وبلاگ شخصی فرهاد داودوندی
 
( بروجرد ) اخبار فروشگاه ایساکو ، نجوم ، ورزش ، شطرنج، هنر و علم در بروجرد
آپلود عکس
Online User

خدمات وبلاگ نویسان-بهاربیست



امید مهدوی نیکو ( شلالوند)

ورزشکاری که به کشتی عشق می ورزد



امید مهدوی نیکو ( شلالوند) هم اینک و در حال حاضر نماینده استان لرستان در وزن 70 کیلو برای مسابقات بزرگسالان کشور در تنکابن برگزیده شده است.

امید در دو مرحله در مسابقات دی ماه و بهمن ماه توانست جایگاه خود در این وزن را تثبیت کند.

متولد سال 1371 بروجرد است و از سال 1384 کشتی را زیر نظر حسن لشکری آغاز و بعد از مدتی تاکنون  زیر نظر محسن مرادی ادامه داده است.

هر روز به طور مرتب دو جلسه تمرین فشرده زیر نظر محسن مرادی انجام می دهد و با اینکه دانشجوی تربیت بدنی است، بسیار آرزو دارد که با امید خدا و زحمات مربی اش و حمایت های خانواده به رده های بالای کشتی ایران دست پیدا کند.

با توجه به جدیت این کشتی گیر جوان بروجردی در تمرین  می توان امیدوار بود که بزودی شاهد خواهیم بود که امید مهدوی نیکو به جایگاهش در کشتی ایران خواهد رسید.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: امید مهدوی نیکو ( شلالوند)، کشتی، کشتی گیر بروجردی،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 20 دی 1392 توسط فرهاد داودوندی


پیام آقای یاسر کرمی

( برگزار کننده دو دوره مسابقه کشتی کشوری در بروجرد)

به بینندگان عزیز این سایت



متن زیر را آقای یاسر کرمی فرزند شهید لطف علی کرمی که هفته گذشته مسابقات کشتی جوانان ایران در بروجرد را برگزار نمود برای بینندگان عزیز این سایت ارسال نموده است:

دوستان عزیز بیننده در سایت شخصی فرهاد داودوندی، همراهان همیشگی خبرنگار فعال، صادق و البته دوست داشتنی.

لطف این جا به این است که بی پرده می توان نوشت، صمیمی تر بود و احساس تعلق داشت.

خدا را شکر که( دومین دوره مسابقات کشتی جام شهید لطف علی کرمی)  تمام شد، بدون حرف و حدیث و اتفاق تلخ!

امیدوارم توانسته باشیم با برگزاری دومین دوره از این جام باز هم نام " بروجرد"  عزیز را در سطح منطقه و کشور فریاد زده باشیم.

سلامت و سربلند باشید.

                                                       یاسر کرمی      23/4/1392





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: پیام آقای یاسر کرمی ( برگزار کننده دو دوره مسابقه کشتی کشوری در بروجرد) به بینندگان عزیز این سایت، یاسر کرمی، بروجرد، کشتی، جوانان،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 23 تیر 1392 توسط فرهاد داودوندی

طنز ورزشی

الکساندر کارلین سرپرست فدراسیون کشتی


 جهانی طی تماسی با این سایت:


چرا شما برای هر کار بود هول؟!!!



فرهاد داودوندی- بروجرد:

 
به دنبال هجوم طلبکاران به خانه کشتی فدراسیون و خالی کردن وسایل آن به جای طلب های شان، آلکساندرکارولین سرپرست موقت فدراسیون جهانی کشتی، ساعاتی قبل طی تماسی با این سایت با فارسی دست و پا شکسته گفت: ( خوشبختانه هر مسئول جهانی ورزش که با این سایت تماس می گیرد، فارسی را دست و پا شکسته حرف می زند!!!!)

کی هستی تو دیگه بابا؟! وی در ادامه نیز گفت: ما شنید که فدراسیون کشتی شما نداشت داد پول طلبکاران، آنها هم برد همه وسایل مدرن تمرین خانه کشتی را به مانند وزنه، تردمیل، باسکول و .....!

 کارلین سپس ادامه داد که: بود قرار که از سال 2020 شد حذف کشتی در المپیک! اما ظاهرا بود شما هفت ماهه به دنیا آمد! هنوز جوهر حذف کشتی نشد خشک! شما آتش زد به اموال خانه کشتی تان!

لااقل اجازه داد تا 202 کشتی گیران تان شد با آن دستگاه ها تمرین کرد! ممکن هم هست نشد حذف کشتی از المپیک! چرا شما برای هر کار بود هول؟!!!

کارولین در خاتمه نیز گفت: از حالا به بعد ما غلط کرد گفت که قرار است یک رشته ورزشی در جهان و المپیک شد جایش عوض! چون شما هنوز حرف از دهان ما نیامد بیرون، آتش زد به اموال ورزشی تان! 





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: چرا شما برای هر کار بود هول!!!، آلکساندر کارلین، کشتی، سرپرست کشتی،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 15 اسفند 1391 توسط فرهاد داودوندی

امیر رضا قاسمی ( صاحب عکس بالا)  در وبلاگ وزین اش " عجیب ولی واقعی" عکس اختصاصی و مطالب جالبی در رابطه با مسابقات کشتی جام جهانی گذاشته است که بخاطر جالب بودن، آن را برای رویت بینندگان عزیز سایت گذاشته ام.


حاشیه های اختصاصی


مسابقه فینال کشتی آزاد جام جهانی - تهران


امروز قرار بود که مسابقه فینال جام جهانی کشتی آزاد 2013 تهران  راس سرعت 17 در ورزشگاه 12 هزار نفری آزادی تهران برگزار شود . ما هم تصمیم گرفتیم که به دیدن این مسابقه برویم . ساعت 14 به ورزشگاه رسیدیم . با آنکه 3 ساعت به زمان برگزاری مسابقه باقی مانده بود ، ولی جای سوزن انداختن نبود . با هزار مکافات گوشه ای را پیدا کردیم و در تمام طول  مسابقه سر پا بودیم . این دیدار  بعد از معارفه تیم ها از ساعت 17:45 دقیقه در حالی که  حدود 15 هزار تماشاگر در سالن حضور داشتند  شروع شد . تیم کشورمان که با ترکیبی قدرتمند گام به میدان گذاشت با پیروزی در 6 وزن از 7 وزن  قهرمان جام جهانی لقب گرفت. برای ایران در این دیدار رحیمی، اسماعیل پور، گودرزی ، لشگری ؛حامد تاتاری و کمیل قاسمی  صاحب پیروزی شدند و تنها تقوی نتیجه را به حریف واگذار کرد.

                                      

حاشیه های این دیدار :

-          محمد رضا طالقانی  ریس سابق فدراسیون در حالیکه  بین مردم نشسته بود ، بارها توسط تماشاگران  تشویق شد . اصرار گوینده سالن برای حضور در جایگاه ویژه هم نتیجه ای نداشت و تا پایان مسابقه ایشان بین مردم  مسابقات را تماشا کردند  .

-          دکتر محمود احمدی نژاد در اواخر کشتی احسان لشگری در وزن 84 کیلوگرم مقابل حریف قدرتمند روسی وارد سالن شد و با تشویق بی امان علاقه مندان کشتی روبرو شد.

-          توزیع مدالهای تیم  ایران توسط پیشکسوتان به قهرمانان اهدا شد . در زمان توزیع مدال ها و جام قهرمانی تیم ملی کشتی آزاد ایران زمانی که همه انتظار داشتند، رییس جمهوری مدال ها را بر گردن ملی پوشان و اعضای کادر فنی تیم کشورمان بیاندازد، او از پیشکسوتان کشتی دعوت کرد تا اینکار را انجام دهد . امامعلی حبیبی اولین طلایی کشتی ایران در المپیک، علیرضا سلیمانی قهرمان سال 1989 جهان در وزن فوق سنگین و غلامحسین الهام سخنگوی دولت از جمله کسانی بودند که مدال کشتی گیران کشورمان را به گردن آنان انداختند.

 

پس از پیروزی 6 بر یک تیم ایران مقابل روسیه، تماشاگران شعار 6 تایی‌ها در استادیوم سردادند و به شدت تیم ایران را تشویق کردند.

 

پس از پیروزی 6 بر یک تیم ایران مقابل روسیه، تماشاگران شعار 6 تایی‌ها در استادیوم سردادند و به شدت تیم ایران را تشویق کردند.

 

-          بهروز وثوق ، لیدر معروف خرم آبادی در بین لیدرها  حضور داشت و در قسمتی از سالن وظیفه خود را با شور و حرارت زیاد انجام می داد .

 

-          تماشاگران در طول مسابقه بارها فریاد المپیک المپیک سر دادند و جالب این بود که مقامات قیلا نیز با آنها همصدا شده و دو بار دور سالن را طی کرده  و با مشت های گره کرده اعتراض خود را به احنمال حذف کشتی در المپیک اعلام کردند .

 

-          صادق گودرزی گشتی گیر لرستانی  که در وقت سوم به نظر می رسید از نظر بدنی در برابر حریف قدرتمند خود کم آورده است، به یکباره نتیجه کشتی را تغییر داد وبا چند زیر جانانه، کشتی را به سود خود و تیم ایران به اتمام رساند تا ایران با نتیجه 4 بر یک و در شرایطی که دو وزن دیگر باقی مانده بود، به مقام قهرمانی دست یابد.

 

جام قهرمانی تیم ملی کشتی آزاد ایران نیز توسط رییس جمهوری به علیرضا سلیمانی داده شد تا وی آن را به علی بیات سرپرست تیم ملی کشتی آزاد بدهد و او جام قهرمانی را بالای سر ببرد.

 

-          رسول خادم، سرمربی تیم ملی و مهدی تقوی، کشتی‌گیر کشورمان روی سکوی قهرمانی حضور نداشتند.

پس از توزیع مدال و جام تیم ها، سرود مقدس جمهوری اسلامی ایران در سالن 12 هزار نفری آزادی تهران طنین انداز شد.




طبقه بندی: ورزشی، 
برچسب ها: امیر رضا قاسمی، کشتی، عجیب ولی واقعی،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 4 اسفند 1391 توسط فرهاد داودوندی







از چپ: آقای مهدی ساطعی و آقای سید روح الدین حسینی


با بزرگان ورزش بروجرد

ورزشکار بدون حاشیه


در همین بروجرد خودمان، ورزشکارانی وجود دارند که هیچگاه وارد حاشیه نشده اند! چه آنزمان که خود در نوجوانی و جوانی ورزش می کرده اند و چه اینک که سن و سالی ازشان گذشته و همچنان به دور از هرگونه حاشیه ای از ورزش لذت می برند.

آقای مهدی ساطعی که خود و خانمش حق معلمی بر من دارند و سالها در دوره راهنمائی در مدرسه مواهب معلم من بوده اند از آن گروه ورزشکارانی است که از ورزش و در کنار ورزش بودن لذت می برد!

 از اولین سری مربیان و داوران کشتی بروجرد است که در سال 1353 زیر نظر مرحوم حبیب اله بلور موفق به دریافت مدرک مربیگری و داوری شده اند.

متولد سال 1328 بروجرد است و  از سال 1343 از دبیرستان پهلوی سابق زیر نظر آقایان حریری، مطهری و کاروان به کشتی روی می آورد و بعد ها زیر نظر آقایان اشترانی و داروغه در باشگاه های فیضی و امیریان به این رشته ورزشی ادامه می دهد.

آقای ساطعی اینک نیز سالهاست در کوهنوردی فعالیت دارد و همچنان از ورزش لذت می برد، خوشبختانه امروز در محل فروشگاه ایساکو خیابان رودکی، آقای سید روح الدین حسینی هم حضور داشت و در خدمت این دوستان که از ورزش کشتی گل می گفتند ، منهم گل می شنیدم .

برای آقای ساطعی و آقای حسینی صمیمانه آرزوی موفقیت دارم.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: ورزشکار بدون حاشیه، مهدی ساطعی، سید روح الدین حسینی، کشتی، بروجرد، ایساکو، خیابان رودکی، رودکی،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 1 بهمن 1391 توسط فرهاد داودوندی
سپاس از آقای تقوایی

کاش سد کشتی بروجرد شکسته شود 

بروجرد در رشته کشتی چهره های ارزنده و لایق طی دوره های مختلف کم نداشته ، فقط به دلایل نامعلومی نتونسته در سطح ملی و بیم المللی عرض اندام کنه .
انگار یک حصار ترس و وحشت یا سرخوردگی وجود داره .
امیدوارم با ورود به لیک برتر ، این سد شکسته بشه و کشتی بروجرد از این لاک بیرون بیاد و جسارت خودشو نشون بده .
اونایی که دوره ما سوپر استار محسوب میشدن مثل آقای کوشکی - محمد تند رو همکلاسی عزیزم - برادران صادقی - ایرج قنبری - حسن لشگری - و حتی یکی دو نفر که در مسابقات کشتی بین استانها در اثر ضربه و قطع نخاع از بین رفتن مثل زنده یاد بشیر نصرالهی ( همکلاسی ما ) و محسن پرنده ، ولی هیچ گاه یادی یا اسمی از آنها در هیچ محفل و باشگاه و گزراشی نمیاد .
هیچ میدونین که بشیر نصرالهی قهرمان وقت دوره خود بود و مدالهای رنگارنگی در سطح استان و منطقه داشت و پس از مرگش ، پدر و مادرش در اثر فشارهای روحی و روانی از شهر خارج شدن و به
روستا رفتن و در خیالات خودشون با بشیر زندگی میکنن .

تقوایی از تهران




طبقه بندی: ورزشی، 
برچسب ها: سد، کشتی، تقوائی، کشتی بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 25 اردیبهشت 1391 توسط فرهاد داودوندی
سپاس از بیننده عزیزی بنام آقای گودرزی

نظری در رابطه با کشتی


سلام،استاد گرامی خواهشمندم به اطلاع آقای حسینی برسانیداگر خواهان پیشرفت سطح کشتی بروجردهستندهزینه ای را که میخواهند درلیگ برتر انجام دهندخرج تیم های پایه نوجوانان وجوانان شهر کنند تادر چند سال آینده با کشتی گیران شهر خودمان به نبرد با دیگر کشتی گیران لیگ برویم .با این کار به جز هزینه ا ی بیخودکار مثبتی انجام ندادیم.ملایر اگر الان در رقابت با مازندران است،نون سرمایه گذاری چند سال گذشته اش را میخورد واسکلت اصلی تیم هم در لیگ پارسال از ملایر بودحال در چند وزن هم کشتی گیر استخدام کرده بودند.در دوره های قبل که تیم ماکیان شرکت کرده بود آبروی کشتی بروجرد و شهر را بردیم واقعا جایگاه اصلی کشتی بروجرد در استان و کشور کجاست . چند وزن از تیم ملی بچه های بروجرد هستند.محسن قاسمی هم اگر به پیگیری های خودش وخارج شدن ازبروجردنبود الان سرنوشتی بهتر از تندرو ولشگری نداشت.بابا بجای این کارمربیان شهر را با اعزام به اردوی تیم ملی ونکته برداری از تمرینات تیم ملی ودعوت از مربیان به نام به علم روز تجهیز کرد.از لحاظ کمیت باشگاههای بروجرد در غرب کشور بالاترین آمار را دارن ولی متاسفانه از نظر کیفی در سطح خیلی پایینی قرار دارنددر حدی که در مسابقات استانی در برخی اوزان در دور اول یا دوم از دور مسابقات حذف میشوند.چشمه باید از خودش آب داشته باشد باریختن چند سطل آب چشمه جوشان نخواهد شد. با احترام




طبقه بندی: ورزشی، 
برچسب ها: کشتی، گودرزی، بروجرد، سرمایه گذاری،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 24 اردیبهشت 1391 توسط فرهاد داودوندی


محسن مرادی و تمرینات مستمر کشتی !


 عجیب است که این محسن خان مرادی از صبح تا شب کشتی گیرانش را بطور فشرده و سخت تمرین می دهد ، تا جائیکه شاگردانش در آخر تمرین نای حرف زدن و سر پا ایستادن را هم ندارند ، اما روز بعد شاگردان این مربی کاربلد که تعدادی شان به  تیمهای ملی دعوت شده اند ، زودتر از خودش سر تمرینات حاضر میشوند ! به هر حال بدون آنکه بخواهیم بدانیم  رمز این کار در چیست ؟ برای این مربی قهرمان پرور بروجردی  و شاگردان سخت کوشش  آرزوی موفقیت داریم .




طبقه بندی: ورزشی، 
برچسب ها: کشتی، محسن مرادی، تیم ملی، بروجرد، سخت کوش، تمرین،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 24 فروردین 1391 توسط فرهاد داودوندی
از آنجا که این پست مورد استقبال قرار گرفته لذا تا چند روز این پست در صدر مطالب ، ثابت خواهد ماند و خبر های جدید ، قبل از این پست گذاشته خواهد شد !
اگر برایتان اتفاق افتاده برایم بنویسید !

از خاطرات ورزشی تان بگوئید .

خاطرات شیرین ورزشی خود را  در قسمت نظرات برایم ارسال نمائید .

فرهاد داودوندی - بروجرد : آیا تاکنون در یک مسابقه فوتبال یا فوتسال ، حریف توانسته توپ را از میان پاهای شما رد نماید ؟ اصطلاحا تاکنون لائی خورده اید که تا پایان مسابقه تمام فکر و ذکرتان را به هم بریزد ؟! و آیا از آن هم بدتر اینکه در فکر انتقام بوده اید که بناگاه برای بار دوم از همان شخص لائی مجدد خورده باشید ؟  هیچگاه برایتان پیش آمده دروازه بان را هم دریبل بزنید و ناخواسته از جلوی دروازه خالی توپ را به اوت زده باشید ؟ آیا درمسابقه کشتی  در حالیکه جلو بوده اید اسیر بدل سریع حریف شده اید که تا خواسته اید به خود بیائید ، شانه های تان به تشک چسبیده باشد ؟!  به شخصی عبوری در مسابقات دو و میدانی که با دوچرخه در حال گذر بوده پیشنهاد داده اید که شما را سوار کند و چند صد متر جلوتر پائین بگذارد ، بعدش فهمیده باشید که طرف یکی از داوران  مسابقه بوده است ؟ آیا جلوی دوستان و برادران خود تاکنون توسط مربی تیم تان اصطلاحا  خیط شده اید ؟! و یا اینکه برایتان پیش آمده شما در مسابقه ای اول شده باشید ، اما مدال دومی را به شما داده باشند ؟!
 اگر خاطره زیبائی از زمان ورزش نمودن خود یا دوستان صمیمی تان دارید ، برایم در قسمت نظرات بنویسید تا با نام خودتان و یا اگر مایل نبودید بی نام در  این سایت بگذارم ! 
________________________________________________________

1 -  ارسال خاطره ای ورزشی از آقای رضا طولابی


سلام - قبل از هر چیز از ایده ی زیبای شما لذت بردم . دقیقا نمیدونم چه سالی بود ولی حداقل 9 سال قبل به همراه تیم ولوو جهت انجام مسابقه ی فوتبال از سری مسابقات لیگ دسته اول استان به بروجرد اومدیم - در دقیقه ی 45 گل خوردیم و دو بر یک عقب افتادیم توپ رو وسط زمین کاشتیم در حالی که تمامی نفرات تیم شهدان بروجرد در زمین خودشون بودند دروازبان اونا روی خط هیجده قدم وآیساده بود بعد از یک ضرب کوتاه توسط فوروارد کناریم از همون وسط زمین توپ رو بلند پشت سر دروازبان فرستادم و گل شد . در مجوع هم سه بر دو بازی رو بردیم - این گل شیرین ترین گل زندگیم بوده که هیچوقت فراموشش نکردم .

2 - ارسال خاطره ای از آقای علیرضا شریفی

با سلام
من خاطره ی تلخی از ورزش در زمان کودکیم دارم

کلاس پنجم ابتدایی بودم که در مسابقات دو میدانی در قسمت دو 45 متر مقام اول مسابقات دانش اموزی را کسب کردم و قرار بود که برای مسابقات کشوری که تابستان سال بعد در رامسر برگزار می شد به عنوان تیم لرستان حضور داشته باشم ولی افسوس که بعدا فهمیدم کسی دیگر رو جای من به اون مسابقات اعزام کردند و این شانس رو از من گرفتند که این موضوع برای من که بچه ای با هزار شوق و ارزو بخاطر حضور در مسابقات کشوری و رفتن به شمال کشور برای اولین باردر پوست خود نمی گنجیدم به یکباره تبدیل به تلخترین خاطره ورزشی ام کردند که هیچگاه فراموشش نمی کنم
3 - ارسال خاطره از آقای معین نجم زاده

درود.
دقیقا پارسال بود.کلاس تنیس روی میز داشتیم در دانشگاه رازی
کرمانشاه.میزهای تنیس کنار هم بودن همه داشتیم بازی میکردیم که ناگهان من با یک ضربه فورهند محکم,بینی بغل دستیمو که اتفاقا صمیمی ترین رفیقم بود (داود ابراهیمی) رو ناخواسته مورد ضرب قرار دادم,متاسفانه ازش خیلی خون رفت.باز هم دراینجا ازش معذرت میخوام!خاطره واقعا تلخ ورزشی بود که فراموش کردنش واسم بسیار سخته....
با تشکر از ایده جالب شما

4 - ارسال  دو خاطره  از آقای تقوائی
با سلام
1 - سال76 به مسابقات کشتی دانشجویان در شهر شوشتر اعزام شدیم ، در روز
اول مسابقات من توانستم با ضربه فنی دو تا از حریفانم را شکست دهم ،و از این بابت خیلی خوشحال بودم ، در خوابگاه کلی تحویلم میگرفتند و مربی و عوامل امیدشان به من بود چون در آستانه ورود به یک چهارم و فینال بودم . روز بعد که مسابقه حساسی داشتم ، به دوستم گفتم ، وقتی با حریف سرشاخ شدم یکی دو تا عکس حرفه ای و زیبا از ما بگیر ( راستش مغرور هم شده بودم ) لحضه ای که داور سوت آغاز مسابقه را زد ، من و حریفم در حال ورانداز کردن همدیگر بودیم ، در آن لحظه من به دوستم اشاره کردم که عکس بگیرد و سعی میکردم در شرایط عکس و نگاه به دوربین باشم که ناگهان در چشم به هم زدنی خودم را بین زمین و آسمان و در حال ضربه سالتو دیدم ، حریف من را سالتو کرد و بلافاصله ضربه فنی شدم .
این خاطره زیبا ، هیچ گاه فراموشم نمیشود که به خاطر یک عکس ، مسابقه حساسی را به راحتی باختم .

2- سال 75 مسابقات پرورش اندام استان همدان قرار بود در ملایر برگذار شود . ملایری ها هم برای عرض اندام و تقابل با همدانیها کسی را نداشتند ، من به آنها پیشنهاد دادم که چند نفر از زبده های بروجرد را می آورم .
روز مسابقه من به همراه آقا صدر و 4 نفر دیگر به ملایر رفتیم ، مسئول پرورش اندام ملایر از دیدن این ورزشکارها متحیر مانده بود و خیلی خوشحال بود که میتواند با این افراد روی همدانی ها را کم کند .
خوشبختانه تمام ما 5 نفر مقامهای اول و دوم را کسب کردیم ، مسئولین و تماشاچیان ملایر از خوشحالی باشگاه را روی سرشان گرفته بودند و در آن سال ملایر قهرمان استان همدان شد .
ناگفته نماند ، آقای صدر حسینی ( آقا صدر ) به عنوان ورزشکار بعلاوه 100 کیلو نیز بهترین ورزشکار معرفی شد.


5 - ارسال خاطره ای از آقای احسان مدیری

با سلام خدمت اقا فرهاد عزیز
حدود سال 76 بود كه با تیم منتخب بروجرد برای انجام مسابقات قهرمانی استان در رشته كشتی به خرم آباد رفته بودیم
تماشا چیان زیادی در سالن بودند تیم ما هم یك گوشه ای از سالن بالای سكوها یك جا جمع نشسته بودیم و هر موقع نوبت به یكی از بچه ها میشد همون بالا گرم میكرد و میومد روی تشك
تماشاچیان عزیز خرم ابادی هم كه میدونید چقدر حساسند روی بروجردیها نوبت به مسابقه من شد از قضا با خرم اباد و دوبنده پوشیدم و از بالای سكوها داشتم به سمت تشك میومدم كه چشمت روز بد نبینه از اون بالا تا پایین مورد حمله اماج لنگه كفش خرم ابادیهای عزیز قرار گرفتم و تا كنار تشك این حملات ادامه داشت و تمام روی كمرم جای لنگه كفش بود افتاده بودم یاد اسرای ایرانی كه از تونل سربازان عراقی رد میشدند و هر كسی به نوبه خودش از خجالتم در میومد
و مطمئن باشید كه با اون روحیه ای كه قبل از مسابقه گرفتم توی اون دوره از مسابقات نفر اول شدم
البته این خاطره مال سالها پیشه و ما اون موقع جوون بودیم مطئنا الان هم استانیهای عزیزمون تغیر كردند و این بحث خرم اباد بروجردو به فراموشی سپردند

6 -  ارسال 2 خاطره  از آقای علی صناعی
بنام خدا -باسلام
1 - سال1379بودکه آقای حجت ساطعی بعد از جلسه در هیئت فوتبال در موردبازیهای جوانان تصمیم گرفت که به علت ضعیف بودن تیمش از مسابقات انصراف دهد ولی مسولین هیئت وآقای احمد کردی او را راضی کردند که تیم داری کند بعد از آن جلسه آقای ساطعی محسن کردی ومن را بعنوان مربی تیم انتخاب کرد و ماسریعاباهمان بضاعت کارمان را شروع کردیم در بازی اول باید به مصاف تیم قدرتمندشهرداری که به تازگی حاج علی نظامی مربیگری آن تیم را پذیرفته بود بازی میکردیم وچون آن زمان من و محسن کردی شاگرد حاج علی درتیم 24بعثت بودیم با تفکراتش آشنایی داشتیم.در روز مسابقه تیم ما نفس شهرداری را گرفته بود و دو بر صفر از آنها جلوبودیم که داور آن بازی آقای ع ج که معلم ورزش هم بود سعی داشت که کارهایی بکند که وقتی دید شهرداری کاری از پیش نمیبرد به مهاجم تیم ما آقای فریبرز گودرزی گفت که چرا تیم شما را روی چمن راه داده اند و حیف این چمن!که تیم شما روی آن بازی می کند و شما شانسی گل زده اید و چون شهرداری در طول بازی حتی 2-3 توپ را به محوطه جریمه ما نیاورده بود در دقایق آخر وقتی که مدافع ما با معین مهاجم شهرداری دو سه متر جا مانده بود وقتی به علت گل بودن زمین معین لیز خورد و زمین خورد ع -ج پنالتی گرفت و ما 2بر1شهرداری را بردیم و تا فینال گلی را دریافت نکردیم و به لیگ استان راه پیدا کردیم و سال بعد من به خدمت سربازی رفتم و محسن کردی هم مربیگری را قبول نکرد و دوست خوبمان حبیب شهربان مربیگری تیم را قبول کرد و به لیگ استان برد.نکته جالب برای من اولین مربیگری من در آن زمان در سن 19 سالگی بود که موفق بودم و ره مربیگری برای من بازشد و همچنین حرفهای آن داور عزیز.اگه میشد خاطره تادلت بخواد دارم بازم میگفتم استاد

2 - سال1384 مربی تیم بزرگسالان استقلال جوان بودم در بازی قبل یکی از بازیکنان تیم خیلی تکروی میکردو نظم بازی تیممون رو بهم ریخته بودبرای بازی بعد که با تیم وحدت بود تصمیم گرفتم که این بازیکن را در ترکیب قرار ندهم این کار من باعث دلخوری چندتا از دوستان او شده بود خیلی با من صحبت کردند که او را در ترکیب بگذارم ولی چون اعتقاد داشتم که کارهای بیجای  او در زمین برایمان در کار تیم مشکل ساز میشود قبول نکردم ، کاپیتانهای دو تیم برای تعیین زمین نزد داور رفتند بعد از تعیین زمین یکی از بازیکنان گفت اگر او بازی نکند ما هم بازی نمیکنیم من هم گفتم او به هیچ عنوان بازی نمیکند ناگهان 5 بازیکن تیممان زمین را ترک کردندآقای موسی صابونچی پیشم آمد و گفت علی این بازی رو بهش بازی بده بعد هرتصمیمی خواستی بگیر ولی من قبول نکردم و خدایی هم آقای حجت ساطعی هم از من حمایت کرد بازیکنان جوانان را بجای آنهایی که قهرکرده بودند گذاشتم مهدی شاکرم دروازبانمان بود فوروارد گذاشتم و دروازه بان جوانان را درون دروازه وبقیه را هم درپستهای مورد نیاز قراردادم.ده دقیق از بازی گذشت و یک گل خیلی بد از وحدت خوردیم نیمه اول بازی را یک بر صفرباختیم.بین دونیمه بابازیکنان صحبت کردم و خودم هم لباس پوشیدم دروازه بان را بیرون کشیدم و مهدی شاکرم را در دروازه گذاشتم و خودم برای بار اول در طول دوران بازیگری ام فوروارد بازی کردم اواسط نیمه دوم بود که من یک گل زیبا زدم بازی یک بریک شد چند دقیقه بعد مدافع حریف را دریبل کردم دروازه بان وحدت بیرون آمد و دو بازیکن وحدت پشت دروازه بان رفتند و من یک پاس رو به عقب به مهاجم تیم جوانانمان دادم و او هم گل خوبی زد ولی حاج حسن در حالیکه کمک داور آقای مسعود عسگری آفساید اعلام نکرد خودش سوت آفساید را زد خدایی و پیغمبری آفساید نبود این را همه مسولان هیئت هم گفتند.درحالیکه بازیکنانی که زمین را ترک کرده بودند روی سکو منتظر شکست سنگین ما بودند خدا کمک کرد و من که برای بار اول مهاجم بازی میکردم گل زدم و نباختیم وحتی لیاقت برد را داشتیم.بعد از بازی آقا موسی صابونچی پیشم آمد و حرفی بهم زد که هنوز هم درگوشم هست بهم گفت که من زیاد بازی کردم و مربیگری کردم ولی این کار تو باعث میشه که باند بازی جمع بشه و من خیلی لذت بردم از کارت.


7 - خاطره ورزشی از فرهاد داودوندی

سال 1367 دروازه بان تیم تعاون در لیگ دسته دوم فوتبال بروجرد بودم ، ظهر مرداد ماه ساعت 1 ظهر مسابقه داشتیم ،  خیلی گرسنه بودم  ، قبل از مسابقه و حدود ساعت 12.30 دو بشقاب برنج و خورشت با دو سه لیوان دوغ محلی و سنگک داغ و سبزی تازه ، نوش جان نمودم !!!  نیم ساعت بعد درون دروازه نای نفس کشیدن نداشتم چه برسد به شیرجه رفتن برای توپ ! با شروع بازی احساس می نمودم وزنم شده دویست کیلو ! و عنقریب است که جان به جان آفرین تسلیم نمایم !!! دو سه دقیقه از زمان بازی گذشته بود ، کرنر شد ، تیر یک را گرفتم  ، خوشبختانه یا بدبختانه  ! توپ رفت روی تیر دو ! 20 بازیکن خودی و رقیب برای تصاحب توپ ریختند بر سر یکدیگر و مثل فوتبال آمریکائی اصلا در آن همهمه معلوم نبود کی چکاره است ! نای راه رفتن به سمت بازیکنان را که روی تیر دوم و در  نیم متری خط دروازه روی هم ریخته شده بودند را نداشتم ، با هر بدبختی !!! بود خودم را لحظاتی بعد بالای سر همه بازیکنانی که روی زمین افتاده و در هم پیچیده بودند ، رساندم ! ناگهان پای یکی از بازیکنانی که در آن زیر در حال تقلا برای نجات جان خودش بود از پائین محکم به ساق پایم خورد ! تعادلم را از دست دادم و از فرط درد به زمین افتادم  ........
دقیقا لحظه برخورد من با زمین و درست روی خط دروازه ، احساس نمودم یک توپ مثل هندوانه گرد ، زیر بغلم گیر نمود  ، دقت نمودم دیدم توپ مسابقه است که بر اثر اتفاق در حال ورود به دروازه بوده و زمین خوردن اتفاقی من باعث شده بود توپ زیر بغلم متوقف شود ! حالا تصور کنید تشویق بی امان مربیان و نیمکت نشینان مان را از من !
 مابین دو نیمه همه از آن صحنه می پرسیدند که توی آن شلوغی چگونه با این دقت بینظیر و با زمان بندی به موقع و بسیار دقیق توپ را درست روی خط گرفتی ؟! و جواب توام با خالی بندی من ، که : ای بابا ! درسته که تصاحب اینگونه توپها کار هر دروازه بانی نیست اما گرفتن اینگونه توپهای خطرناک سالهاست شگرد دروازه بانی من است  !!

 8 - ارسال خاطره ای از آقای رضا جایدری

تابستان سال 1384 برای تهیه گزارش مسابقات دوچرخه‌سواری استقامت استان به جاده خرم‌آباد- الشتر رفتیم.
بین مسیر مدام فیلم می‌گرفتیم و در كیلومتر 35 جاده، دوربین را بالای یكی از سربالایی‌های مسیر مستقر كردیم تا از دوچرخه‌سوارانی كه با زحمت بالا می‌آمدند تصویر بگیریم. اكثر شركت كنندگان رد شدند.
2 نفر آخر با هزار مشقت در حال بالا آمدن بودند كه ناگهان چند سگ از دور آنها را دیدند و به سمت‌شان حمله‌ور شدند!
یكی از آنها با دیدن سگ‌ها ناگهان انرژی گرفت و از ترس به سرعت سربالایی را پیمود(با دوپینگ سگ‌ها) و دیگری كه دید توان بالا آمدن از این سربالایی را ندارد، روی دوچرخه را برگرداند و به طرف خرم‌آباد فرار كرد ...
اكیپ صدا و سیما از جمله فیلمبردار با دیدن این صحنه از خنده روده‌بر شدند

9 - ارسال  خاطره ای از آقای یاسر گودرزی

سلام
سال سوم راهنمایی دروازه بان تیم منتخب مدارس بروجرد بودم

آنقدر دروازه بانی ام خوب بود که به یاسر افسانه ای معروف شدم.
در مسابقات استانی با درخششم تیممان توانست به فینال مسابقات ببرسد.
در فینال مسابقات اما در حالی که بازی با نتیجه 1-1 دنبال میشد تیممان حمله کرد و من برای دیدن صحنه حمله جلو آمدم.بازیکن تیم حریف با ضربه ای چیپ توپ را به کنج دروازه مان فرستاد و آن بازی را باختیم.
با اینکه 8سالی از آن مسابقه ی تاریخی می گذرد اما هنوز هم عذاب وجدان دارم که چرا در آن صحنه جلو آمدم.

10 -  ارسال سه خاطره ورزشی از آقای
عباس نظامی


با سلام و تشکر از ایده خوبتان آقای داودوندی تمام دوران جوانی بنده در ورزش و با ورزشکاران بود و خیلی خاطرات تلخ و شیرین دارم که یکی دو تا از آنها را برایتان مینوسم .

  1 - چندسال پیش با تیم فوتبال سپیدرود که یکی از قدرتهای شهر بودیم بازی میکردم . یکروز یکی از دوستان که یادش بخیر و الان در آبادان زندگی میکنه و دفاع آخر تیممان بود ( حسین منصوری ) به آقا موسی صابونچی گفت برای تیم یک بازی تدارکاتی با تیم ماشین سازی اراک ترتیب داده ام و همه مقدمات آن فراهم شده و خودم روز قبل به خانه برادرم میروم و منتظر شما میمانم تا شما هم بیائید و در شهرک ماشین سازی بازی را انجام دهیم . ماهم از صبح زود بیدار شدیم و بند و بساط را جمع کردیم و با یک مینی بوس دربستی به اراک رفتیم و به محل مسابقه رفتیم ولی هیچ کس از جریان بازی خبر نداشت و از هر کس سئوال میکردیم میگفتند که چنین توافقی با هیچ کس نداشته ایم و جالب اینکه از حسین منصوری هم خبری نبود . اون زمان موبایل و تلفن همراه هم وجود نداشت و نمیتونستیم با اون تماس بگیریم و دست از پا درازتر سوار مینی بوس به بروجرد برگشتیم که در کمال تعجب حسین منصوری سر دوراهی بروجرد زیر درختی در وسط بلوار نشسته بود و منتظر رسیدن مینی بوس بود که با دیدن ما پای پیاده به سمت روستای فلکی به سمت سیلو فرار کرد . شما حساب کنید یک تیم فوتبال خشمگین چگونه دنبال یک نفر می کنند و خلاصه وقتی جو آرام شد گفت که از روی شوخی میخواستم اذیتتان کنم و از دیروز تا حالا در خانه بودم و داشتم به شما میخندیدم .


2 - یک خاطره تلخ هم از هندبال دارم
در سال 74 تیم هندبال بروجرد در لیگ دسته دوم باشگاههای ایران بازی میکرد ( که به نظرم تنها تیم تاریخ بروجرد باشد که در میان رشته های مختلف تیمی در لیگ دسته دوم باشگاههای ایران بازی کرده است ) و من مربی تیم بودم . تیم خوبی داشتیم بازیها در ماهشهر بود و تیم پتروشیمی ماهشهر هم میزبان مسابقات ، تیمهای قدری از تهران و اصفهان و خراسان و فارس حضور داشتند که تیم قدرتمند ما یکی بعد از دیگری تیمها را پشت سر گذاشتیم و بعنوان تیم اول در بازی ضربدری به تیم میزبان یعنی پتروشیمی ماهشهر خوردیم در این بازی هم با توجه به جمعیت فراوان تشویق کننده و با اتکا به بازی فیزیکی و قدرتی تا حدود 4 دقیقه به پایان بازی با اختلاف دو گل از حریف پیش بودیم و برای رسیدن به فینال و حضور در لیگ دسته یک کشور همین چهار دقیقه باقی بود که با توجه به میزبانی تیم پتروشیمی و هزینه های هنگفتی که برای این مسابقات کرده بودند دست به دامان داوران شدند و در چهار دقیقه پایانی دو نفر از بهترین بازیکنان ما یعنی محسن ترمه چی بازیکن 2 متر و 8 سانتیمتری و چپ دست تیم و عباس ولک زاده که او هم با 185 سانتیمتر قد و حدود یکصد کیلو وزن محکمترین دفاع تیم بود رو با اخطارهای دو دقیقه ای از زمین اخراج کردند و در ثانیه های آخر با گرفتن یک پنالتی که اصلاً بازیکن ما بازیکن حریف را لمس هم نکرده بود تیم ماهشهری با اختلاف یک گل برنده شد و به فینال رفت و حق تیم ما رو برای رسیدن به لیگ دسته یک کشور خوردند .

3 - یک خاطره دیگه از هندبال . در سال 1372 در مسابقات جشنواره جوانان هندبال کشور که از هر شهر یک تیم به مسابقات اعزام میشد ، همراه تیم بروجرد به شهر قم رفتیم اون زمان ماه محرم در تابستان بود و مسابقات هم در اواخر ماه محرم ، بچه های تیم ما برعکس تمامی تیمها که بازیکن صغر سنی داشتند و بقولی بازیکن تقلبی ، بچه های ما همه کم سن و سال و هنوز به بلوغ جسمی نرسیده بودند و بقول رئیس فدراسیون وقت که یکی از بازیهای ما رو تماشا میکرد تیم ما کوچولو بود . من هم آن موقع با 25 سال سن جوانترین مربی و از نظر قیافه مثل اکثر بازیکنان تیمهای دیگر ، یک شب وقتی بچه ها تیم قدر خمینی شهر اصفهان را بردند در خوابگاه جشن گرفته بودند و با سر و صدا و آواز تعدادی هم وسط خوابگاه رقص محلی ( چوکه ) راه انداخته بودند که یکدفعه در باز شد و مسئول مسابقات با رئیس فدراسیون و رئیس تربیت بدنی شهر قم و یه عالمه هیئت همراه وارد شدند و گفتند " به به ، ماه محرم و شهر مذهبی قم و شما هم جشن و پایکوبی و رئیس فدراسیون رو به من کرد و گفت عزیزم سرپرست و مربیتون کجا هستند ، منم گفتم آقا رفتن بیرون خرید ، بعد گفت شما از اینا بزرگتری بهشون بگو ساکت باشن تا مربیتون بیاد و وقتی اومد بگو یه سری بیاد دفتر اردوگاه ، درست نیست سرو صدا کنید ، و رفتند . حالا شما تصور کنید بعد از رفتن اونا و عکس العمل بازیکنان تیم ما که تا یکی دو ساعت خنده بازار براه بود .

11 - ارسال خاطره ورزشی از آقای نام مستعار اشترینان

سلام،تابستان سال 69مسابقه فوتبال بین تیم شهید بیات بروجرد وتیم اشترینان بود از وقتی که داور مسابقه سوت شروع رازد چند تا از تماشاگران من راشیر کردن که دور زمین فوتبال رابدوم .من هم تاپایان بازی بدون حتی یک دقیقه استراحت دودیدم حدود120دقیقه درآخر هم غش کردم....ونتیجه بازی هم 2-1اشترینان برد.گل شهید بیات راحسین خراطی وهردوگل اشترینان راحسن گودرزی زد.درضمن الان30ساله هستم و500کیلومتر از زادگاهم دور میباشم.(اشترینان مظلوم ترین شهر جهان.)لطفا پیام نمایش داده شود

12 -  ارسال خاطره ورزشی از آقای فرهاد بشیری

 با سلام این سایت خوب رو که تنها سایتی میباشد که مدتی یکبار اسمی از شهرم اشترینان رو که بسیار مورد کم لطفی مسئولین قرار میگیرد آقای علی صناعی دوست خوبم معرفی کرده جناب داودوندی من هم اسم شما هستم و میخواستم خاطره ای تعریف کنم من در زمان مربیگری خوب آقای غلامحسین کردی دروازه بان نساجی بودم و الان هم دروازه بان تیم شهرم اشترینان هستم در هر تعطیلات نوروزی جام روستاهای اشترینان در روستای برده سره برگزار میشود در سال 82 من دروازه بان تیم میزبان بودم در حین بازی فوروارد حریف حمله ای کرد و من برای گرفتن توپ تک به تک با حریف رو به رو شدم در این حین کفش فوروارد از پای اون دراومد و محکم با پا به جای توپ به سر من ضربه زد ومن بیهوش شدم و چون روزهای قبلی برف اومده بود وقتی بهوش اومدم سرم زیر برف بود وتمام مردم روستا و بازیکنان بالای سر من بودن و سرم از ده جا باد کرده بود ولی پای اون فوروارد از روز اولش هم بهتر شده بود چون بعدا تعریف میکرد میگفت شوتام قویتر شده اند با تشکر از شما دلسوز ورزش بروجرد و اشترینان

13 - ارسال خاطره ورزشی از آقای داود پهلوان
اواخر دهه60 تیم جوان ، محبوب و قدرتمندی در بروجرد وجود داشت بنام : "سپیدرود" تنها تیمی بود كه مقابل تیمهای قدرتمند آن موقع بروجرد مثل شهید علی بیات و پاس كه همه ی بزرگان فوتبال شهر را داشت عرض اندام میكرد . حقیر هم به اتفاق استاد موسی صابونچی هافبك وسطهای این بودیم . یك روز مسابقه داشتیم با تیم پاس ، استاد صابونچی كه مربی تیم هم بود قبل از شروع بازی به مدافعان گفت : مواظب حمید فرهانی( اهل آبادان) كه بازیكنی تكنیكی و خطرناك بود باشید و برای خنثی كردن حركات او هركاری خواستید بكنید پشت محوطه 18 قدم ، داخل 18 قدم هیچكس حق ندارد تكل زیر پای او بزند كه براحتی و با حربه های خاصش پنالتی میگیرد . دفاع آخر ریز نقش ، كار بلد و شوخی داشتیم بنام حسین منصوری زاده كه او هم اهل آبادان بود ، از قضا در حین بازی حمید فرهانی فرصتی بدست آورد و پا به توپ وارد 18 قدم شد و حسین منصوری می توانست با تكلی آرام توپ را بیرون بزند كه این كار را نكرد و حمید فرهانی توپ را درون دروازه ما جای داد . آقا موسی داد زد به حسین كه چرا توپ را نزدی بیرون؟؟ و حسین با خونسردی تمام گفت: مگه خودت نگفتی توی 18 قدم هیچكس حق ندارد زیر پای حمید فرهانی تكل بزند !!! البته بازی را به تساوی كشاندیم و نیجه 1 بر 1 تمام شد اما خاطره اش هنوز هم كه هنوزه مانده . موفق و مؤید باشید





طبقه بندی: خاطرات ورزشی، 
برچسب ها: اگر، اتفاق، خاطره ورزشی، لائی، کشتی، دو و میدانی، فرهاد داودوندی، بروجرد، رضا طولابی، شهدان بروجرد، معین نجم زاده، علیرضا شریفی، تقوائی، رضا جایدری، یاسر گودرزی، علی صناعی، احسان مدیری، عباس نظامی، هند بال، اشترینان، صدر حسینی، آقا صدر، قم، مربی، فرهاد بشیری، موسی صابونچی، داود پهلوان،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 21 اسفند 1390 توسط فرهاد داودوندی

سالن جهان پهلوان غلامرضا تختی بروجرد و ضرورت ایجاد خانه کشتی در این سالن
 سالهاست که سالن جهان پهلوان غلامرضا تختی بروجرد در اختیار اداره آموزش و پرورش  شهرستان است و تا آنجا که من در جریان هستم بیشتر دانش آموزان دختر و معلمین خانم از این سالن استفاده می نمایند . سالها بود که شاهد برگزاری مسابقات ورزشی در این سالن نبودم و بیشتر خاطرات من از سالن پیر شهرمان به قبل از انقلاب و برگزاری مسابقات بوکس ، کشتی ، بسکتبال و بخصوص والیبال جام پاسارگاد که در آنزمان بروجرد هم در آن جام حضور داشت بر می گردد که سالن مملو از تماشاگران می شد . خوشبختانه  دیروز مسابقات کشتی انتخابی بروجرد در این سالن برگزار گردید و دوباره این سالن قدیمی چشمش به جمال تماشاگران روشن شد . امیدوارم که اداره تربیت بدنی بتواند با رایزنی با اداره آموزش و پرورش این سالن را در اختیار هیات کشتی بروجرد بگذارد تا بعد از سالیان سال کشتی بروجرد نیز دارای یک سالن اختصاصی بشود .




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: سالن جهان پهلوان غلامرضا تختی بروجرد، آموزش و پرورش بروجرد، بوکس، کشتی، بسکتبال، .الیبال جام پاسارگاد،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 15 بهمن 1390 توسط فرهاد داودوندی

آشنائی با دو پیشکسوت خوش نام کشتی بروجرد
هیات کشتی بروجرد در اقدامی جالب ، اقدام به معرفی کمیته فنی مسابقات کشتی در بروجرد نموده است ، چهره دو پیشکسوت کشتی بروجرد آقایان قدرت نعمت خواه و سعید زرندی بعنوان مسئولین کمیته فنی برای خود من خیلی جالب بود ! قرار شده این کمیته کشتی گیران مستعد را برای حضور در تیم شهر معرفی بنماید ! قبلا هم در این سایت از این دو پیشکسوت خوش نام بروجرد گفته ام ، اما جالب است بدانید آقای قدرت نعمت خواه چهره بسیار موجه ای در ورزش و بخصوص کشتی بروجرد است که همه از کوچک و بزرگ کاملا ایشان را می شناسند . در رابطه با اقای سعید زرندی قبلا هم گفته ام که آن سالی که امیر خادم و رسول خادم در کشتی نوجوانان ایران اوت شدند ! یک کشتی گیر از بروجرد مقام اول ایران را به دست آورد .  سال بعد  که براداران خادم دوباره به مقامی دست پیدا ننمودند این ورزشکار بروجردی دوباره مقام کشوری آورد ! اما الان براداران خادم کجا ؟ و کشتی گیر بروجردی کجا ؟ سال 1363 قهرمان نوجوانان ایران در وزن 41 کیلو شده و سالهای بعد هم مقام های کشوری آورده . حتی قهرمان دانشجویان ایران  نیز شده است . برای انتخابی بازیهای آسیائی به اردوی تیم ملی هم دعوت شده و  کاظم نریمانی کشتی گیر سرشناس آنزمان که تقی اکبر نژاد را شکست داده بود را در فینال شکست داده  . به هر حال انتخاب این افراد برای کمیته فنی هیات کشتی بروجرد کار بسیار پسندیده ای بوده است .  





طبقه بندی: ورزشی، 
برچسب ها: کشتی، کشتی بروجرد، سعید زرندی، قدرت نعمت خواه، کمیته فنی، کمیته فنی هیات کشتی بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 14 بهمن 1390 توسط فرهاد داودوندی

مسابقات انتخابی کشتی در بروجرد
 امروز جمعه 14 بهمن 1390 یکدوره مسابقه کشتی ، به همت هیات کشتی بروجرد در سالن تختی بروجرد برگزار گردید طی سخنانی با مسئولین هیات آقایان مجید گودرزی ، سهیل گندمکار و یاری ، معتقد بودند که  با برگزاری این مسابقات نفرات برتر به اردوی آمادگی دعوت خواهند شد و از حالا به بعد بروجرد برای برگزاری هرگونه مسابقه درون شهری یا برون شهری با نفرات کاملا آماده قدم به عرصه مبارزات کشتی خواهد گذاشت  . نتایج این مسابقات طی یکی دو روز در همین سایت




طبقه بندی: ورزشی، 
برچسب ها: کشتی، مسابقات انتخابی کشتی، کشتی در بروجرد، مجید گودرزی، یاری، سهیل گندمکار،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 14 بهمن 1390 توسط فرهاد داودوندی

اسطوره کشی در لرستان تا کی ؟
بارها دیده و شنیده ایم که ما ساکنان لرستان و هم زبانان ساکن در استانهای همجوار ، از ظلمی که در حق استان مان شده فریاد وامصیبتا سر داده ایم ! همیشه چنین پنداشته ایم که در پایتخت ، عده ای دور هم نشسته اند و می خواهند فقط حق استان لرستان را ضایع کنند ! اینقدر هم این حرفهای بی پایه و اساس را برای خودمان تکرار کرده ایم که دیگر چشممان به داشته های خودمان هم نمی افتد ! نمی خواهیم قبول کنیم که هیچکس و در هیچ کجا برای لرستانی ها نقشه در سر نمی پروراند ! که اگر چنین بود سکان هدایت تیم ملی کشتی ایران را به دست یک لرستانی نمی سپردند ! حرف من این است که ما خودمان ، ببخشید ! دچار توهم شده ایم ! ما خودمان نمی توانیم از داشته های مان به نحو احسن استفاده نمائیم !  هنر حمایت از اسطوره های مان را نداریم آنوقت شب و روز در خیال باطل اینکه در تهران و دیگر شهر های با نفوذ ، برای ما نقشه می کشند به سر می بریم ! روز مسابقه کشتی بین تیم خونه به خونه بابل و شهرداری ملایر که در سالن ولایت بروجرد برگزار گردید ، وقتی دیدم که تیم غلامرضا محمدی اسطوره تاریخ کشتی ایران و لرستان مورد  بیمهری گروهی اندک از تماشاگران تیم رقیب قرار گرفت غم سنگینی بر دلم نشست ! برد و باخت به چه قیمتی ؟ به قیمت نابود نمودن اسطوره استان خودمان ؟! وقتی مسئولین تیم رقیب از آن عده  تماشاگران اندک خود که توهین می نمودند ، نخواستند که فقط تیم خودشان را تشویق کنند و کمتر به تیم غلامرضا محمدی توهین کنند ، دانستم که از ماست که بر ماست ! خوب طبیعی است وقتی به هموطنان بسیار عزیز مازندرانی خود القاب بد نسبت بدهیم ، آنان نیز ما را با کلمات نامناسب جوابگو خواهند بود ! چه میشد مسئولین تیم رقیب ، با اشاره دست از آن تعداد اندک هواداران در حال توهین خود می خواستند که به حرمت غلامرضا محمدی سر مربی لرستانی تیم ملی کشتی ایران ، به هواداران تیم غلامرضا محمدی توهین نشود  و فقط تیم خودشان را تشویق کنند ! اگر محمدی تیمش را بیرون کشید ، علاوه بر ناداوری داوران ، دل پردرد  غریبه بودن در استان خودش ، فشار را بر وی مضاعف نموده بود ! باز هم دم هیات کشتی لرستان و بروجرد گرم ! که تجلیلی هر چند اندک از این اسطوره کشتی ایران نمودند !  یاد بگیریم که به جای متهم نمودن دیگران ، رفتار خودمان را اصلاح نمائیم ! سالها باید بگذرد تا کشتی گیر بزرگی به مانند غلامرضا محمدی لرستانی متولد شود که چنین بر سکوی بلند کشتی ایران تکیه بدهد ! منظور من از این نوشته فقط غلامرضا محمدی نیست ! پهلوان آرش مردانی ، محسن قاسمی ، پیمان یاراحمدی و دیگر نخبه های کشتی لرستان در سالن حاضر بودند ، وقتی ببینند با اسطوره شان چنین برخورد میشود ، چه انگیزه ای برای ادامه کشتی شان در این استان دارند ؟!  چرا حرمت نگه نمی داریم ؟ ! اما توقع داریم همه حرمت ما را نگه دارند ؟!هیچکس در روی کره زمین نمی تواند حرمت ما لرستانی ها را از بین ببرد ، مگر رفتار اشتباه و دفاع بد از کردار غلط خودمان !




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: اسطوره، اسطوره کشی، غلامرضا محمدی، پهلوان آرش مردانی، محسن قاسمی، پیمان یار احمدی، لرستانی، مازندارنی، کشتی، بروجرد، مازندران، تیم کشتی شهرداری ملایر، تیم کشتی خونه به خونه بابل،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 16 دی 1390 توسط فرهاد داودوندی


گفتگو با عبداله عزیزپور رئیس هیات کشتی لرستان

فرهاد داودوندی _ بروجرد :

آقای عزیز پور نظرتان در رابطه با حواشی کشتی بروجرد چیست ؟
- کشتی بروجرد از دیر باز  قطب کشتی لرستان بوده است و هم اکنون نیز اگر به نتایج به دست آمده سال گذشته کشتی لرستان در آسیا و جهان نگاهی بیندازیم شاهد خواهیم بود که مدال های رنگارنگ محسن قاسمی و پیمان یاراحمدی از بروجرد در سطح اسیا و جهان باعث شده که بروجرد همچنان در لرستان حرف اول را بزند ! اما در رابطه با حواشی هیات بروجرد باید بگویم اگر کشتی گیری بخواهد برای هیات بروجرد حاشیه سازی کند فقط کافیست نامش را به هیات استان بدهند تا  چنین افراد حاشیه سازی را با محرومیت  و جریمه تنبیه کنیم ! اما اگر مشکلات بین خود پیشکسوتان است که باید در نشست های دوستانه و بین خودشان مشکلات را حل کنند !
آقای عزیز پور ، نظرتان در رابطه با کشتی گیران رده های سنی و نوع مربیانشان در سطح استان چیست ؟
متاسفانه کشتی لرستان برای استفاده مستمر از نیروهای خود بستر سازی ننموده است و ممکن است در بعضی اوزان با مشکل جانشینان خوب مواجه بشویم ، اما در کل من معتقدم که باید مسئولین و مربیان رده های سنی تفکیک شود !
در کوتاه مدت چه برنامه هائی برای رشد کشتی لرستان در نظر دارید ؟
با رایزنی های بعمل آمده بزودی  مسابقات انتخابی کشتی کشور را در لرستان برگزار خواهیم نمود  ، مدتهاست که در رابطه با مربیان درجه یک لرستانی و بخصوص بروجردی که در عمل بسیار موفق اند اما متاسفانه بنا به دلایلی کارت مربیگری ندارند در حال رایزنی با فدراسیون هستیم که برای این عزیزان کارت مربیگری بگیریم ، که خوشبختانه تا کنون برای عده ای از این عزیزان موفق شده ایم کارتهای مربیگری را از فدراسیون کشتی دریافت نمائیم .
نظرتان در رابطه با انتقادات ورزشی نویسان از کشتی استان لرستان چیست ؟
معتقدم که برای پیشبرد کشتی باید از نقطه نظرات منتقدین ورزشی استفاده نمود ، در همینجا لازم است بگویم که خود من تمامی مقالات انتقادی شما ( فرهاد داودوندی ) را در نشریات استان خط به خط می خوانم و حتی چندی پیش که از هیات کشتی استان انتقاد نموده بودید را خواندم و سعی مان بر این است که اگر جوابی داشتیم  در عمل بکار ببریم و اگر نه از نظرات منتقدین به نحو احسن استفاده نمائیم ( لازم به ذکر است که آقای عزیز پور بر خلاف بعضی از مسئولین ورزشی در سطح استان و بروجرد که در برخورد با منتقدین با بی تفاوتی اعلام می نمایند که اصلا روزنامه نمی خوانیم ! چندین متن و مقاله ورزشی اینجانب فرهاد داودوندی را  که در نشریات وزین استان لرستان در چند ماه  گذشته ، به چاپ رسیده را برایم با دقت تمام بازگو نمود )
 چرا لرستان در لیگ برتر کشتی تیم ندارد ؟
 هدفمان این است که با پیدا نمودن حامیان مالی اگر بشود در سالهای آینده ما هم در لیگ نماینده داشته باشیم . زیرا  همین الان  در سطح استان لرستان کشتی گیرانی داریم که یک سر و گردن از بعضی از کشتی گیران لیگ برتر  بالاتر هستند .
 برای آقای عبداله عزیز پور آرزوی موفقیت دارم . 





برچسب ها: عبداله عزیزپور، لرستان، بروجرد، کشتی، کشتی لرستان، مربیان کشتی،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 15 دی 1390 توسط فرهاد داودوندی

مسابقه کشتی تیم شهرداری ملایر با خونه به خونه بابل  در بروجرد به جنجال کشیده شد!
فقط سه مسابقه در سالن ولایت بروجرد برگزار گردید و از مسابقه چهارم بخاطر رای داوران در برنده نمودن سعید داداشیپور کشتی گیر ملایر ، تیم خونه به خونه بابل حاضر به ادامه مسابقات نشد ........ متن کامل خبر با عکس تا ساعاتی دیگر در همین سایت




طبقه بندی: ورزشی، 
برچسب ها: جنجال، کشتی، خونه به خونه، شهرداری ملایر، بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 15 دی 1390 توسط فرهاد داودوندی

آقای محمدی چه خبر از کشتی ایران ؟
فرهاد داودوندی - بروجرد : غلامرضا محمدی سرمربی لرستانی تیم ملی کشتی آزاد ایران که به همراه تیم کشتی " خونه به خونه " بابل برای برگزاری مسابقه با تیم شهرداری ملایر به بروجرد آمده است با اینکه کسالت داشت  اما با روی باز پذیرای من شد و در جواب سوال من که پرسیدم از کشتی ایران چه خبر ؟ گفت : با توجه به نتایج خوبی که در جهانی استانبول به دست آوردیم ، بعد از اتمام لیگ کشتی که در تاریخ 26 دی ماه خواهد بود ، با شروع اردوی تیم ملی و شرکت در مسابقات یاشاردوغو ترکیه ، مسابقات اسیائی کره ، جام جهان پهلوان تختی  و مسابقات انتخابی المپیک قزاقستان ، هدفمان را بر کسب سه سهمیه 60 کیلو ، 84 کیلو و 120 کیلو گذاشته ایم  . وقتی از محمدی پرسیدم کشتی لرستان را چگونه میبینی ؟ گفت : خوشبختانه شرایط خیلی از قبل بهتر شده است و همین مدال های رنگارنگی که توسط کشتی گیران لرستانی در مسابقات فرنگی و آزاد آسیا وجهانی به دست آمده است نوید روزهای بهتر را می دهد !
آیا اگر لرستان و بخصوص بروجرد ، سال آینده تیمی در لیگ برتر کشتی  آزاد ایران داشته باشد حاضرید مربیگری این تیم در لیگ را بر عهده بگیرید ؟ محمدی در اینجا بدون هیچگونه مکثی گفت : در یک جمله هر کمکی از دستم برای پیشرفت کشتی لرستان و بروجرد بربیاید کوتاهی نخواهم کرد . در مقابل سوال آخر من نیز که پرسیدم حاشیه ها و فسادی که در فوتبال می بینیم در کشتی هم وجود دارد یا نه ؟ گفت : خوشبختانه تا کنون کشتی از این حاشیه ها مبرا بوده و اجازه نخواهیم داد کشتی نیز به اینگونه مشکلات آلوده بشود .
برای غلامرضا محمدی  قهرمان جهان  و سرمربی موفق تیم ملی کشتی ایران آرزوی موفقیت دارم .   




طبقه بندی: ورزشی، 
برچسب ها: غلامرضا محمدی، کشتی، خونه به خونه، لیگ برتر کشتی، بروجرد، لرستان،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 15 دی 1390 توسط فرهاد داودوندی

RAIF   RAFETOV
  ( آقای رئیف رئفتوو )
فیزیوتراپ تیمهای ملی کشتی ایران

مطمئن باشید اگر کسی مدارج عالی در ورزش جهان را طی می کند با پشتکار می تواند جایگاه خود را تثبیت کند .  آقای رئیف ، جوان بلغاری که فارسی را به مانند زبان مادری روان صحبت می کند مدت 8 سال است که در ایران مشغول به کار در عرصه فیزیوتراپی تیمهای ملی می باشد ، با توجه به اینکه متولد سال 1981 میلادی در بلغارستان است وی حدودا سی سال دارد . یعنی از سن 23 سالگی در رده بالای ورزش ایران مشغول به خدمت می باشد . همسری ایرانی اختیار نموده و به 5 زبان زنده دنیا مسلط است . در آینده در پست های دیگر در همین سایت از لوس و ننر بار آوردن فرزندان ایرانی ها سخن خواهم گفت ، تا جائیکه حتی ورزشکاران درجه یک ما در لیگ های معتبر دنیا با بهانه  "دلتنگ شهر و دیار خود شده ام "! عطای ماندن در دیگر کشورها و طی نمودن مدارج ترقی در ورزش دنیا را بر لقای آن بخشیده و با اولین بلیط برگشت دوباره سر از خانه و کاشانه پدری در می آورند ! بدون اینکه تجربه مفیدی از ماندن در ورزش دیگر کشورها برای ما به ارمغان آورده باشند ، حتی بخاطر تنبلی بیش از حد از یاد گیری زبان کشور میزبان نیز عاجزند  و یکی از دلایل  دیپورت نمودنشان توسط کشور میزبان یا برگشت خود خواسته شان تنبلی نهادینه شده در وجودشان می باشد . به هر حال آقای رئیف را جوان بسیار موفق و کوشائی دیدم که با این سن و سال توانسته در کشوری دیگر بجز سرزمین مادری خودش قواعد بازی را بخوبی اجرا نماید ، تا جائیکه همه ورزشکاران و بخصوص کشتی گیران ایرانی با وی خیلی راحت هستند .  برای آقای رئیف جوان موفق بلغاری ، ساکن در ایران که با توجه به ازدواج با یک خانم ایرانی حالا دیگر بنوعی ایران کشور دومش به حساب می آید ، آرزوی موفقیت دارم   




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: RAIF RAFETOV ( آقای رئیف رئفتوو ) فیزیوتراپ تیمهای ملی کشتی ایران، کشتی، بلغارستان، کشتی گیران،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 14 دی 1390 توسط فرهاد داودوندی
مصاحبه با ابراهیم مهربان مربی تیم کشتی
خونه به خونه بابل


مصاحبه ای با ابراهیم مهربان کشتی گیر سابق تیم ملی کشتی آزاد ، مربی کنونی تیم ملی و مربی تیم خونه به خونه بابل انجام داده ام که متن مصاحبه فردا روی همین سایت خواهد آمد




طبقه بندی: ورزشی، 
برچسب ها: کشتی، فردا، سایت تیم ملی کشتی آزاد، مربی، ابراتهیم مهربان، مصاحبه،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 14 دی 1390 توسط فرهاد داودوندی

بروجرد ،خانه دوم ملایری ها برای مسابقات
لیگ کشتی کشور

فرهاد داودوندی - بروجرد : شنیده های کاملا موثق حکایت از این دارد که کمیته انضباطی فدراسیون کشتی رای بر محرومیت تیم کشتی ملایر تا پایان فصل از دیدارهای خانگی داده است و قرار شده که تیم کشتی ملایر بازیهای خانگی خود را در بروجرد انجام بدهد . از آنجا که فاصله ملایر تا بروجرد کمتر از 50 کیلومتر است و  هموطنان عزیز ملایری مان نیز رابطه شان با  مردم بروجرد بسیار خوب است   ، از هم اکنون باید گفت در صورتیکه مسابقات تیم کشتی شهرداری ملایر به بروجرد منتقل بشود  ، برای تیم خوب کشتی ملایر ، در موقع مسابقات در بروجرد هیچگونه حاشیه ای درست نخواهد شد و مردم خونگرم بروجرد تیم ملایر را تیم دوم خود می دانند همانطور که تیم کشتی ملایر ، بروجرد را شهر دوم خود می داند ! تمامی علاقمندان به کشتی در بروجرد مطمئنا به یاری تیم ملایر خواهند آمد و با همکاری علاقمندان ملایری که در موقع مسابقات به بروجرد خواهند آمد ،حتی لحظه ای نخواهند گذاشت که کشتی گیران ملایری احساس غربت بنمایند .




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: کشتی، ملایر، بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 8 دی 1390 توسط فرهاد داودوندی


چرا ملایر تا پایان فصل از میزبانی لیگ برتر کشتی محروم شد ؟
فرهاد داودوندی : ظاهرا شنیده ها حاکی از این است که به دنبال زد و خورد در مسابقه کشتی بین تیمهای نفت تهران و شهرداری ملایر در مسابقات لیگ کشتی کشور ، کمیته انضباطی فدراسیون کشتی ، رای به محرومیت شهرداری ملایر از میزبانی مسابقات  این فصل داده است ! جل الخالق ، علیرضا رضائی سرپرست تیم نفت تهران جو سالن را به هم زده است و سالن را به اغتشاش کشانیده است ، آنوقت باید علاقمندان به کشتی ملایر محروم شوند ؟! اینک که دست های پشت پرده در ورزش کشور علاقه ندارند که تیمهای شهرستانی در مقابل تیمهای تهرانی موفق بشوند ، برگزاری مسابقات لیگ دیگر چه معنائی دارد ؟ یک کاپ گرانقیمت و زیبا برای تیمهای تهرانی بخرند و بدون برگزاری هیچ ! مسابقه ای ، طی مراسمی کاپ را به تیمهای تهرانی بدهند و سر خودشان و ما را به درد نیاورند ! امیدوارم که خبر تکذیب شود و فدراسیون حق مردم فهیم و علاقمند به ورزش شهرستان ملایر را پایمال نکند ! در ضمن اگر خبر صحت داشته باشد که حکم محرومیت برای یک فصل صادر شده است که باید گفت وامصیبتا برای ورزشی که مسئولین فدراسیون کشتی اش روز روشن سر یک تیم خوب شهرستانی را بریده اند ! 




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: کشتی، ملایر، محرومیت،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 7 دی 1390 توسط فرهاد داودوندی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظ