اینقدر گداها از سر کول مردم و صاحبان عزا بالا می روند که فراموش می کنی برای چی به قبرستان رفته ای!

یک لحظه هم غافل کنی کیف و موبایل و پول و لباس تنت را هم خواهند برد!

ختم کلام اینکه از دست گدایان بی شمار در بروجرد ااااااااای هوار.







طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: از دست گدایان بی شمار در بروجرد، اَااااای هوار!، گدا، فرهاد داودوندی، طنز، نقد، گدا در بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 26 بهمن 1397 توسط فرهاد داودوندی


وقتی کار دست کاردان باشد

اقدام ارزنده دکتر احسان مهاجر شجاعی

و استاد بهروز فرزاد



به قلم: فرهاد داودوندی



هفته گذشته بطور همزمان در دو نقطه مختلف بروجرد به مناسبت دهه فجر مسابقات دوچرخه سواری و دو و میدانی برگزار شد


قهرمانان این دو رشته ورزشی از خط پایان گذشتند و جوایز خود را از دست آقایان احسان مهاجر شجاعی و بهروز فرزاد دریافت کردند،

اما این پایان این مسابقات نبود.....

از حواشی جالب توجه این مسابقات ورزشی اینکه در اقدامی کاملا تصادفی و دقیقا به مانند هم، طی چند روز بعد از برگزاری مسابقات، آقای احسان مهاجر شجاعی پس از شنیدن اینکه دو نونهال دونده با اینکه آخر شده اند اما موفق به گذشتن از خط پایان شده اند، "در به در" به دنبال یافتن این دو دونده کم سن و سال بوده تا از آنها تقدیر بعمل بیاورد

و در نقطه ای دیگر از شهر نیز آقای بهروز فرزاد طی چند روز گذشته به دنبال یافتن  دو نونهال دختر و پسری بوده که با جدیت رکاب زده اند و موفق به عبور از خط پایان مسابقه شده اند، اما در روز مسابقه از آنها تقدیر بعمل نیامده است..


دوچرخه سواران نونهالی که مورد نظر آقای بهروز فرزاد بوده اند امروز جوایز خود را از ایشان دریافت کردند و دو دونده مورد نظر آقای احسان مهاجر شجاعی نیز قرار است روز جمعه توسط ایشان مورد تقدیر قرار بگیرند.

دکتر احسان مهاجر شجاعی و استاد بهروز فرزاد از افتخارات ورزش بروجرد هستند، این دو سرمایه ورزش بروجرد نشان دادند که اگر در ورزش کار دست کاردان باشد چیدمان پازل موفقیت های روز افزون، ساده تر از آن چیزی است که "چسبیده های به ورزش" در این شهر نشان می دهند.


حرکت ارزنده ای که دکتر مهاجر شجاعی و استاد بهروز فرزاد با صرف وقت و هزینه برای تشویق و علاقمند نمودن 4 نونهال بروجردی به  ورزش از خود نشان دادند باید برای بعضی ها! که مسوولیت ورزشی را ارث پدری خود انگاشته و ورزش را یک دکان در آمد زایی می پندارند، یک درس باشد،

درسی که نشان داد، آنانکه از جنس واقعی ورزش هستند و دل شان برای ورزش می تپد، افراد کاربلدی هستند که از تمام قرصت ها برای رشد ورزش این دیار استفاده می کنند.






طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: کار دست کاردان، احسان مهاجر شجاعی، نقد، نقد ورزشی، علی داودوندی، بهروز فرزاد، دوچرخه سواری بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 23 بهمن 1397 توسط فرهاد داودوندی



مربی بی اخلاق، به جایی نخواهد رسید


به قلم: فرهاد داودوندی


بعضی مربیان ورزشی فکر می کنند دریافت حکم حضور در کلاس های دانش افزایی و یا شرکت صرف در کلاس های مربی گری به تنهایی کافیست تا به یک ورزشکار کلمه مربی اطلاق شود.

سالها قبل دکتر اکرامی موسس باشگاه شاهین، اصل حضور ورشکاران و مربیان در این باشگاه را به سه عامل اول اخلاق، دوم درس و سوم ورزش منحصر کرده بود تا جائیکه این سه اصل بسیار مهم بعدها پایه گذار مکتب شاهین در ورزش ایران شد.

ورزشکاران جوانی که تحت نظر دکتر اکرامی در مکتب شاهین پرورش یافتند بعد ها تقریبا همگی از افراد اخلاق مدار و تحصیل کرده رده بالای فوتبال ایران شدند.

متاسفانه بعضی از مربیان ورزشی، هوار و داد، جار و جنجال، توهین به دیگران، تخریب دیگر مربیان و .... را عامل مطرح کردن خود در ورزش می پندارند و غافل هستند که تنها مربیانی می توانند در عرصه ورزش جاودانه و تاثیر گذار باشند که رعایت اصول اخلاقی را همیشه و در همه حال سرلوحه فعالیت های مربیگری ورزشی خود قرار بدهند.

ختم کلام اینکه مربی که بر اعصاب خودش مسلط نباشد و سخنان بی پایه و اساس و توهین آمیز را خطاب به دیگران بر زبان بیاورد، هیچگاه به جایی نخواهد رسید، حتی اگر هزار حکم مربیگری از حضور در کلاس های مختلف مربی گری را در صندوقچه منزل شان روی هم تلنبار شده داشته باشد. والسلام.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: مربی بی اخلاق به جایی نخواهد رسید، نقد، نقد ورزشی، مربی بی اخلاق، فرهاد داودوندی، مربی ورزشی، مکتب شاهین،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 22 بهمن 1397 توسط فرهاد داودوندی

مربیان استعداد یاب و کارشناسان ورزش

باید دعوت بشوند


( مشکل ورزش بروجرد بی پولی نیست،

تفکر غیر حرفه ای است)






به قلم: فرهاد داودوندی

سالهاست که مسوولین ارشد ورزش شهر نشست هایی با مسوولین هیات های ورزشی برگزار می کنند، اما همچنان نشست اصلی را برگزار نمی کنند!

سالهاست نشست با روسای هیات های ورزشی که بنوعی زیر مجموعه خود اداره ورزش به حساب می آیند را به حساب نشست های ورزشی می گذارند در صورتیکه  آنانکه باید دور هم گرد بیایند نه مسوولین هیات های ورزشی، که مربیان کاربلد و استعداد یاب ورزش هستند

چه خبر از سجاد مهرابی؟ آروین معظمی گودرزی کجاست؟ پیمان یاراحمدی در چه حال است؟ چه کسی از آخرین وضعیت اشکان کوشکی  خبر دارد؟

مطمئنا در نشست روسای ورزش شهر با روسای هیات ها  فقط کمبود ها بیان خواهند شد، حداکثر درخواست ها در اینگونه جلسات  بر حول محور بی پولی و کم پولی می چرخد

اما  مشکل ورزش بروجرد بی پولی نیست، داشتن تفکرات غیر حرفه ای مشکل اصلی است

اگر قصد داریم بصورت ریشه ای مشکلات ورزش شهر را پیگیری کنیم  باید جلسات با مربیان استعداد یاب و کارشناسان ورزشی برگزار شود

باید از استاد عبداله باعزم سوال کنند چه می شود کرد تا داوری بروجرد در فوتبال  بین المللی شود؟ نظر استاد محسن مرادی را جویا باید شوند که رمز موفقیت مداومش چیست؟ از استاد حسین سامانی علت عقب گرد دو و میدانی بروجرد را باید بپرسند

  رمز موفقیت نسل طلایی بوکس بروجرد را باید با استاد آرش روشنایی مطرح کنند، از استاد محمد تقی بیرانوند باید بپرسند چه می خواهی که برایت فراهم کنیم تا اولین مدال المپیک تاریخ لرستان را در رشته وزنه برداری برای مان به ارمغان بیاوری؟

از برادران  فرزاد باید علت چرایی توقف دوچرخه سواری بروجرد را جویا شوند، از افراد تحصیل کرده ای به مانند دکتر رضا صابونچی باید درخواست شود که چه باید کرد؟

نشست با روسای هیات های ورزشی  چه در اداره ورزش و جوانان و چه جدیدا در شورای شهر نشست های موفقی نبوده، نیست و نخواهد بود،  دور هم جمع شدن هایی  که نه در  دراز مدت و یا حتی  کوتاه مدت ثمری در پی نخواهد داشت.

آن نشستی می تواند مرهمی بر ورزش بروجرد و مانع عقب گرد ورزش بروجرد بشود که افراد کارشناس به آن دعوت شوند و رمز و رموز علل موفقیت ورزشی خود را در آن بیان کنند، نه اینکه  در نشست های تکراری  که سالهاست تکرار می شود به مانند همیشه در آنها  سخنان تکراری بی پولی  بیان شود.والسلام.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: ورزش بروجرد، فرهاد داودوندی، نقد، نقد ورزشی، ورزش، حرفه ای،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 12 بهمن 1397 توسط فرهاد داودوندی

شیشه عمر ورزشی جوانان ورزشکار را

نخواهم شکست


به قلم: فرهاد داودوندی

جوان هستند و جویای نام، در بسیاری از موارد هم در بیان حرفهای شان کاملا حق دارند، اما در بیان صحیح این سخنان راه تند را برمی گزینند و توقع دارند که حرفهای تندشان توسط من ورزشی نویس "مو به مو" رسانه ای شود اما غافل از اینکه......


غافل هستند از اینکه حاشیه، زندگی ورزشکار جوان را تحت شعاع قرار خواهد داد، بعد از مدت کوتاهی عمر ورزشی شان نابود خواهد شد و مجبور خواهند شد زودتر از آنکه فکرش را کنند با میادین ورزشی خداحافظی کنند.

نزدیک به دو دهه است فعالیت ورزشی نویسی دارم و طی این مدت جوانان ورزشکار بسیاری به من مراجعه کرده اند که از زمین و زمان شاکی بوده اند، جوانانی که شاید در بسیاری از موارد هم حق داشته اند،همیشه آنها را راهنمایی کرده ام و سعی شده راه و روش صحیح چگونگی احقاق حق ورزشی شان را به این ورزشکاران جوان نشان بدهم و به همین خاطر "هیچگاه" مطالب تند آنها علیه مربیان و مدیران ورزشی شهر و استان را در هیچ رسانه ای منتشر نکرده ام.

بسیاری از این جوانان ورزشکار بعد ها به کار بزرگی که برای شان انجام داده ام  واقف شده و حتی قدردان بوده اند اما در مقابل تعداد بسیار اندکی از همین ورزشکاران جوان به راه اشتباه شان ادامه داده اند و خود را شدیدا مقابل مربیان و مدیران ورزشی قرار داده و حتی من را متهم کرده اندکه چرا مطالب تند آنها را رسانه ای نکرده ام.

حاشیه برای هر ورزشکاری حکم سم مهلک را دارد، آنانکه به هر طریقی سعی کرده اند مرا مجبور کنند که مطالب تند شان را رسانه ای کنم غافل بوده اند که آن مطالب حکم شیشه عمر ورزشی شان دارد و باید در جریان قرار بگیرند که من از آن دسته ورزشی نویسانی نبوده و نیستم که با وارد کردن ورزشکاران جوان به حاشیه مخرب، شیشه عمر ورزشی این جوانان را بشکنم! هر چند که اگر خدای ناکرده چنین هدف شومی در سر می پروراندم به مانند آب خوردن بود که اینگونه افراد را با رسانه ای کردن سخنان شان از صفحه ورزش این شهر حذف کنم.

ختم کلام اینکه این تعداد ورزشکار جوان که به اشتباه راه ترکستان را برگزیده اند، حتی اگر پا را از حد ادب و نزاکت هم در رابطه با من بیرون بگذارند، عمر ورزشی این جوانان را کوتاه نخواهم کرد، البته صد در صد مطمئنم بعدها متوجه اشتباه شان خواهند شد و همین مرا بس است، زیرا معتقدم گذر زمان خیلی موارد مبهم ورزشی را روشن خواهد کرد





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: شیشه عمر جوانان ورزشکار را نخواهم شکست، فرهاد داودوندی، نقد ورزشی، نقد، ورزش بروجرد، منتقد ورزشی، شیشه عمر،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 5 بهمن 1397 توسط فرهاد داودوندی


باز هم سایه شوم "فروش"

بر سر هتل ورزش بروجرد


به قلم: فرهاد داودوندی


شنیده ها حاکیست که این بار قضیه فروش " هتل ورزش" بروجرد واقع در "مجتمع ورزشی ولایت" جدی تر از دفعات قبلی کلید خورده است.


هتل ورزش بروجرد بیش از 60 درصد پیشرفت فیزیکی دارد و تنها پروژه هتل ورزش در استان لرستان می باشد.


تعدادی از کارشناسان معتقدند برای اتمام پروژه هتل ورزش بروجرد مبلغی حدودا یک میلیارد تومانی مشکل گشا خواهد بود و این پروژه منحصر بفرد در استان را به سرانجام خواهد رسانید.


علاقمندان به ورزش در تعجب هستند که در حالیکه با صرف هزینه چند پروژه کوچکتر ورزشی می توان پروژه بزرگ هتل ورزش بروجرد را سرانجام رسانیدT چرا عزم جدی توسط مدیران ورزش چند سال اخیر استان برای اتمام این پروژه دیده نمی شود؟!


با توجه به خاطره بد بروجردی ها از حضور بخش خصوصی در امر خرید و ساختتعدادی از  پروژه های عمرانی این شهر که در بسیاری از موارد با بیان اینکه در یک پروسه زمانی کوتاه مدت مشخص شده که بودجه ای برای ساخت و ساز توسط بخش خصوصی وجود خارجی نداشته و بیشتر قصد گرفتن وام های کلان دولتی بوده، چه تضمینی وجود دارد که بخش خصوصی که قصد دارد هتل ورزش بروجرد را خریداری کند این مکان ورزشی را به اتمام برساند؟


ختم کلام اینکه قبلا هم نوشته بودیم با توجه به رکود اقتصادی در بروجرد، دلسوزان بروجردی مایلند ساخت و ساز این هتل توسط خود بروجردی ها انجام بگیرد تا بدین طریق تعدادی از نیروهای بروجردی در این پروژه در تمامی زمینه ها فعالیت داشته باشند، لذا به نظر می رسد برای کم کردن حاشیه های بعدی، توقف سریع فروش هتل ورزش بروجرد و شفاف سازی توسط مسوولین محترم ورزش استان، خواسته به حق و به جایی باشد.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: باز هم سایه شوم " فروش" بر سر هتل ورزش بروجرد، فرهاد داودوندی، نقد، نقد ورزشی، هتل ورزش بروجرد، هتل ورزش،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 5 بهمن 1397 توسط فرهاد داودوندی

در زمینه بی احترامی به پیشکسوتان ورزشی

آنکه ضرر می کند ورزشکار جوان است


به قلم: فرهاد داودوندی

بیش از 17 سال است افتخار ورزشی نویس بودن را در کارنامه ورزشی خودم دارم، سالها در روزنامه ورزشی وزین  سراسری 90 ستون های ثابت طنز و جدی ورزشی داشتم و اینک نیز حدود یک دهه است در اکثر نشریات استان لرستان و بروجرد ستون های ورزشی داشته و دارم


در تمامی این سالها که در کنار ورزش زندگی کرده ام، حداقل برای اینجانب ثابت شده تعدادی از ورزشکاران جوان راه را گم کرده اند، اینان افرادی هستند که کم کاری خود و نداشتن پشتکار در ورزش و عدم موفقیت خود را به گردن دیگران می اندازند.


ایستادن مقابل مربیان و پیشکسوتان را به اشتباه اعتماد نفس می پندارند، با اینکه فن آخر را یاد نگرفته اند می خواهند یک شبه برای خودشان جایی در ورزش دست و پا کنند و آنهم از روشی که دیگر در هیچ کجای دنیا طرفدار ندارد.

این ورزشکاران جوان به اشتباه می پندارند اگر شب و روز مربیان سابق خود را عامل عدم موفقیت خود معرفی کنند، می توانند برای خودشان جایگاهی در ورزش دست و پا کنند،

اما غافل از اینکه در این دوره و زمانه شرط اول موفقیت ورزشی و به دست آوردن جایگاه، از جاده احترام به بزرگترها می گذرد، هر چند که اگر ورزشکاری بصورت حرفه ای پشتکار داشته باشد هیچ مربی در دنیا نمی تواند مانع رشد این ورزشکار شود.

در زمینه تند سخن گفتن با بزرگتر و بخصوص با پیشکسوتان ورزشی، آنکه صد در صد ضرر می کند، ورزشکار جوان است و بس.

ایکاش روزی برسد که آن تعداد از جوانان ورزشکار که معتقدند مربیان شان باعث عدم پیشرفت اینها شده اند، با همان لحن تند و خارج از عرف دنیای پهلوانی که با پیشکسوتان ورزشی صحبت می کنند، رزومه فعالیت های جدی، مستمر و بدون وقفه خودشان را نیز بیان می کردند

تا همه در جریان قرار بگیرند که آنکه در ورزش پیشرفت می کند، جدیت و احترام را سرلوحه فعالیت و تمرینات ورزشی خود قرار داده و آنکه ورزش را تفریحی و تفننی انجام می دهد مطمئنا به رده های بالای دنیای قهرمانی و پهلوانی هیچگاه دست نخواهد یافت، حتی اگر دست به توجیه بزند و عالم و آدم را مقصر ناکامی خود معرفی کند. والسلام.

در آینده در این زمینه بیشتر خواهم نوشت.....

 




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد ورزشی، فرهاد داودوندی، پیشکسوت ورزشی، پیشکسوت، ورزشکار، ورزشکار جوان،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 2 بهمن 1397 توسط فرهاد داودوندی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظ